در تقویم رسمی کشور، ۱۲ اردیبهشت به عنوان روز معلم ثبت شده است؛ روزی برای پاسداشت جایگاه کسانی که بار آموزش نسل‌های آینده را بر دوش دارند. اما در سال‌های اخیر، این مناسبت بیش از آنکه فرصتی صرف برای تقدیر باشد، به بهانه‌ای برای طرح یک پرسش جدی تبدیل شده است: معلمان در چه شرایطی زندگی می‌کنند و این شرایط چه تاثیری بر کیفیت آموزش دارد؟

از کلاس‌های مجازی تا دغدغه‌های یادگیری

آگاه: مرور وضعیت معیشتی معلمان در سال‌های گذشته نشان می‌دهد که این قشر، همزمان با تحولات گسترده در نظام آموزشی از جمله تجربه آموزش مجازی در دوران کرونا و پس از آن جنگ تحمیلی سوم و همچنین شرایط خاص ناشی از بحران‌های اقتصادی با فشارهای مضاعفی روبه‌رو بوده‌اند.
همچنین با تعطیلی مدارس و آغاز آموزش مجازی در پی حملات رژیم صهیونیستی و آمریکا به ایران، برخی تصور می‌کردند که معلمان با شرایطی آسان‌تر مواجه خواهند شد؛ حذف رفت‌وآمد، تدریس از خانه و انعطاف‌پذیری بیشتر در زمان‌بندی. اما آنچه در عمل رخ داد، تفاوت زیادی با این تصور داشت.
فاطمه احمدی، معلم مقطع دبستان در شهرستان پاکدشت با بیش از یک دهه سابقه، از همان روزهای ابتدایی تغییر کلاس درس از فضای واقعی به مجازی می‌گوید: در هفته‌های اول، هیچ‌چیز مشخص نبود. نه ما آموزش دیده بودیم، نه دانش‌آموزان، نه حتی خانواده‌ها. همه چیز با آزمون و خطا جلو می‌رفت. تدریس در مقطع ابتدایی، به دلیل نیاز به ارتباط مستقیم و چهره‌به‌چهره، در فضای مجازی با چالش‌های جدی روبه‌رو شد. چون دانش‌آموز کلاس سوم هنوز به استقلال کامل نرسیده. وقتی کلاس مجازی می‌شود، عملا مادر یا پدر هم باید درگیر شود. این موضوع کار را برای ما چند برابر سخت می‌کرد. خیلی از پدر و مادرها نمی‌دانستند شیوه تدریس جدید چگونه است به همین دلیل کار ما سخت می‌شد آنها با زبان خودشان به بچه‌ها درس یاد می‌دادند و ما هم با نظام آموزشی خودمان. در ادامه این روایت، مسئله‌ای که بارها از سوی معلمان تکرار می‌شود، افزایش نامرئی حجم کار است؛ افزایشی که در هیچ‌یک از محاسبات رسمی دیده نشد.
رامین رضایی، دبیر فیزیک در مقطع متوسطه، تجربه خود را این‌گونه شرح می‌دهد: در آموزش حضوری، شما یک بار درس را در کلاس توضیح می‌دهید و تمام. اما در آموزش مجازی، باید همان درس را به شکل‌های مختلف ارائه کنید؛ فایل صوتی، ویدئو، متن، پاسخ به پیام‌ها. این اتفاق موجب می‌شود روند تدریس کند شود. او اضافه می‌کند: زمان کاری ما عملا دو برابر بود، اما هیچ تغییری در دریافتی‌ها ایجاد نشد. حتی هزینه‌های جدیدی هم به ما تحمیل شد. این هزینه‌ها شامل اینترنت پرسرعت، خرید یا ارتقای گوشی و لپ‌تاپ و حتی هزینه‌های جانبی مانند برق است. قبلا نهایتا هزینه رفت‌وآمد داشتیم، اما حالا باید ماهانه چند صد هزار تومان فقط برای اینترنت پرداخت می‌کردیم. این برای حقوق یک معلم رقم قابل توجهی است.

معلم همیشه در دسترس است
یکی از پیامدهای کمتر دیده‌شده آموزش مجازی، از بین رفتن مرز میان کار و زندگی شخصی بود. در حالی که در آموزش حضوری، زمان کلاس مشخص و محدود است، در فضای مجازی این مرز عملا محو شد. رضایی می‌گوید: دانش‌آموزان و حتی والدین در هر ساعتی پیام می‌دادند؛ شب، آخر هفته، حتی روزهای تعطیل. اگر پاسخ نمی‌دادیم، ناراضی می‌شدند. این یعنی شما عملا هیچ زمانی برای استراحت ندارید.

