۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۲۳:۰۲
کد مطلب: ۲۲٬۰۶۱

تأملی بر راهکارهای تداوم اندیشه تربیتی رهبر شهید

امام معلم

دکتر شهاب الدین عالمی _ پژوهشگر و مدرس دانشگاه
امام معلم

آگاه: چه باید کرد وقتی بزرگ‌ترین آموزگار یک امت، ناگهان از میان ما می‌رود؟ پاسخ را باید در مکتب و نظام اندیشه‌ای او جست. حضرت آیت‌الله‌العظمی شهید سیدعلی خامنه‌ای (قدس‌الله ‌نفسه‌الزکیه) معلمی نبود که روزی تدریس کند و روزگاری به امور دیگر بپردازد. ذات و مشی ایشان، معلمی بود که حادثه‌ای به نام «امامت امت» در مسیر آن شکفت. ایشان در طول حیات شریف‌شان، نه با فرمان و بخشنامه، که با تذکر، تبیین و جهت‌دهی مدام، نسل‌ها را ساخت و جامعه منفعل را به «امت صاحب‌ رسالت» بدل کردند. کلید فهم رهبری ۳۷ ساله ایشان، نه در گزارش‌های رسمی، بلکه در کسوت «معلم امت» نهفته است. سیره عملی و بیانات‌شان، بیش از آنکه شبیه یک مدیر سیاسی باشد، شبیه معلمی دلسوز و راهبری تربیتی است که همواره بر «تزکیه و تعلیم» تاکید داشته‌اند. از سخنرانی‌های روشنگرانه تا جهاد تبیین در خطابه‌های نماز جمعه و از تذکر به نخبگان دانشگاه و حوزه تا دلجویی از معلمان مدارس روستاهای مرزی، ۲۴ ساعت امامت را وقف کلاس بی‌مرز معلمی کردند تا بعد از شهادت ایشان، این راز را بر همگان فاش ساخت که ملت ایران، شاگردان خوب «امام معلم» بودند.

امام معلم

روش تعلیم از انباشتن معلومات تا تفکرمحوری
امام شهید به درستی دریافته بود که آفت بزرگ نظام‌های آموزشی متعارف، «حافظه‌محوری» و «انباشت اطلاعات» است. ایشان در دیدارهای هرساله‌شان با معلمان، نظام آموزشی موجود را به نقد و حتی آن را «غرب‌زده، تقلیدی، مبتنی بر باورها و مبانی پذیرفته‌شده در اروپا» توصیف کردند. از نگاه ایشان، هر تحول سیاسی و اجتماعی که در جامعه رخ می‌دهد، اگر با آموزش همراه نباشد، عمق و دوامی نخواهد یافت و صراحتا اعلام داشتند که «تعلیم فقط این نیست که ما مجموعه‌ای از معلومات را در کاغذ بگذاریم و به دانش‌آموز بدهیم و بگوییم بخوان؛ بعد هم برهه‌ای از سال را معین کنیم تا بیایند امتحان دهند؛ این، تعلیم حقیقی نیست. تعلیم باید طوری باشد که ذهن را بسازد، مغز را فعال کند و در درجه اول، شوق به دانستن را در دل متعلم ایجاد نماید.» این دقیقا همان تمایزی است که استاد شهید مطهری به نقل از امیرمومنان، میان «علم مسموع» (شنیداری- تقلیدی) و «علم مطبوع» (سرشتی -تحلیلی) ترسیم کرد. ایشان نیز با تکیه بر قرآن، میان «تعلیم» و «تزکیه» فرق می‌نهاد و تزکیه و پرورش انسان‌هایی با بصیرت و عقلانیت را بر مبنای همان چهار واژه کلیدی قرآنی «یزکیهم و یعلمهم الکتاب و الحکمه»، مقدم بر انباشتن معلومات می‌شمرد. به همین دلیل، جامعه را به «فکر کردن»، «تجزیه و تحلیل» و «قضاوت مستقل» دعوت می‌کرد و اجازه نمی‌داد که اطلاعات صرف، جانشین «تفکرمحوری» شود. از منظر ایشان، اگر انسانی باایمان و متعهد باشد ولی قدرت تحلیل و پردازش درست نداشته باشد، دیر یا زود در گرداب شبهات و فتنه‌ها اسیر خواهد شد. این نگاه، دقیقا همان تمایز بنیادین الگوی تعلیمی ایشان با سایر الگوهای متعارف است؛ الگویی که در آن «عقلانیت انقلابی» با «واقع‌بینی سیاسی» و «معنویت جهادگونه» در هم می‌تند.

