از آنجا که آمریکا و رژیم آپارتاید اسرائیل در سناریوی سقوط نظام سیاسی ایران شکست خورده‌اند بنا به تحلیل و نظر صاحب نظران و کارشناسان، جنگ اقتصادی را بار دیگر به صورت جدی در دستور کار قرار داده‌اند تا از این طریق بتوانند شکست‌های خود در جنگ ۱۲ روزه و ۴۰ روزه را جبران کنند، البته می‌دانستند با تهاجم نظامی راه به جایی نخواهند برد.

جنگ اقتصادی آمریکا و راهکارهای ۱۱ گانه

آگاه: بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی در مصاحبه‌ای با برنامه «۶۰ دقیقه» شبکه آمریکایی «سی‌بی‌اس» با تکذیب گزارش‌های منتشر شده در خصوص اقداماتش در خصوص ساده‌ بودن جنگ با ایران گفت: هم من و هم ترامپ می‌دانستیم با اقدامات نظامی، امکان سقوط ایران قطعی نیست.
طبق گزارش نیویورک نخست‌وزیر رژیم صهیونی، صبح روز ۱۱ فوریه (۲۲ بهمن) وارد دفتر کار ترامپ شد و مصمم بود رئیس‌جمهور آمریکا را در مسیر جنگ نگه دارد. هفته‌ها بود که ایالات متحده و اسرائیل، مخفیانه درباره حمله نظامی علیه ایران بحث می‌کردند. اما مقامات دولت ترامپ اخیرا مذاکره با ایرانی‌ها را در خصوص آینده برنامه هسته‌ای آنها آغاز کرده بودند و نتانیاهو می‌خواست مطمئن شود که تلاش دیپلماتیک جدید برنامه‌های جنگ را تضعیف نمی‌کند. با این حال بنیامین نتانیاهو در گفت‌وگو با شبکه سی‌بی‌اس، این گزارش را تکذیب کرد. این اولین واکنش او به این گزارش بعد از گذشت ۷۰ روز است. نخست‌وزیر کودک‌کش رژیم صهیونیستی تاکید کرد: هم او و هم ترامپ توافق داشتند که عدم قطعیت و ریسک قابل توجهی در اقدام نظامی برای سقوط حکومت ایران وجود دارد. در حالی که ترامپ و نتانیاهو، این موضوع را یکی از اهداف جنگ، تعریف کرده بودند. گیدعون سعر، وزیر امور خارجه رژیم صهیونیستی نیز دو هفته پیش در اظهاراتی متناقض با نتانیاهو مدعی شده بود که سرنگونی ایران هیچ وقت از اهداف جنگ با ایران نبوده است.

