آگاه: این تصویری از سناریویی تخیلی نیست؛ عین اعترافی است که نتانیاهو در شبکه X منتشر کرد. او رسما نوشت که انتشار گزارش پزشکیاش را «دو ماه به تعویق انداخته» تا ایران از آن «بهرهبرداری نکند.» تغییر زمان افشای یک گزارش پزشکی به دلیل «ترس از روایت ایران»، از سطح خبری درمانی فراتر میرود و به سندی سیاسی بدل میشود: سند نفوذ ایران در عمیقترین لایههای محاسباتی رژیم.
۱. بدن شخصی؛ آخرین سنگر خودمختاری
«بدن» هر فرد، خصوصیترین قلمرو اوست. در فلسفه حقوق و نظریه سیاسی، «تمامیت بدنی» آخرین سپر میان انسان و قدرت است. اما بدن رهبران سیاسی، دارای ماهیتی دوگانه است: هم بدن فردی است و هم جزئی از ماشین قدرت. سلامت آنان مستقیما بر امنیت و ثبات اثر میگذارد. اینجاست که «زیستقدرت» فوکو معنا مییابد: دولت مدرن فقط بر سرزمین حکومت نمیکند؛ بر بدنها هم حکم میراند. از این رو، بدن نخستوزیر عملا جزئی از بدن سیاسی است. اما پرسش اصلی این است: اگر بدن چنین فردی از قلمرو خصوصی خارج میشود، باید برای «مردم خود» عمومی شود یا در ترازوی ترس از دشمن بیگانه؟
وقتی «زمان انتشار حقیقت» نه بر اساس حق شهروندان، بلکه بر پایه محاسبه واکنش ایران تعیین میشود، نشان میدهد بدن نخستوزیر به «میدان نبردی اشغالشده» بدل شده است.
۲. ایران؛ ناظر پنهان در اتاق معاینه
نتانیاهو میگوید گزارش پزشکیاش را پنهان کرده چون نمیخواسته ایران «پروپاگاندا» کند. اینجا سخن از عملیات نظامی یا سایت سری هستهای نیست؛ بحث درباره «معاینهای روتین» و «غدهای کوچک» است. با اینحال همین امر زیستی نیز باید با «ملاحظه واکنش تهران» تنظیم شود. این نقطه، شکاف میان ادعاهای رژیم و واقعیت درونی آن را عریان میکند. رژیمی که خود را «تنها دموکراسی خاورمیانه» و «جزیره ثبات» معرفی میکند، اکنون حقیقت سلامت رئیسش را پنهان میکند تا مبادا ایران روایت را تغییر دهد.
بر این اساس و در چارچوب پارادایم «حکومتمندی»، ایران دیگر تهدیدی خارجی نیست؛ به متغیری درونی در محاسبات رژیم تبدیل شده است. این ماجرا سه پیامد روشن را در پی دارد:
۱. شکنندگی سیاسی به حدی رسیده که گزارشی پزشکی میتواند «تهدید امنیتی» تلقی شود.
۲. تقویم حقیقتگویی نه بر اساس شفافیت، بلکه بر اساس مدیریت ادراک ایران تنظیم میشود.
۳. ایران - حتی بدون حضور فیزیکی - در اتاق تصمیمگیری برای انتشار گزارش پزشکی نخستوزیر سرزمینهای اشغالی حضور دارد.
۳. اشغال روانی؛ نفوذ تا مغز استخوان قدرت
وقتی سادهترAvین دادههای زیستی چهرهها و مقامات سیاسی با سنجش «واکنش دشمن» مدیریت شود، نشانه قدرت اثرپذیری، نفوذی ادراکی و شناختی است. چنانچه فوکو میگوید، قدرت زمانی به اوج میرسد که درونی شود و سوژه پیش از هر کنشی، واکنش قدرت را «در ذهن» بازسازی کند. در چنین وضعی، میتوان دریافت که ایران به متغیری ذهنی و تعیینکننده در ساختار تصمیمگیری نتانیاهو تبدیل شده است. این همان وضعیتی است که میتوان آن را «اشغال روانی بدن سیاسی» نامید. حتی زمان اعلام بیماری نخستوزیر نیز با معیار «واکنش تهران» تنظیم میشود.
۴. نتیجهگیری؛ شکست روایی رژیم
در پوشش اعلام پیروزی
توییت نتانیاهو، بهرغم ظاهر مقتدرانهاش، سندی است بر شکست روایی رژیم در سه سطح:
۱. فروپاشی شفافیت: وقتی اعلام حقیقت سلامت رهبر به تعویق میافتد و مدتها درباره آن دروغ میگویند تا «ایران مطلع نشود»، شفافیت قربانی هراس از دشمن میشود. شفافیتی خیالی که تنها در ادعا وجود دارد.
۲. اعتراف به قدرت روایتگری ایران: اگر روایت ایران چنان اثرگذار است که زمانبندی انتشار گزارش پزشکی با آن تنظیم میشود، میتوان نتیجه گرفت ایران در جنگ روایتها دارای قدرتی تعیینکننده بوده و به قلب دستگاه محاسباتی رژیم نفوذ کرده است.
۳. فروپاشی مرز میان بدن و سیاست: هنگامی که پروستات نخستوزیر رژیم بخشی از معادلات ژئوپلیتیک میشود، بدان معناست که رژیم در حفظ خصوصیترین مرزهایش درمانده است. در نهایت، نتانیاهو ناخواسته نشان داده است که ایران نهتنها در مرزهای جغرافیایی، بلکه در ذهن، محاسبات و لایههای درونی «بدن قدرت» رژیم صهیونیستی حضور دارد. این توییت، دیگر خبری ساده یا اطلاعرسانی پزشکی نیست؛ سندی است از عمق نفوذ ادراکی ایران در خانه عنکبوت.
نظر شما