بعثت امت؛ وعده‌ای که با خون معلم به تحقق نشست
امام معلم، تعلیم را در سطحی به کار گرفت که آموزه‌هایی چون «بصیرت»، «مسئولیت‌پذیری» و «امید واقع‌بینانه» را به هسته مرکزی تعلیم امت بدل کند. ایشان همواره تاکید داشت که نگاه واقع‌بینانه، خود زاینده امید و پویایی است و «این دشمن است که می‌خواهد شما را مایوس کند.» از سوی دیگر، بصیرت را به مثابه «نعمت چشم در انسان» دانسته و بر آن تاکید می‌داشتند که حتی «ایمان و احساس مسئولیت نیز بدون بصیرت ثمربخش نیست.» به تعبیری، اگر چشم بصیرت بسته باشد، تزکیه و تعلیم نیز راه به بیراهه خواهد برد. این باور، ریشه در تجربه تاریخی ملت‌هایی داشت که با داشتن سرمایه‌های انسانی و منابع طبیعی، به دلیل نبود یا تضعیف همین روحیه بصیرت و تحلیل درست، طعم تلخ سلطه را چشیدند. بدین‌سان، امتی پرورانده شد که ضعف قدرت تحلیل را مهم‌ترین عامل شکست‌های تاریخی خود می‌دانست. این نسل، مقاومت را نه یک واکنش احساسی، که پاسخی عقلانی به تجربه تاریخی سلطه می‌فهمید.
شهادت ایشان، این آموزه‌ها را به صحنه آورد. «تحقق وعده‌ها» پس از شهادت، نشان داد که وعده‌های امام معلم تصادفی نبود، بلکه «نتیجه هماهنگی میان روندهای تاریخی و اراده الهی» بوده است. آنچه در این ایام در متن جامعه رخ داد، نمونه‌ای زنده از بعثت یک ملت بود که در پرتو خون یک شهادت تاریخی پدید آمد. الگویی که ایشان با الهام از امام خمینی (ره) در تحلیل شهادت سردار سلیمانی به کار بستند که «شهید سلیمانی از زمان حیاتش برای دشمن خطرناک‌تر است»، در مورد خود ایشان نیز به تحقق تمام‌عیار نشست. شهادت در این نگاه نه فقدان که «تکثیر معنا» و جرقه حرکت جمعی است؛ برکتی که جامعه را از محافظه‌کاری و روزمرگی خارج و به سوی افق‌های تازه بعثت می‌کشاند.

استمرار راه در مراقبت از اندیشه یا بازتولید مکتب؟
بزرگ‌ترین خطر برای یک اندیشه عمیق، «تحریف»، «تقلیل» و «روزمرگی» است. ایشان خود در طول سالیان بر ضرورت «تحول بنیادین» در نظام آموزش و پرورش پای می‌فشردند تا «نقشه راه» جاری شود. برای تداوم اندیشه تربیتی «امام معلم»، باید از رویکرد «حفاظت موزه‌ای» پرهیز کرد و به سمت «بازخوانی خلاقانه و روزآمد» حرکت کرد. این مهم، مستلزم ایفای نقش توسط نهادهای کلیدی است:
-  نهادهای آموزشی و فرهنگی باید این تعالیم را نه به عنوان یک «واحد درسی بی‌روح»، بلکه به عنوان «نگاه فراگیر» در تمام سطوح جاری کنند.
-  حوزه‌های علمیه و دستگاه‌های تبلیغی نیز باید نسل جدیدی از معلمان و مبلغان را تربیت کنند که زبان مخاطب امروز را بفهمند و بدانند چگونه بذر «بصیرت» و «فکرورزی» را در دل جوان امروز بپاشند. به تعبیر رهبر شهید و بر مبنای حدیث، هر که به ما چیزی آموزد، ما را بنده خود ساخته است و این منت، سنگین‌تر از آن است که با بی‌توجهی به نسل‌ها منتقل شود.
-  رسانه‌ها و اهالی فرهنگ می‌توانند با تولیداتی که «کلاس بی‌مرز امام» را به تصویر بکشند، سیره عملی ایشان را از قالب تکرار شعارها خارج و به الگویی زنده و ملموس برای نسل امروز تبدیل کنند.

پایان سخن و استمرار یک سنت ماندگار
«امام معلم» با روش تعلیم‌گری خود، نسلی را آماده ساخت و با شهادت خود، آن بعثت را در جان جامعه متجلی ساخت. شهادت، نقطه پایان نبود، بلکه نقطه اوج تاثیرگذاری یک معلم بود. ایشان نشان داد که معلم راستین کسی نیست که صرفا به «آموزش کتاب» بپردازد، بلکه کسی است که با «تزکیه» جان‌ها، «حکمت» را بر کتاب می‌افزاید و امت را «از ظلمات به نور» هدایت می‌کند. اما این راه، پس از ایشان به بن‌بست نمی‌رسد؛ سنت الهی چنین نیست که چراغ هدایت را تنها بر دوش یکی نهد و سپس فروغش را از چشم‌ها پنهان کند. روشنایی این راه، در جانشینی ریشه دارد که نه فقط از خون که از مکتب برخاسته است. حضرت آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای (دام ظله)، که اکنون رهبری انقلاب را بر عهده دارند، خود از شاگردان ممتاز مکتب پدر بودند. رهبر جدید، با همان زبان تذکر و تبیین، از «مسئولیت خطیر آموزش دانش، افزایش مهارت و بخش مهمی از رشد بینش و قالب‌ریزی هویت نسل آینده» سخن می‌گوید و یادآور می‌شود که «دانش‌آموزان و دانشجویان و طلابی که در کنار هر معلمی رشد می‌کنند، در آینده... چون آینه‌ای، نمایش‌دهنده رفتارها و گفتارهای معلمین خود خواهند بود.» این دقیقا همان درسی بود که پدر در تمام سالیان بر آن تاکید داشت: معلم، نه فقط آموزنده علم، که پرورنده هویت است.
راه ایشان امروز نه در تکریم‌های زبانی که در «فکر کردن به سبک ایشان» و «حرکت در مسیر ترسیم شده توسط ایشان» جاری است. سنت ماندگار او این است که راهش با اندیشه و شهادت، همواره ادامه خواهد یافت و اینک، در بعثتی که پس از شهادت او شکل گرفته، رهبری جدید با همان مشی، همان زبان و همان نگاه، پرچم «امام معلم» را بر دوش گرفته است. ان‌شاءالله که نسل امروز و فردا، شاگردانی لایق برای این مکتب ماندگار باشند و راهی را بروند که «امام معلم» با خون خود روشن کرد و «معلم جدید» با قلم خود هموار می‌سازد، 
 

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.