هزینه‌های جنگ آمریکا علیه ایران از ۷۷ میلیارد دلار فراتر رفت
آمریکا و صهیونیست‌ها، هرچند در جنگ نظامی به هیچ یک از اهداف‌شان دست نیافته‌اند اما دشمنی و کینه شتری آنها علیه ایران و ایرانیان استمرار دارد و به سادگی صحنه تقابل و درگیری را ترک نمی‌کنند، میدان مبارزه را تغییر می‌دهند به دلیل آنکه جنگ ۴۰ روزه حسابی آمریکا را از لحاظ اقتصادی در فشار قرار داده است. هزینه‌های جنگ‌افروزی نظامی آمریکا علیه ایران تا روز ۷۱ خود از مرز ۷۷ میلیارد دلار فراتر رفته است. این در حالی است که واشنگتن متحمل خسارات سنگینی به پرسنل، تجهیزات، کشتی‌های مستقر در منطقه و سایر هزینه‌های مرتبط شده است.
بر اساس داده‌های وب‌سایت «ردیابی هزینه‌های جنگ ایران»، هزینه‌های جنگ نظامی آمریکا علیه ایران تا روز ۷۱ خود از مرز ۷۷ میلیارد دلار فراتر رفته است. این وب‌سایت داده‌ها را به صورت لحظه‌ای به‌روزرسانی می‌کند و هزینه‌های لازم برای نگهداری پرسنل، کشتی‌های مستقر در منطقه و سایر هزینه‌های مرتبط را محاسبه می‌کند. روش محاسبه بر اساس گزارشی است که وزارت دفاع آمریکا «پنتاگون» به کنگره ارائه کرده است، که نشان می‌دهد سه روز اول بالغ بر ۱۱.۳ میلیارد دلار هزینه داشته است، این گزارش در ارزیابی خود تصریح کرد که هزینه‌های روزهای بعد به عدد یک میلیارد دلار در روز می‌رسد.
جولز هرست، معاون وزیر دفاع و کنترل‌کننده مالی، در پایان آوریل گذشته در کمیته نیروهای مسلح مجلس نمایندگان مدعی شد: هزینه‌های آمریکا در جنگ علیه ایران به حدود ۲۵ میلیارد دلار رسیده است. با این حال، رسانه‌های آمریکایی روز بعد، به نقل از منابع آگاه، گزارش دادند که مبلغ ذکر شده شامل هزینه‌های بازسازی تاسیسات نظامی آمریکا و جایگزینی تجهیزات آسیب‌دیده نمی‌شود. آنها تصریح کردند که هزینه‌های واقعی تقریبا دو برابر این رقم بوده است. حال یکی از اهداف و سناریوهای دشمن، از سرگیری جنگ اقتصادی علیه ایران است. برای آنکه بتوانیم متجاوزان را در جنگ اقتصادی همانند جنگ نظامی آچمز کنیم چه باید کرد؟ به عبارت دیگر راهکار چیست؟
