زهرا بذرافکن - خبرنگار گروه فرهنگ: کتاب، این معجزه خاموش و دیرین، همواره در تاروپود تاریخ و فرهنگ ایران ریشه دوانده و حتی در طوفانی‌ترین روزگاران، پناهگاهی امن برای اندیشه و خرد بوده است. در مسیر تحولات عصر حاضر، نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران که دهه‌ها وعده‌گاه عاشقان کتاب بود، با چرخشی هوشمندانه و البته ناگزیر، کالبد فیزیکی خود را به وسعت بی‌مرز جهان دیجیتال پیوند زد. حالا که در آستانه برگزاری هفتمین دوره نمایشگاه مجازی کتاب تهران قرار داریم، نگاهی به مسیر طی‌شده، از اضطراب‌های نخستین دوره تا بلوغ نسبی امروز، می‌تواند تصویری روشن از تاب‌آوری فرهنگی و افق‌های پیش ‌روی صنعت نشر ایران ارائه دهد.

عبور از بحران و خلق فرصتی نو

آگاه: ریشه‌های شکل‌گیری نمایشگاه مجازی کتاب تهران به روزهای تاریک و پرالتهاب شیوع ویروس کرونا برمی‌گردد. در سال ۱۳۹۹، زمانی که تمامی فعالیت‌های حضوری، اجتماعی و فرهنگی در سراسر جهان تحت تاثیر این همه‌گیری متوقف شده بود و برگزاری سی‌وسومین دوره نمایشگاه فیزیکی کتاب تهران نیز لغو شد، ایده یک جایگزین مجازی به عنوان راهکاری نجات‌بخش برای صنعت نشر مطرح شد. نخستین دوره این رویداد در بهمن‌ ۱۳۹۹ با دستور وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و با مسئولیت خانه کتاب و ادبیات ایران آغاز به کار کرد.
در روزهای نخست، ناشران و مخاطبان با ترکیبی از امید و تردید به این پدیده نمایشگاه نگاه می‌کردند. انتقال رویدادی با ابعاد نمایشگاه تهران به بستر وب، چالش‌های زیرساختی بی‌سابقه‌ای را به همراه داشت. با این حال، نخستین نمایشگاه با حضور ۱۷۰۰ ناشر داخلی، ۱۸۰ ناشر خارجی و ارائه خدماتی نظیر سامانه‌های تخصیص یارانه، بخش‌های گفت‌وگوی فرهنگی و ارسال رایگان پستی، فراتر از حد انتظار ظاهر شد. این رویداد اثبات کرد که اکوسیستم اقتصادی نشر حتی در بدترین شرایط قابلیت انطباق و حیات دارد. موفقیت دوره‌های ابتدایی تا آنجا پیش رفت که در دومین دوره نمایشگاه مجازی، رکوردهای چشمگیری از جمله فروشی بیش از ۸۵۲ میلیارد ریالی و عرضه حدود ۹۰۰ هزار نسخه کتاب تنها در عرض هفت روز به ثبت رسید.