تجربه‌ای نزدیک به شکست
در حالی که آموزش مجازی در دروس نظری با چالش‌هایی همراه بود، در هنرستان‌ها و رشته‌های فنی، این چالش‌ها به مراتب جدی‌تر بود. مهتاب کریمی، مدرس یکی از هنرستان‌های فنی تهران می‌گوید: شما نمی‌توانید کار عملی را از پشت صفحه موبایل آموزش دهید. دانش‌آموز باید ابزار را لمس کرده، خطا و اصلاح کند. اینها در فضای مجازی تقریبا غیرممکن است. او ادامه می‌دهد: در این مدت، هم ما احساس می‌کردیم کارایی‌مان کاهش یافته، هم دانش‌آموزان از یادگیری واقعی محروم شدند. این مسئله از نظر روحی هم فشار زیادی ایجاد کرد.

مسئله‌ای فراتر از حقوق
در چنین شرایطی، معلمان هنرستان‌ها علاوه بر دغدغه‌های معیشتی، با نگرانی عمیق‌تری نسبت به آینده شغلی دانش‌آموزان خود مواجه بودند. وقتی از معیشت معلمان صحبت می‌شود، اغلب توجه‌ها به میزان حقوق معطوف می‌شود، اما واقعیت این است که معیشت مفهومی گسترده‌تر دارد؛ از امنیت شغلی گرفته تا کیفیت زندگی، امکان پس‌انداز، دسترسی به خدمات درمانی و حتی احساس رضایت شغلی. یکی از معلمان باسابقه در این‌باره می‌گوید: مشکل فقط این نیست که حقوق کم است؛ مشکل این است که با این حقوق نمی‌توانید برنامه‌ریزی بلندمدت داشته باشید. نمی‌دانید سال آینده چه اتفاقی می‌افتد. این عدم قطعیت، در سال‌های اخیر و با افزایش نرخ تورم، بیش از پیش خود را نشان داده است.

فاصله میان سیاست و اجرا
در پاسخ به این وضعیت، سیاست‌هایی مانند رتبه‌بندی معلمان با هدف بهبود وضعیت معیشتی و افزایش انگیزه شغلی به اجرا درآمده است. این طرح‌ها در ظاهر گامی رو به جلو محسوب می‌شوند، اما بسیاری از معلمان معتقدند که در عمل، تاثیر آنها محدود بوده است. اجرای این طرح‌ها با تاخیر، ابهام و ناهماهنگی‌هایی همراه بوده که باعث شده انتظارات به‌طور کامل برآورده نشود. در عین حال، مسئولان آموزشی در اظهارنظرهای رسمی خود، بارها به محدودیت‌های بودجه‌ای اشاره کرده و تاکید کرده‌اند که بهبود وضعیت معلمان نیازمند منابع مالی پایدار است.

مقایسه پرسش‌برانگیز
نگاهی به تجربه سایر کشورها در دوران آموزش مجازی نشان می‌دهد که در بسیاری از موارد، حمایت‌های مستقیمی از معلمان صورت گرفته است؛ از تامین تجهیزات دیجیتال گرفته تا پرداخت کمک‌هزینه‌های ویژه. در مقابل، در ایران بخش قابل توجهی از این هزینه‌ها بر دوش خود معلمان قرار گرفت؛ موضوعی که می‌تواند در بلندمدت بر کیفیت نظام آموزشی تاثیر منفی بگذارد.

دغدغه‌ای که همچنان باقی است
با وجود تفاوت در مقاطع تحصیلی و شرایط کاری، آنچه در میان گفت‌وگو با معلمان مشترک است، دغدغه معیشت و احساس نادیده‌ گرفته ‌شدن است. احمدی در پایان صحبت‌هایش می‌گوید: ما کارمان را دوست داریم و به آن تعهد داریم، اما این به معنای نادیده گرفتن مشکلات نیست. اگر معلم دغدغه معیشت داشته باشد، نمی‌تواند با تمام توانش تدریس کند.

فرصتی برای بازنگری
روز معلم، تنها یک مناسبت تقویمی نیست؛ بلکه فرصتی است برای بازنگری در سیاست‌ها و رویکردها. تجربه سال‌های اخیر نشان داده که معلمان، حتی در سخت‌ترین شرایط، نقش خود را ایفا می‌کنند چه در کلاس‌های حضوری و چه در فضای مجازی. اما تداوم این مسیر، بدون توجه جدی به معیشت و کیفیت زندگی آنها، با چالش‌های جدی روبه‌رو خواهد شد. اگر قرار است کیفیت آموزش بهبود یابد، شاید نخستین گام، بهبود کیفیت زندگی معلمان باشد؛ موضوعی که بیش از هر زمان دیگری، نیازمند توجه عملی و نه صرفا شعاری است.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.