سعدالله زارعی، کارشناس مسائل منطقه و روزنامه‌نگار پیش از این در یادداشتی به پرسش مطرح شده پاسخ داد و با بیان اینکه راه‌حل ما در جنگ اقتصادی دشمن، ضربه زدن به دشمنی است که در حوزه اقتصادی و تجاری علیه ما آرایش جنگی گرفته است، نوشت: «دشمن از ظرفیت‌های سیاسی و... برای مدیریت جنگ اقتصادی علیه ما استفاده می‌کند و در نهایت در تلاش است تا با جنگ روانی که موفقیت آن وابسته به همکاری بعضی نیروها با آمریکا در داخل ایران است، طرح خود را به نتیجه برساند. ما باید حرکت دشمن را متوقف کنیم. در اینجا سوال این است که متقابلا ما چه ظرفیت‌هایی برای متوقف کردن جنگ اقتصادی دشمن داریم؟ ما سه ظرفیت داریم، ظرفیت ضربه اقتصادی، ظرفیت ضربه نظامی و ظرفیت عملیات روانی.
در ضربه اقتصادی به دشمن، دست ما باز است؛ وابستگان و به تعبیری انبارداران نفت آمریکا در منطقه شامل عربستان و امارات به شدت وابسته به دو چیز هستند؛ یکی نفت و دیگری برج‌های به ظاهر با عظمت شیشه‌ای که به خصوص در اطراف سواحل خلیج‌فارس و دریای سرخ ساخته شده‌اند. ضربه زدن به اقتصاد ایران از طریق مانع‌تراشی بر سر راه تجارت ایران بدون شک در خود این منطقه و با حضور مقامات آمریکایی و انگلیسی بسته و اجرایی و تحکیم می‌شود. کافی است که ما اظهارات مقامات سعودی و اماراتی را بعد از هر تحریم جدید آمریکا علیه ایران مرور کنیم تا دریابیم که این تصمیمات در ریاض و ابوظبی پخت و پز شده‌اند.
سوال این است که چرا ایران اجازه می‌دهد وضع اقتصادی تجاری این دو کشور در منطقه عادی باشد؟ مگر وضع ما که هیچ جرمی هم علیه آنان مرتکب نشده‌ایم بلکه حوادث سهمگینی مثل کشتار حاجیان خود در منا را تحمل کرده‌ایم، عادی است که وضع آنان که ده‌ها جرم علیه ما مرتکب شده‌اند، عادی باشد؟ ما حتما باید به ظرفیت صادرات نفت این دو کشور که شریان حیات آنان است، ضربه اساسی بزنیم و این کار را می‌توانیم در اقیانوس هند و دریای سرخ انجام دهیم. این چیزی نیست که به جنگ منتهی شود، چنین اقدامی به طور قطع سران سعودی و امارات را به سمت صلح با ایران سوق می‌دهد چرا که آنان نه خود قادر به درگیری نظامی با ایران هستند و نه آمریکا حتی در صورت درگیر شدن ایران با سعودی، اراده‌ای برای درگیر شدن با ایران دارد. این یک راه‌حل شدنی و بی‌خطر است هر چند بعضی این را مقدمه جنگ به حساب می‌آورند. این دسته باید سری به تئوری‌های رایج نظام بین‌الملل بزنند و نیز تجربه آمریکا و شوروی در دورانی که جهان بین این دو تقسیم شده بود به خصوص ماجرای بحران موشکی ۱۹۶۲ کوبا را مرور نمایند.»

