آگاه: نخستین و جدیترین نقد وارد بر پلتفرمهای شناختهشده، انفعال و بیتفاوتی مشهود در ویترین آنها در روزهای بحران بود. در شرایطی که مردم به دلیل وضعیت اضطراری خانهنشین شده بودند، سکوهایی که حیاتشان به مردم وابسته است، در سکوت مطلق فرو رفتند. در بسیاری از این پلتفرمها، آثاری که یادآور و معنابخش پایداری و انسجام ملی باشند یا حتی مستندهای مرتبط با بحران، در ردیفهای اصلی و برجسته قرار نگرفتند. به نظر میرسید پلتفرمها تمایلی نداشتند فضای سرگرمی خود را با تلخیهای جنگ آمیخته کنند، تا مبادا ذائقه مخاطب تجاریشان تغییر کند. این رویکرد تا حدی پیش رفت که برخی منتقدان، پلتفرمها را به کاسبی با جنگ متهم کردند. برخی گفتند که بعضی از سکوها، پخش سریالهای جدید خود را متوقف یا کند کردهاند تا آنها را در زمان مناسبتری به اسپانسرها و صاحبان برندها گرانتر بفروشند.
تولیدات بحثبرانگیز در میانه جنگ روایتگری
در جبهه تولید محتوا نیز، ویاودیها با چالشهای جدی روبهرو بودند. سریالهایی که در میانه این فضا منتشر شدند، گاهی نه تنها به تقویت انسجام ملی کمک نکردند، بلکه خود به کانون تنش بدل شدند. سریال «بدنام» به کارگردانی احسان سجادیحسینی، نمونهای بارز از این دست است. این اثر که در شرایط خاص جنگی منتشر شد، با انتقادهای تندی مبنی بر ترور سیستماتیک اعتماد عمومی مواجه شد. منتقدان میگفتند، کاراکترهایی مثل «حاج ابراهیم» در این سریال، به جای ارائه نقدی منصفانه، به بازتولید چهرهای ریاکارانه از نمادهای مذهبی پرداخته و در روزهایی که جامعه بیش از هر زمان به مرجعیت اخلاقی نیاز داشت، پیام ناامیدی و فروپاشی اعتماد را تزریق میکردند.
اما «اهل ایران»...
با وجود انتقادهای گسترده، برخی پلتفرمها تلاش کردند تا در نیمه دوم بحران، این انفعال را جبران کنند. نقطه عطف این حرکت، سریال داستانی «اهل ایران» بود که در پلتفرم شیدا منتشر شد. محمدحسین مهدویان طراح این اثر، محمدرضا منصوری تهیهکننده و مهدی یزدانیخرم سرپرست نویسندگان آن است. این سریال که با چندین کارگردان در سری اول از جمله مهدی شامحمدی، سجاد پهلوانزاده، محسن بهاری، علی سرآهنگ، علی جعفرآبادی، رضا شریفی و مهران مهدویان در مرکز سریال سوره تولید شده، تلاش کرد تا برخلاف رویه معمول نمایش خانگی، بدون تکیه بر ستارههای سینما، قصههای واقعی مردم زیر آتش را روایت کند. اپیزودهایی نظیر «رستگاری در گاندی» و «خون سبز» که به کادر درمان و هلالاحمر تقدیم شدند، کوشیدند تا هویت ایرانی ماندن را در میانه جنگ بازسازی کنند!
همچنین، در روزهای آغازین جنگ، پلتفرم شیدا پخش سریال ضدصهیونیستی «هزارتو» را به عنوان محصول ویژه نوروز ۱۴۰۵ آغاز کرد. این اثر به کارگردانی سیدعلی هاشمی که به تقابل امنیتی و اطلاعاتی ایران با رژیم اشغالگر صهیونیستی میپردازد، از اولین آثار داستانی مرتبط با جنگ تحمیلی سوم بود که پخش شد.
