آگاه: ابومعین ناصربن خسروبن حارث قبادیانی بلخی، معروف به ناصرخسرو، در نهم ذیالقعده سال ۳۹۴ هجری قمری (۳۸۳ خورشیدی) در روستای قبادیان از توابع بلخ، در خانوادهای متمکن که به امور دیوانی و دولتی اشتغال داشتند، پا به ابن جهان گذاشت. دوران کودکی او با حوادث بزرگی همچون جنگهای طولانی سلطان محمود غزنوی و خشکسالیهای بیسابقه در خراسان همزمان بود، که او را برای یک زندگی پرحادثه آماده کرد. ناصرخسرو در جوانی به تحصیل علوم متداول زمان پرداخت و در علومی چون فلسفه یونانی، طب، موسیقی، نجوم و کلام به تبحر رسید. او در دربار غزنویان و بعدها در دربار سلجوقیان در مرو، به عنوان مردی ادیب و فاضل به حرفه دبیری اشتغال ورزید و از جایگاه اجتماعی والایی برخوردار بود.
نقطه عطف زندگی ناصرخسرو در سن ۴۰ سالگی رخ داد؛ زمانی که در اثر یک تحول فکری که با خوابی مشهور آغاز شد، از شراب و لذایذ دنیوی دست شست و شغل دیوانی را رها کرد. او در این رؤیا کسی را دید که او را به بیداری از خواب ۴۰ ساله فرا میخواند. پس از این تحول، ناصرخسرو راهی سفر حج شد؛ سفری که هفت سال به طول انجامید و جغرافیای وسیعی از مرو تا نیشابور، ری، آذربایجان، شام، فلسطین، مصر و مکه را دربر گرفت. او در نهایت در انزوای دره یمگان بدخشان ساکن شد و باقی عمر خود را به تألیف آثار درخشان و سرودن اشعار حکمی گذراند تا اینکه در سال ۴۸۱ هجری قمری درگذشت.
سفرنامه ناصرخسرو الگوی کلاسیک روایتگری عینی است
سفرنامه ناصرخسرو نه تنها قدیمیترین نمونه موجود از این ژانر در زبان فارسی است، بلکه به لحاظ سبکشناختی، الگویی بیبدیل برای نثر مرسل و علمی به شمار میرود. ناصرخسرو در این اثر، برخلاف دیوان اشعارش که سرشار از استعاره و مفاهیم پیچیده کلامی است، زبانی ساده، روان و عاری از تکلف را برگزیده است تا گزارش دقیقی از مشاهدات خود ارائه دهد. او در توصیف شهرها، سیستمهای آبرسانی، بازارها و ابنیه تاریخی با چنان دقتی عمل میکند که گویی یک نقشهبردار یا مهندس در حال ثبت وقایع است.
منتقدان ادبی بر این باورند که ارزش این سفرنامه فراتر از یک خاطرهنویسی شخصی است. ناصرخسرو در توصیف قاهره، از نظام اقتصادی، امنیت اجتماعی و رفاه مردم به گونهای گزارش میدهد که تضاد عمیق آن را با آشفتگیهای ایران در اواخر عهد غزنوی و اوایل سلجوقی آشکار میسازد. او در توصیف بیتالمقدس، جزئیات مساحت مسجدالاقصی و صخره را با چنان ظرافتی ثبت کرده که امروزه به عنوان یکی از مهمترین منابع جغرافیای تاریخی مورد استناد محققان بینالمللی است. در واقع، او با پرهیز از مبالغه و تکیه بر معاینه، اعتمادی خدشهناپذیر میان خود و خواننده ایجاد میکند.
سیر تحول سفرنامهنویسی در ایران، از قاجار تا طلوع مدرنیته
پس از ناصرخسرو، سنت سفرنامهنویسی در ایران با وقفهای طولانی روبرو شد و تنها با یورش مغولان و بیثباتی سیاسی، این ژانر به انزوا رفت. با این حال، در دوره صفویه و به دنبال آن در دوره قاجار، این سنت دوباره احیا شد. دوره قاجار را میتوان دوران طلایی رواج سفرنامهنویسی دانست؛ چرا که تصادم فرهنگی با غرب، نخبگان ایرانی را واداشت تا برای درک علل پیشرفت اروپا و به زعم آنها عقبماندگی ایران، به ثبت دیدههای خود بپردازند. در این دوران، آثاری چون سفرنامههای میرزا صالح شیرازی، حاج سیاح محلاتی و عبداللطیف موسوی شوشتری پدید آمدند که هر یک دریچهای نو به سوی جهان تازه بودند. این سفرنامهها نه تنها گزارش سفر، بلکه مانیفستهایی برای نقد استبداد و ترویج اندیشه توسعه بودند.
