نیشابور
-
هنر اسلامی چگونه در دوران استاد حسین بهزاد تنوره کشید؟
حکمت نقشهای اسلامی
مرگ، برای قلمموهایی که جان در پیکر بیجان رنگ میدمند، هرگز خط پایان نبوده است؛ نقطهویرگولی است میان دو سطر از یک شعر بلند. ۲۱ مهر ۱۳۴۷، وقتی انگشتان استخوانی استاد حسین بهزاد از حرکت بازایستاد، موزهها تنها یک پیکر را بدرقه نکردند، بلکه میراثدار هزار سال خلوتگزینی در کارگاههای خط و تذهیب به خاک سپرده شد؛ مردی که نگارگری ایران را از کنج موزههای فرنگی و تقلیدهای فرسوده قاجاری نجات داد و کالبد نیمهجان آن را با خون ادراک مدرن جانی دوباره بخشید. اما حسین بهزاد، قلهای منفرد در کویری بیآبوعلف نبود؛ او بیرقدار انتهایی کاروانی بود که قرنها پیش از دل ویرانههای نیشابور، کتابخانههای هرات، گنبدهای فیروزهای اصفهان و هندسه قدسی دانشمندان عارف راه افتاده بود. برای درک راز خطوط بهزاد، باید تاریخ را ورق زد و به سرچشمههایی بازگشت که در آن، هنر نه یک تزئین صرف، بلکه بازتابی از مکاشفه روح ایرانی در تلاقی با حقیقت اسلام بود.
-
روایتی از سهشنبههای دانشکده ادبیات به بهانه زادروز استاد شفیعیکدکنی
جایی که نشستن روی زمین فضیلت است
زهرا بذرافکن، خبرنگار گروه فرهنگ: پاییز خیابان انقلاب، با چنارهای نیمهزرد و بوی پاییز و کتابفروشیهاش، هر سال در میانههای مهر حالوهوای دیگری پیدا میکند. نوزدهم مهر شاید مثل هر روز دیگر میان هیاهوی رفتوآمدها گم شود اما برای کسانی که نبض این خاک را از راه واژهها میگیرند، این تاریخ یادآور شاعری توانا و بینقاب است. در زمانهای که فرسایش روحی و روزمرگی، رمقی برای جشنهای جمعی باقی نگذاشته و سایه اضطرابهای ریز و درشت بر سرمان سنگینی میکند، به یاد آوردن نام او شبیه باز کردن پنجرهای رو به باغی دیرسال است. برای ما، بهویژه برای نسلهای جوانتری که احساس میکنند پیوندهایشان با تاریخ، گذشته و معنا در حال گسستن است، محمدرضا شفیعیکدکنی فقط یک مصحح متون کهن یا شاعر نامآشنا نیست؛ او چراغی است که در پهنه فرهنگی این سرزمین کماکان روشن نگه داشته شده است.
-
محمدعلی موحد در پیامی به مناسبت گشایش بارگاه شمس تبریزی در خوی:
شمس و مولانا در شرایط تاریک تاریخی، لوای عزت و امید برافراشتند
استاد محمدعلی موحد، شاعر، ادیب، عرفانپژوه، تاریخنگار، حقوقدان و عضو پیوسته فرهنگستان زبان و ادب فارسی، در پیامی به مناسبت گشایش بارگاه شمس تبریزی در خوی گفت: شمس و مولانا در شرایط تاریک تاریخی، لوای عزت و امید برافراشتند.
-
-
بهمناسبت بیستوچهارم شهریور، سالروز درگذشت دکتر عبدالحسین زرینکوب
چرا جهان امروز به زرینکوب نیاز دارد؟
بیستوچهارم شهریور ۱۳۷۸، روزی بود که جامعه فکری و فرهنگی ایران یکی از اصیلترین و تاثیرگذارترین راویان خود را از دست داد. با این حال، کافی است امروز یکی از کتابهای عبدالحسین زرینکوب را بازکنید تا دریابید گذر زمان هرگز نتوانسته طراوت حضور او را کمرنگ کند. در لابهلای سطرهای او اثری از بوی کهنگی اسناد خاک گرفته یا جمود متون رسمی دانشگاهی به مشام نمیرسد.