پلتفرمهای دیگر نیز به تدریج وارد میدان شدند. فیلمنت با عرضه مجموعهای از ۱۶ مستند درباره جنگ ۱۲ روزه که محصول جشنواره سینما حقیقت بود، لایه مستندنگارانه بحران را پوشش داد. این آثار شامل ۱۶ فیلم مستند ۱۲ تا ۲۱ دقیقهای و یک مستند بلند ۵۸ دقیقهای است. چهرههایی چون فرهاد ورهرام، بابک بهداد، آریان عطارپور و علی تکروستا این آثار را تولید کردهاند.
عرضه مستند «میریام» به کارگردانی سیدمحمدعلی صدرینیا توسط فیلیمو و فیلمنت از ۱۲ فروردین به صورت مشترک که به نقش زنان در جبهه مقاومت میپرداخت هم، تلاشی دیرهنگام اما ارزشمند برای همراهی با واقعیت جاری در کشور بود.
خلأ مسئولیت اجتماعی در میانه بحرانی ملی
در روزگاری که پلتفرمهای نمایش خانگی بخش بزرگی از سبد مصرف فرهنگی خانوادهها را تسخیر کرده بودند، مسئولیت اجتماعی نه یک انتخاب، بلکه یک ضرورت دوسویه است. با این حال، عملکرد ویاودیهای ایران در زمان جنگ نشان داد که درک این مجموعهها از مسئولیت اجتماعی، همچنان در لایههای ابتدایی و تجاری باقی مانده است. در حالی که بحران ملی ایجاب میکرد این سکوها به عنوان بخشی از زیرساخت روانی جامعه عمل کنند، اصرار آنها بر حفظ منطق بازار در اوج بحران، شکاف عمیقی میان آنها و نیازهای واقعی مردم ایجاد کرد.
نقد اساسی اینجاست که چرا این پلتفرمها که در زمان آرامش با استفاده از منابع عمومی و زیرساختهای ملی به سودهای کلان دست مییابند، در زمان جنگ حاضر نیستند بخشی از ویترین خود را بی قید و شرط به محتواهای ملی و ضروری در این برهه اختصاص دهند؟ ضرورت مسئولیت اجتماعی ایجاب میکرد که در روزهای سخت موشکباران، دسترسی به آرشیوهای محتوایی نه از طریق کمپینهای بازاریابی و کدهای تخفیف مشروط، بلکه به عنوان یک خدمت عمومی بازتعریف شود. این انفعال، نوعی بیطرفی سرد را القا میکرد که گویی پلتفرم تنها به فکر پایداری سود خود و جلب رضایت اسپانسرها در دوران پساجنگ بود. آنچه انتظار میرفت تبدیل شدن این سکوها به یک سنگر فرهنگی بود که در آن مخاطب احساس کند رسانه از او برای کسب سود در شرایط دشوار استفاده نمیکند، بلکه در کنار او ایستاده است؛ اتفاقی که در روزهای نخست نبرد، به ندرت در ویترینهای نمایش خانگی دیده شد. ناگفته نماند، وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات در روزهای آغازین فروردین اعلام کرده بود، از اول این ماه بهمدت ۱۵ روز امکان بهرهمندی از پنج گیگ اینترنت رایگان و استفاده رایگان از فیلمها و سریالهای آرشیوی پلتفرمهای نماوا، فیلیمو، فیلمنت و... فراهم شده است.
لزوم بازتعریف هویت رسانهای برای وحدت ملی؛ نه علیه آن!
تجربه جنگهای اخیر نشان داد که پلتفرمهای ویاودی ایران هنوز در میانه راه تبدیل شدن از یک بنگاه تجاری به یک رسانه ملی هستند. اگرچه اقداماتی نظیر تولید سریال «اهل ایران» و «هزارتو»، گامهایی رو به جلو محسوب میشوند اما انفعال اولیه در چیدمان ویترینها و اصرار بر انتشار محتواهای متضاد با ارزشهای پایداری در روزهای سخت، نشاندهنده یک شکاف عمیق است. ضروری است که برای آینده نهادهای تنظیمگر مانند ساترا، علاوه بر نظارتهای ممیزی، پلتفرمها را به سمت ایفای نقشی فعالتر در رسانه و بازتاب صادقانه حماسه مردم سوق دهند تا ویترینهای این رسانههای مدرن، به جای سکوت، فریادرس هویت و اتحاد ملی باشند!
نظر شما