موهبت‌ها و چالش‌های یک مسیر ۶ ساله
هر پدیده نوپایی برای رسیدن به تکامل، نیازمند صیقل خوردن در کوره نقدها و تجربه‌هاست. برگزاری ۶ دوره پیاپی نمایشگاه مجازی، گنجینه‌ای از بازخوردها را به همراه داشته؛ بازخوردهایی که نشان می‌دهد کفه ترازوی دستاوردها سنگین‌تر است یا کاستی‌ها.
برجسته‌ترین و زیباترین دستاورد این رویداد، تحقق رویای دیرینه عدالت جغرافیایی است. در گذشته، تمرکز نمایشگاه در پایتخت، فرصت خرید آسان را از هموطنان ساکن در مناطق دور از مرکز سلب می‌کرد. اما پلتفرم مجازی این شکاف را از میان برداشت؛ به شکلی که امروز یک شهروند در دورترین نقطه مرزی کشور، از همان امکانات، تخفیف‌ها و یارانه‌هایی برخوردار است که یک شهروند تهرانی بهره‌مند می‌شود. علاوه بر این، نمایشگاه مجازی، فضایی آرام برای انتخابی آگاهانه فراهم کرده است. خریداران با صرف زمان بسیار کمتر و بدون افتادن در دام ترفندهای فروشندگان در غرفه‌های شلوغ فیزیکی، کتاب‌های مورد نیاز خود را مقایسه و تهیه می‌کنند.
از منظر اقتصاد نشر نیز، این رویداد یک موهبت بزرگ محسوب می‌شود. با حذف هزینه‌های سنگین غرفه‌سازی، اقامت، حمل و نقل و استخدام نیروی انسانی، حاشیه سود ناشران حفظ شده و نقدینگی حیاتی به جریان می‌افتد. با این وجود، نقدهای سازنده‌ای نیز بر این ساختار وارد است. تاخیر در آماده‌سازی سفارش‌ها توسط برخی ناشران، کندی مقطعی در ارسال مرسولات پستی به دلیل حجم بالای ترافیک و آسیب‌پذیری فیزیکی کتاب‌ها در حین جابه‌جایی از جمله چالش‌های ادوار گذشته بوده است. از سوی دیگر، فقدان حضور و روح فیزیکی نمایشگاه، یعنی دیدار رودرروی نویسنده و خواننده و تورق فیزیکی کتاب، احساسی است که فضای مجازی هنوز نتوانسته جایگزین کاملی برای آن بیابد. با این حال، بهینه‌سازی مداوم زیرساخت‌ها در هر دوره، این کاستی‌ها را به حداقل رسانده است.
یکی از ابعاد بحث‌برانگیز این رویداد، مسئله تخصیص یارانه‌های خرید کتاب است. اگرچه این یارانه‌ها مثل تخفیف‌های درصدی و ارسال رایگان، با هدف کاهش بار اقتصادی و حمایت از سبد فرهنگی خانوارها ارائه می‌شوند اما همواره با نقدهای جدی از سوی برخی فعالان عرصه نشر همراه بوده‌اند. تزریق یارانه مستقیم گاه می‌تواند مضر باشد؛ به طوری که برخی افراد یا حتی توزیع‌کنندگان تنها با هدف نقد کردن بن‌های کتاب در این رویداد شرکت می‌کنند و اهداف فرهنگی اصیل آن را به حاشیه می‌رانند. علاوه بر این، بروز مشکلات فنی مقطعی در سامانه‌های ثبت‌نام بن‌کارت‌های دانشجویی در ادوار گذشته و همچنین نگرانی از آسیب رسیدن به اقتصاد کتابفروشی‌های محلی به دلیل این فروش‌های یارانه‌ای متمرکز، از دیگر چالش‌هایی است که لزوم بازنگری و مدیریت دقیق‌تر در شیوه تخصیص یارانه‌ها را برجسته می‌کند. گذشته از همه اینها، مبلغ این یارانه‌ها همیشه چند قدمی از قیمت روز کتاب عقب است؛ یعنی با کل یارانه شاید بشود تنها دو جلد کتاب خرید که دردی از محصلان و دانشجویان دوا نمی‌کند.

ایستگاه هفتم و حماسه فرهنگی در دل بحران
هفتمین دوره نمایشگاه مجازی کتاب تهران در شرایطی خاص و تاریخی برگزار می‌شود. در روزگاری که سایه جنگ تحمیلی سوم و آتش‌بسی ناپایدار بر فضای عمومی کشور احساس می‌شود، برگزاری این رویداد بزرگ، پیامی عمیق از پویایی، تاب‌آوری و سرزندگی جامعه ایران را مخابره می‌کند.
این رویداد از ۲۶ اردیبهشت تا دوم خرداد ۱۴۰۵ با دسترسی ۲۴ ساعته در بستر سامانه رسمی book.icfi.ir میزبان مخاطبان خواهد بود. شعار رسمی این دوره «بخوانیم برای ایران» تعیین شده است. طبق آمارها، با تمدید مهلت ثبت‌نام تا ۱۹ اردیبهشت، حضور یک هزار و ۸۰۶ ناشر داخلی در این دوره قطعی شده است و این ناشران می‌توانند کتاب‌های منتشر شده از ابتدای سال ۱۴۰۰ به بعد را عرضه کنند.
شعار این دوره، یعنی «بخوانیم برای ایران»، عاملی برای ایجاد نشاط اجتماعی و همبستگی ملی تلقی می‌شود. این مفهوم ملی‌گرایانه در طراحی پوستر نمایشگاه نیز تجلی یافته است؛ اثری گرافیکی با ساختار مینیمال که تنوع اقوام ایرانی را در قالب کتاب‌هایی که چهره جغرافیایی ایران را می‌سازند، به تصویر کشیده و با استفاده از رنگ‌های پرچم و نمادهای خلیج فارس و دریای خزر، پیوند جغرافیایی این سرزمین را بازنمایی می‌کند. با این حال، آنچه امسال در صفحه رسانه‌ها از نمایشگاه کتاب مجازی هفتم برمی‌آید، گویی در سکوت روایت می‌شود. شاید مجازی بودن نمایشگاه کتاب آنچنان که باید اشتیاق برنیانگیخته. به هر علت، تبلیغات این دوره از نمایشگاه در انزوا و خاموشی روایت می‌شود و مشارکت جدی و عمیق رسانه‌ها به‌ویژه رسانه ملی را می‌طلبد.

