نیشابور
-
نگاهی به داستان ترجمه ادوارد فیتزجرالد از رباعیات خیام، به بهانه سالمرگ او
خیام ویکتوریایی و یک سوءتفاهم بزرگ
در دوم سپتامبر ۱۸۶۳، جان راسکین، منتقد هنری انگلیسی، نامهای به مترجم ناشناس اشعار عمر خیام نوشت و گفت: «با تمام وجودم از شما التماس میکنم که اشعار بیشتری از عمر خیام برای ما پیدا و ترجمه کنید؛ من - تا به امروز - چیزی به شکوه این شعر نخواندهام.» او نامه را با این کلمات به پایان رساند: «بیشتر - بیشتر - لطفا بیشتر.» مترجم یعنی ادوارد فیتزجرالد تا سال ۱۸۷۲ نامه را نخواند. در آن زمان، چاپ سوم رباعیات عمر خیام منتشر شده بود و خیام دنیای ادبیات غرب را به سرعت تسخیر کرده بود.
-
نگاهی بر تطور سنت سفرنامهنویسی در ایران به بهانه سالروز تولد ناصرخسرو قبادیانی
در جستوجوی حقیقت؛ در دام تماشا
سالروز تولد ناصرخسرو قبادیانی، فرصتی مغتنم برای بازخوانی یکی از درخشانترین چهرههای تاریخ اندیشه و ادبیات ایران است؛ مردی که پیوند میان فلسفه، کلام، شعر و جهانگردی را به غایت استواری رساند. سنت سفرنامهنویسی در ایران که با نام او گره خورده است، مسیری پرفراز و نشیب را از قرن پنجم هجری تا به امروز طی کرده است.
-
سالروز بزرگداشت شیخ اجل و آنچه امروز از اندیشه او نیاز داریم
سعدی همواره معاصر است
نخستین روز از اردیبهشت در تقویم رسمی ایران، نه تنها آغازین روزهای سرمستی طبیعت و طراوت بهاری، بلکه سالروز بزرگداشت شخصیتی است که قرنهاست به عنوان معمار کلام و مهندس اخلاق در فرهنگ ایرانی و جهانی شناخته میشود. ابومحمد مصلحالدین بن عبدالله، متخلص به سعدی، شاعری که عطر سخنش با طراوت بهار درهم آمیخته و نامش با مفاهیم بنیادین انسانی نظیر عدالت، صلح و همدلی پیوند خورده است. روز اول اردیبهشت که یادآور آغاز نگارش شاهکار جاودان او، گلستان، در سال ۶۵۶ هجری قمری است، از سال ۱۳۸۱ به عنوان روز ملی سعدی برگزیده شد تا فرصتی برای بازخوانی اندیشههایی باشد که مرزهای زمان و مکان را درنوردیدهاند. سعدی تنها یک شاعر یا نویسنده نیست، بلکه او را باید یک مصلح اجتماعی و فیلسوف زندگی دانست که در دوران پرآشوب هجوم مغول، نوری از حکمت و مدارا را در جان جامعه ایرانی برافروخت.
-
مروری بر زیستجهان، میراث حکمی و تجلیات جهانی شیخ فریدالدین عطار نیشابوری
سیمرغ جان در آینه عطار
روز بیستوپنجم فروردین در تقویم فرهنگی و ملی ایران، بزنگاهی است برای بازخوانی هویت عرفانی و ادبی سرزمینی که در بطن پرآشوبترین ادوار تاریخی خود، قلههایی همچون فریدالدین ابوحامد محمد عطار نیشابوری را پرورانده است. عطار، نه تنها یک شاعر در تراز اول ادبیات کلاسیک، بلکه معماری است که با کلماتش، هندسه معنوی انسان ایرانی را بازتعریف کرد. او در میانه دو قطب بزرگ تاریخ ایران، یعنی سنایی غزنوی و مولانا جلالالدین بلخی، جایگاهی میانجی و در عین حال مستقل دارد؛ جایگاهی که از یک سو به ریشههای استوار تصوف زاهدانه خراسان متصل است و از سوی دیگر، افقهای بیکران تصوف عاشقانه را برای نبوغ مولانا هموار میسازد.
-
-
-
-
-
سیر تطور پرچم مقدس ایران
از درفش کاویانی تا نقش بستن نام «الله»
۱۵ مهرماه سالروز تعیین رنگ پرچم ایران است؛ روزی که البته نشانی از آن در تقویم رسمی کشور نمیبینیم و همین عامل سبب شده است که کمتر به چشم بیاید و کمتر کسی بداند که یکی از تصمیمهای مهم تاریخ، در این روز گرفته شده است. پرچم سهرنگ فعلی ایران ریشه در زمان نادرشاه افشار دارد، اما با پیروزی انقلاب مشروطه در عهد مظفرالدینشاه و تشکیل مجلس شورای ملی، نمایندگان در اصل پنجم متمم قانون اساسی آوردند: «الوان رسمی بیرق ایران، سبز و سفید و سرخ و علامت شیر و خورشید است.» بر این اساس از آن زمان این سه رنگ به شکل رسمی برای پرچم کشور پذیرفته شد.
-
به بهانه سالروز درگذشت کمالالملک
هنرمندی که فخر ایران زمین است
۲۷ مرداد سالروز درگذشت محمد غفاری، ملقب به کمالالملک و مشهور به پدر نقاشی ایران است. کسی که به گفته بسیاری از اساتید نقاشی یکی از مهمترین و جریانسازترین شخصیتهای تاریخ هنر معاصر ایران به شمار میآید و جریانسازی به این معنا که اگر کمال الملک به اروپا نمیرفت و دریچه هنر را به روی ایرانیان باز نمیکرد، شاید هنر امروز ما به جایگاهی که الان دارد نمیرسید و هنرمندانی امثال مرحوم فرشچیان پدید نمیآمدند.