سفرنامهنویسان بزرگ معاصر و میراث ماندگار آنها
در دوران معاصر ایران، سفرنامهنویسی از حالت گزارشگری صرف خارج شده و با ادبیات داستانی، جامعهشناسی و فلسفه درآمیخته است. چهرههای بزرگی در این مسیر گام برداشتهاند که آثارشان امروزه به عنوان کلاسیکهای مدرن شناخته میشود.
جلال آلاحمد با کتاب «خسی در میقات»، سفرنامه حج را از یک متن عبادی به یک تحلیل اجتماعی و روشنفکرانه تبدیل کرد. آلاحمد در این اثر، با نثری تلخ و گزنده، به نقد رفتار زائران و مدیریت حج میپردازد و رد پای عقاید ضد غربزدگیاش در جایجای کتاب مشهود است. همچنین، محمدعلی اسلامیندوشن را میتوان فیلسوف سفرنامهنویسی ایران نامید. آثاری چون «صفیر سیمرغ» و «در کشور شوراها» تنها گزارش مکانها نیستند، بلکه تاملاتی عمیق در باب انسان، فرهنگ و تاریخ هستند. ندوشن با نگاهی جامع، پیوند میان هویت ایرانی و جهان را در سفرهایش میکاود.
همچنین از این جمله است، محمدابراهیم باستانیپاریزی که با آمیختن تاریخ، طنز و جغرافی در آثاری چون «از پاریز تا پاریس»، سبکی منحصر به فرد پدید آورد که در آن خواننده میان کویرهای کرمان و خیابانهای اروپا پل میزند.
ناگفته نماند، عیسی و عبدالله امیدوار با سفرهای جسورانه خود به دور جهان در دهههای ۳۰ و ۴۰ خورشیدی، نخستین سفرنامه تصویری و مردمشناسانه مدرن ایران را خلق کردند که بر پایه مشاهده قبایل بدوی و سرزمینهای ناشناخته بنا شده بود.
بحران اصالت در دهههای اخیر و افول از حکمت به توریستنامه
برخلاف تاریخ پربار سفرنامهنویسی در ایران، منتقدان ادبی و صاحبنظران بر این باورند که در چند دهه اخیر، این ژانر از شکل اصیل خود دور شده و دچار نوعی افول کیفی شده است. اگرچه تعداد کتابهای منتشر شده تحت عنوان سفرنامه افزایش یافته اما از نگاه نقد ادبی، بسیاری از این آثار فاقد ویژگیهای ساختاری و محتوایی یک سفرنامه واقعی هستند.
در سفرنامههای اصولی، دیگری در مرکز توجه قرار دارد اما در دهههای اخیر، سفرنامهها به خود-زندگینامهنوشت یا خاطرات شخصی تبدیل شدهاند که در آنها نویسنده بیش از آنکه به توصیف جهان بپردازد، به شرح احوالات درونی، خورد و خوراک و ملالت شخصی خود میپردازد. این آثار به جای آنکه پنجرهای به سوی جهان باشند، آینهای در برابر نویسنده هستند.
سفرنامهنویسان بزرگ گذشته، پیش از سفر، در علومی چون تاریخ، جامعهشناسی و هنر صاحبنظر بودند. در مقابل، بسیاری از سفرنامهنویسان جدید، تنها «توریستهایی» هستند که دیدههای سطحی خود را بدون نگاه فرهنگی یا تاریخی ثبت میکنند. منتقدان این پدیده را توریستنامه مینامند؛ آثاری که هیچ ارزشی به دانش جغرافیایی یا معرفتی خواننده اضافه نمیکنند.
از سویی، ظهور اینستاگرام و وبلاگنویسی، ماهیت سفرنامهنویسی را به گزارشهای تصویری لحظهای تقلیل داده است. شتابزدگی در تولید محتوا باعث شده تا تأمل که رکن اصلی سفرنامه است، از میان برود. نوشتههای ساندویچی و سطحی در شبکههای اجتماعی، جایگزین نثر دقیق و تحلیلهای چندلایه شدهاند که در دهههای قبل توسط افرادی چون شاهرخ مسکوب یا اسلامیندوشن ارائه میشد.