-
نگاهی کوتاه بر تاریخچه حضور نماد «سرو» و تجلی آن در ایستادگی معاصر
همچو سرو، آزاد
در پهنه بیکران فلات ایران، جایی که بادهای سرد حوادث و طوفانهای سهمگین انیران در طول هزارهها بر پیکر تاریخ کوبیدهاند، طبیعت همواره آینهگردان روح جمعی مردم این مرزوبوم بوده است. در این میان، «سرو» نه یک آرایه گیاهی ساده در حاشیه باغها، بلکه تجسم عینی ایستادگی ایرانی است. سرو از معدود درختانی است که تن به عریانی پاییز نمیدهد، جامه سبز خویش را در تندباد خزان وا نمینهد و تسلیم سرمای زمستان نمیشود. این پایداری شگفتانگیز، آن را به نماد همیشگی آزادگی، راستقامتی و حیات سرمدی در ناخودآگاه ایرانیان بدل کرده است.
-
نگاهی به داستان ترجمه ادوارد فیتزجرالد از رباعیات خیام، به بهانه سالمرگ او
خیام ویکتوریایی و یک سوءتفاهم بزرگ
در دوم سپتامبر ۱۸۶۳، جان راسکین، منتقد هنری انگلیسی، نامهای به مترجم ناشناس اشعار عمر خیام نوشت و گفت: «با تمام وجودم از شما التماس میکنم که اشعار بیشتری از عمر خیام برای ما پیدا و ترجمه کنید؛ من - تا به امروز - چیزی به شکوه این شعر نخواندهام.» او نامه را با این کلمات به پایان رساند: «بیشتر - بیشتر - لطفا بیشتر.» مترجم یعنی ادوارد فیتزجرالد تا سال ۱۸۷۲ نامه را نخواند. در آن زمان، چاپ سوم رباعیات عمر خیام منتشر شده بود و خیام دنیای ادبیات غرب را به سرعت تسخیر کرده بود.
-
نگاهی بر تطور سنت سفرنامهنویسی در ایران به بهانه سالروز تولد ناصرخسرو قبادیانی
در جستوجوی حقیقت؛ در دام تماشا
سالروز تولد ناصرخسرو قبادیانی، فرصتی مغتنم برای بازخوانی یکی از درخشانترین چهرههای تاریخ اندیشه و ادبیات ایران است؛ مردی که پیوند میان فلسفه، کلام، شعر و جهانگردی را به غایت استواری رساند. سنت سفرنامهنویسی در ایران که با نام او گره خورده است، مسیری پرفراز و نشیب را از قرن پنجم هجری تا به امروز طی کرده است.
-
سالروز بزرگداشت شیخ اجل و آنچه امروز از اندیشه او نیاز داریم
سعدی همواره معاصر است
نخستین روز از اردیبهشت در تقویم رسمی ایران، نه تنها آغازین روزهای سرمستی طبیعت و طراوت بهاری، بلکه سالروز بزرگداشت شخصیتی است که قرنهاست به عنوان معمار کلام و مهندس اخلاق در فرهنگ ایرانی و جهانی شناخته میشود. ابومحمد مصلحالدین بن عبدالله، متخلص به سعدی، شاعری که عطر سخنش با طراوت بهار درهم آمیخته و نامش با مفاهیم بنیادین انسانی نظیر عدالت، صلح و همدلی پیوند خورده است. روز اول اردیبهشت که یادآور آغاز نگارش شاهکار جاودان او، گلستان، در سال ۶۵۶ هجری قمری است، از سال ۱۳۸۱ به عنوان روز ملی سعدی برگزیده شد تا فرصتی برای بازخوانی اندیشههایی باشد که مرزهای زمان و مکان را درنوردیدهاند. سعدی تنها یک شاعر یا نویسنده نیست، بلکه او را باید یک مصلح اجتماعی و فیلسوف زندگی دانست که در دوران پرآشوب هجوم مغول، نوری از حکمت و مدارا را در جان جامعه ایرانی برافروخت.
-
مروری بر زیستجهان، میراث حکمی و تجلیات جهانی شیخ فریدالدین عطار نیشابوری
سیمرغ جان در آینه عطار
روز بیستوپنجم فروردین در تقویم فرهنگی و ملی ایران، بزنگاهی است برای بازخوانی هویت عرفانی و ادبی سرزمینی که در بطن پرآشوبترین ادوار تاریخی خود، قلههایی همچون فریدالدین ابوحامد محمد عطار نیشابوری را پرورانده است. عطار، نه تنها یک شاعر در تراز اول ادبیات کلاسیک، بلکه معماری است که با کلماتش، هندسه معنوی انسان ایرانی را بازتعریف کرد. او در میانه دو قطب بزرگ تاریخ ایران، یعنی سنایی غزنوی و مولانا جلالالدین بلخی، جایگاهی میانجی و در عین حال مستقل دارد؛ جایگاهی که از یک سو به ریشههای استوار تصوف زاهدانه خراسان متصل است و از سوی دیگر، افقهای بیکران تصوف عاشقانه را برای نبوغ مولانا هموار میسازد.
-
-
-