جنگ اقتصادی آمریکا و راهکارهای ۱۱ گانه
نکته دیگر که باید مورد اهمیت قرار گیرد این است که برای شکست دادن این نوع جنگ، نمی‌توان تنها به اقدامات دولت تکیه کرد، بلکه یک «جنگ همه‌جانبه» در لایه‌های مختلف نیاز است.
    سطح کلان و استراتژیک (نقش دولت و سیاست‌گذاری): دولت باید از حالت «واکنشی» به حالت «پیش‌دستانه» تغییر وضعیت دهد.
    تنوع‌بخشی به بازارهای صادراتی و وارداتی (شکستن انزوا): اگر دشمن سعی می‌کند مسیرهای مالی و تجاری شما را ببندد، باید مسیرهای جایگزین ایجاد شود. تقویت روابط با کشورهای همسایه، بلوک‌های قدرت جدید و استفاده از سیستم‌های پرداخت غیر از دلار، از حیاتی‌ترین اقدامات برای دور زدن تحریم‌هاست.
    کاهش وابستگی به اقتصادهای تک‌محصولی: تکیه بر نفت یا یک کالای خاص، بزرگ‌ترین نقطه ضعف در جنگ اقتصادی است. دولت باید با هر تلاشی، اقتصاد را به سمت صنایع تولیدی، کشاورزی و خدمات سوق دهد تا در صورت قطع جریان یک منبع، اقتصاد دچار فروپاشی نشود.
    تقویت «اقتصاد مقاومتی» و خودکفایی در کالاهای استراتژیک: تولید داخلی در حوزه‌هایی مثل دارو، قطعات صنعتی، مواد غذایی و تکنولوژی‌های کلیدی، یعنی کاهش «اهرم فشار» دشمن. هر چقدر وابستگی ما به واردات کمتر باشد، قدرت دشمن برای فشار بر ما کمتر خواهدبود.
    شفافیت و اصلاح ساختارهای مالی: جنگ اقتصادی معمولا با ایجاد فساد و خروج سرمایه همراه است. ایجاد شفافیت در مدیریت منابع، جلوگیری از هدررفت بودجه و اصلاح ساختارهای مالیاتی، باعث می‌شود منابع کشور در مسیر درست (تولید) قرار گیرد.
    تمرکز بر اقتصاد دانش‌بنیان: دشمن تلاش می‌کند دسترسی‌ها را به تکنولوژی‌های پیشرفته قطع کند. تنها راه مقابله، تولید دانش بومی و حمایت از استارتاپ‌ها و شرکت‌های دانش‌بنیان است. اگر ما بتوانیم خودمان تکنولوژی را تقویت کنیم، تحریم‌ها معنایی نخواهند داشت.
    دیجیتالی کردن اقتصاد: توسعه زیرساخت‌های مالی دیجیتال، ارزهای دیجیتال (در چارچوب‌های قانونی) و سیستم‌های پرداخت الکترونیک، می‌تواند راه را برای عبور از سیستم‌های مالی تحت کنترل دشمن هموار کند.
    سطح خرد و اجتماعی (نقش مردم و فرهنگ اقتصادی): این بخش، شاید مهم‌ترین و در عین حال حساس‌ترین بخش محسوب می‌شود، زیرا دشمن در این سطح به دنبال «شکست روانی» است.
    مبارزه با جنگ روانی و اخبار جعلی: دشمن از طریق شبکه‌های اجتماعی سعی می‌کند «بی‌اعتمادی» را در میان مردم نسبت به آینده کشور ایجاد کند. شکست در جنگ اقتصادی زمانی رخ می‌دهد که مردم از اقتصاد خود ناامید شده و به دنبال خروج یا فروپاشی باشند. آموزش تفکر انتقادی و مقابله با شایعات، یک دفاع ملی است.
    ترویج فرهنگ تولید و مصرف درست: تغییر فرهنگ از «مصرف‌گرایی افراطی» به «تولیدگرایی و مدیریت مصرف»، باعث حفظ ذخایر ارزی و تقویت تولید داخلی می‌شود. حمایت از محصولات داخلی، نه فقط به عنوان یک شعار، بلکه به عنوان یک مسئولیت اجتماعی، بسیار موثر است.
    افزایش اعتماد اجتماعی: اگر مردم و دولت در یک هدف مشترک (رشد اقتصادی) با هم متحد باشند، فشارها بسیار کمتر احساس می‌شود. شکاف میان طبقات اجتماعی و بی‌عدالتی، بزرگ‌ترین سوخت برای آتش جنگ اقتصادی دشمن است.
پس می‌توان در جمع‌بندی تاکید کرد که جنگ اقتصادی دشمن بر پایه دو اصل بنا شده است: «کمبود» و «ناامیدی».