سفرنامه خوب از دیدگاه نقد ادبی ایران
منتقدان برجستهای همچون ایرج افشار، کامران فانی و محمدعلی اسلامیندوشن، در مقالات و گفتوگوهای خود معیارهایی را برای یک سفرنامه اصولی تدوین کردهاند که با تکیه بر آنها میتوان وضعیت فعلی را آسیبشناسی کرد.
در نظر ناصرخسرو، یک سفرنامه خوب باید سندی قابل استناد باشد. پرهیز از مبالغه، ذکر جزئیات دقیق جغرافیایی و اقتصادی و ثبت واقعیتها به دور از غرضورزی شخصی، نخستین شرط اصالت است. منتقدان به آثاری که فقط بر پایه تخیل یا شنیدهها بنا شدهاند، نمره قابل قبولی نمیدهند.
سفرنامه اصیل باید تلاش کند تا امکانی برای ایجاد تفاهم بین ملتها باشد. نویسنده باید بتواند در تصادم با فرهنگ دیگری، هویت خود را دوباره بازشناسد. آثاری که با نگاهی نژادپرستانه یا تحقیرآمیز به فرهنگهای دیگر مینگرند مانند برخی سفرنامههای قدیمی اروپایی درباره ایران، از منظر نقد مدرن، فاقد ارزش انسانی هستند. یک نویسنده بزرگ سفرنامه کسی است که بتواند میان یک پدیده کوچک مانند نوع سلام کردن مردم و ساختار کلان فرهنگی آن جامعه پیوند برقرار کند. سفرنامههایی که تنها به فهرست کردن وقایع میپردازند، گزارش سفر هستند، نه ادبیات سفر.
چه زمانی سفرنامهنویسی در ایران افول کرد؟
افول جدی سفرنامهنویسی از اواخر دهه ۷۰ و ابتدای دهه ۸۰ خورشیدی آغاز شد. در این دوره با افزایش سفرهای تفریحی و رواج گردشگری تودهای، سفرنامه از یک رسالت اندیشمندانه به یک کالای فرهنگی تبدیل شد. اگرچه نویسندگانی چون رضا امیرخانی با «جانستان کابلستان» یا برخی دیگر با آثار خود تلاش کردند تا این ژانر را زنده نگه دارند اما منتقدان بر این باورند که حتی این آثار نیز در مقایسه با استانداردهای کلاسیک، بیشتر به سمت گزارشنویسی عامهپسند تمایل دارند تا تحلیلهای عمیق فرهنگی.
در سه دهه اخیر، فقدان نقد ادبی جدی در این حوزه نیز مزید بر علت شده است. منتقدان معتقدند که غیبت نقدهای ساختاری باعث شده تا مرز میان خاطرات سفر و سفرنامه ادبی از بین برود و هر نوشتهای که برآمده از یک جابجایی جغرافیایی است، به اشتباه در زمره سفرنامه قرار گیرد. این وضعیت، منجر به تولید انبوه آثاری شده است که اگرچه خواندنی هستند اما در تاریخ ادبیات ایران جایگاه ماندگاری نخواهند یافت.
ضرورت بازگشت به سنت حکیمانه در سفرنامهنویسی
در سالروز تولد این سفرنامهنویس بزرگ(ناصر خسرو) یادآوری این نکته ضروری است که سفرنامه برای او، ابزاری برای بیداری بود. سفرنامهنویسی درست و اصولی در ایران زمانی میتواند دوباره جوانه بزند که نویسندگان ما از پیله فردگرایی خارج شده و بار دیگر با چشمانی باز و ذهنی مسلح به دانش، به تماشای جهان بنشینند. سفرنامه نباید تنها روایت کجا رفتن باشد، بلکه باید تبیین چگونه دیدن و چه آموختن باشد. میراث ناصرخسرو، جلال آلاحمد و اسلامیندوشن و بزرگان دیگر در سفرنامهنویسی تاریخی و معاصر به ما میآموزد که سفر، سلوکی است برای شناخت خویشتن در آینه جهان و تا زمانی که این نگاه حکیمانه به متون ما بازنگردد، سفرنامهنویسی در ایران همچنان در دایره خاطرهنگاریهای گذرا باقی خواهد ماند. سنت اصیل سفرنامهنویسی، نه با تعداد پاسپورتهای مهر خورده، بلکه با عمق اثری که یک سفر بر جان و جهان نویسنده و مخاطب میگذارد، سنجیده میشود.
نظر شما