چه باید کرد و  باید منتظر چه بود؟
با توجه به تجربیات گذشته و شرایط ویژه دوره جاری، کارشناسان، نویسندگان و فعالان عرصه نشر، چشم‌اندازها و توصیه‌های ارزشمندی را برای غنای بیشتر این رویداد مطرح کرده‌اند.
در گام نخست، کتاب در شرایط کنونی به مثابه ابزار تاب‌آوری روانی شناخته می‌شود. پناه بردن به کتاب تنها یک سرگرمی نیست، بلکه نوعی مقاومت فرهنگی است. مطالعه آثار تاریخی و ادبی به مخاطب یادآوری می‌کند که این سرزمین بحران‌های سهمگین‌تری را نظیر حمله مغول یا سال‌های دفاع مقدس پشت سر گذاشته و همچنان جریان اندیشه در آن زنده است. از این رو، نمایشگاه روزنه‌ای است تا مردم از فضای پرتنش فاصله گرفته و آرامش خود را بازیابند. برای تبدیل این نمایشگاه به یک پویش عظیم ملی، رسانه ملی و خانواده‌ها نقشی حیاتی بر عهده دارند. ضرورت دارد شبکه‌های تخصصی مانند شبکه کودک و نوجوان به صورت گسترده وارد میدان شوند تا انگیزه خرید کتاب در جامعه ایجاد شود. والدین نیز باید با همراهی فرزندان خود در فضای سایت نمایشگاه، آنها را در فرآیند انتخاب کتاب مشارکت دهند.
همچنین، ایجاد فضای تعاملی یکی از مطالبات جدی اهالی این صنعت است. برگزاری نشست‌های برخط و گفت‌وگوهای آنلاین میان مخاطبان، نویسندگان و مترجمان می‌تواند بخشی از خلأ ارتباطات فیزیکی را جبران کرده و پویایی نمایشگاه را دوچندان کند. در نهایت، سیاست‌گذاران با تصمیمی هوشمندانه، زمان فروش ناشران و کتابفروشان را تفکیک کرده‌اند تا کتابفروشی‌ها نیز در خرداد با بهره‌مندی از طرح‌های حمایتی، در این چرخه اقتصادی سهیم شوند.

طلوع روشنی از دل کلمات
هفتمین نمایشگاه مجازی کتاب تهران، تبلور اراده ملتی است که آموخته است چگونه در طوفان‌ها، چراغ خرد را روشن نگاه دارد و خستگی‌ناپذیری خود را به اثبات برساند. اگرچه هیچ پلتفرمی نمی‌تواند جایگزین عطر کاغذ کتاب‌های چاپ تازه و شوق قدم زدن در راهروهای پرهیاهوی کتاب شود اما این بستر مجازی توانسته است نوری از دانایی را به صورت برابر، به تاریک‌ترین و دورافتاده‌ترین زوایای این جغرافیای پهناور بتاباند.
امروز، با زیرساخت‌هایی که بالغ‌تر از همیشه عمل می‌کنند، ارسال‌های رایگانی که مرزهای محرومیت را می‌شکنند و یارانه‌هایی که تلاش می‌کند محافظ سبد فرهنگی خانواده‌ها در برابر تلاطمات اقتصادی هستند، باید منتظر شکوهی بی‌نظیر از حضور آگاهانه مردم بود. با دلی پرامید و چشمانی روشن، به استقبال این ضیافت بزرگ می‌رویم تا زیباترین معنای شعار امسال را محقق سازیم. بی‌شک، فردای این سرزمین از دل همین کلماتی که امروز خوانده می‌شوند، روشن‌تر، پرامیدتر و استوارتر بنا خواهد شد.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.