بهره سخن
۱- برای مقابله با کمبود: باید تولید را جایگزین مصرف کنیم و منابع را متنوع سازیم.
۲- برای مقابله با ناامیدی: باید عدالت اجتماعی را تقویت کنیم و با شفافیت و امیدآفرینی، اعتماد عمومی را بازسازی کنیم.
شکست دادن این جنگ، تنها با «تحریم‌ستیزی» ممکن نیست، بلکه با «ساختن جایگزین‌های کارآمد» ممکن است. دشمن می‌خواهد ما را در بن‌بست نگه دارد، اما راه خروج، از مسیر «تولید، دانش و اتحاد اجتماعی» می‌گذرد.

پیشنهادهایی برای عبور از جنگ نوین اقتصادی آمریکا

جنگ اقتصادی آمریکا و راهکارهای ۱۱ گانه

محمد رضا پورابراهیمی _ آگاه مسائل سیاسی و اقتصادی

آمریکایی‌ها به‌رغم اینکه برخی زیرساخت‌های کشور را مورد هدف قرار دادند، اما وقتی دیدند از طریق نظامی به نتیجه نمی‌رسند و جمهوری اسلامی ایران با عمل متقابل در برابر تجاوزات نظامی آنها، سقوط نخواهد کرد و شرایط اقتصادی منطقه را سخت می‌کند، دشمن آمریکایی وارد فاز جدیدی شد و آن، جنگ اقتصادی نوین علاوه بر تحریم‌ها و اقداماتی است که تاکنون علیه ایران انجام داده‌اند. در همین رابطه رئیس‌جمهور آمریکا می‌گفت در جنگ اقتصادی علیه ایران با هزینه کمتری به نتیجه خواهیم رسید، این رویکرد نشان می‌دهد به‌رغم اینکه احتمال حمله نظامی دوباره به جمهوری اسلامی ایران وجود دارد، ولی آمریکا از مسیر نظامی تا حدی فاصله گرفته است. البته با حمله دوباره به ایران، هزینه‌های سنگینی به آمریکا وارد خواهد شد و قطعا نتیجه نمی‌گیرند.
آمریکا همه ظرفیت‌های لازم برای فشارهای اقتصادی را به کار گرفت و از دولت باراک اوباما تحریم‌های هوشمندانه و سنگینی علیه جمهوری اسلامی ایران وارد شد، چرا که طبق پیش‌بینی ریچارد نفیو که طراح تحریم‌های ایران در دولت اوباما بود، جمهوری اسلامی ایران با تحریم‌های اعمال شده در مدت ۶ ماه سقوط خواهد کرد! با گذشت سال‌ها از این طرح، هرچند برخی  چالش‌ها در حوزه اقتصاد برای کشور ایجاد شد، اما مشخص است که آمریکایی‌ها به اهداف مدنظر خود، نرسیدند. در ادامه هم در دولت اول ترامپ تحریم‌های شدیدی علیه کشورمان اعمال کردند، اما اقتصاد ایران با شرایط تحریمی منطبق شد و پیش رفت. هم‌اکنون پیرامون جنگ نوین اقتصادی که آمریکایی‌ها در دستور کار دارند باید چند مؤلفه مورد توجه قرار گیرد؛ این جنگ جدید به این مفهوم است که شکست ایران از طریق نظامی امکان‌پذیر نیست و آخرین تیر و تلاش آنها از طریق اقتصادی است. در حال حاضر مدیریت هوشمند ایران بر تنگه هرمز سبب شده که آمریکا ابتدا در پی باز کردن این تنگه باشد، اما سیاست جنگ نوین اقتصادی را هم پیگیری می‌کند که نشانه استیصال و تشدد آرا در نگاه آمریکایی‌ها به ایران است.
چه باید کرد؟ نخستین قدم در شرایط تحمیلی آمریکا در حوزه اقتصاد این است که مردم را درباره وضعیت اقتصادی کشور در جریان قرار دهیم. بخشی از اقتصاد ایران در گذشته به دلیل سوءمدیریت‌های داخلی و تحریم‌های خارجی، با شاخص‌های مناسبی روبه‌رو نبوده است و در تاریخ اقتصاد ـ پیش از انقلاب ـ و پس از انقلاب کشور سابقه نداشته که در هشت سال پیاپی، میانگین نرخ تورم حدود ۴۰ درصد شود. طبق فرمایش امام شهید انقلاب اسلامی، مردم باید در عرصه اقتصادی مشارکت کنند، ضمن آنکه بهترین زمان برای انجام اصلاحات اقتصادی همین دوره فعلی است تا تصمیمات مهم اقتصادی را انجام دهیم. چراکه هر زمان که قرار به انجام اصلاحات اقتصادی بود، به بهانه‌های مختلف از انجام آن سر باز زدیم. اما در شرایط جنگی، دولت اختیارات لازم را برای انجام اصلاحات دارد و بروکراسی اداری، تشریفات و اقدامات دست و پاگیر کنار رفته‌اند. بر همین اساس در این زمان باید تصمیمات مهم برای افزایش مشارکت مردم در حوزه اقتصاد گرفته شود.
دیگر آنکه، دولت برنامه اصلاح ساختار اقتصادی را در شرایط نه جنگ و نه صلح و پساجنگ زودتر تدوین کند و رئیس‌جمهور با اخذ مجوز از رهبر انقلاب و شورای عالی امنیت ملی، اصلاحات ساختاری در اقتصاد را انجام دهد. محور پایه اصلاح ساختار اقتصادی هم باید در زمینه کاهش سهم دولت در اقتصاد، حضور مردم در مدیریت اقتصاد و اداره بنگاه‌های اقتصادی باشد.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.