آگاه: به نظر میرسد پیش از آنکه درباره بیعلاقگی نسل جوان به مطالعه قضاوت کنیم، باید تعریف خود از «مطالعه» و همچنین شرایط فرهنگی و اجتماعی امروز را بازبینی کنیم. مسئله اصلی شاید نه کمرنگ شدن میل به خواندن، بلکه تغییر شکل مطالعه و تغییر مسیر آن در میان نسل جوان باشد.
یکی از مهمترین نکاتی که در این بحث کمتر به آن توجه میشود، تغییر کارکرد کتابخانهها در جامعه امروز است. کتابخانه برای نسلهای گذشته فقط محل امانت گرفتن کتاب نبود؛ فضایی فرهنگی، آرام و قابل اتکا بود که میتوانست بخشی از نیاز فکری و هویتی جوانان را برطرف کند. اما امروز بسیاری از کتابخانهها دیگر آن کارکرد سابق را ندارند. نسل جدید با نیازهایی متفاوت وارد فضای فرهنگی میشود؛ نیاز به تنوع بیشتر، دسترسی سریعتر، محیطی پویاتر و منابعی متناسب با دغدغههای روز. در حالی که برخی کتابخانهها همچنان با همان الگوهای قدیمی اداره میشوند و نتوانستهاند خود را با دنیای مخاطب امروز هماهنگ کنند.
در کنار این موضوع، برخی محدودیتهای اجرایی نیز باعث کاهش ارتباط نوجوانان و جوانان با کتابخانهها شده است. برای مثال، محدودیت سنی عضویت در بعضی کتابخانهها که معمولا برای افراد بالای ۱۸ سال در نظر گرفته میشود، عملا بخشی از نوجوانان علاقهمند را از این فضا دور میکند. این در حالی است که دقیقا در همین سنین، یعنی دوره نوجوانی، عادتهای فکری و فرهنگی انسان شکل میگیرد. اگر نوجوانی که به کتاب و مطالعه علاقه دارد نتواند به سادگی وارد کتابخانه شود، طبیعی است که نیاز خود را از مسیرهای دیگر تامین کند.
با این همه، باید تاکید کرد که کاهش عضویت در کتابخانهها لزوما به معنای کاهش علاقه به مطالعه نیست. اتفاقا بسیاری از همین نوجوانان و جوانان به دنبال خواندن هستند، کتاب میخرند، نسخههای الکترونیکی تهیه میکنند، در شبکههای اجتماعی درباره کتاب حرف میزنند و حتی مطالعه را به بخشی از سبک زندگی خود تبدیل کردهاند. بنابراین این تصور که نوجوان امروز اساسا اهل مطالعه نیست، تصوری نادرست و حاصل نوعی نگاه سطحی به مسئله است.
مطالعه، مانند بسیاری از تجربههای عمیق انسانی، میتواند به عادتی دلنشین و حتی اعتیادآور تبدیل شود. همانطور که برخی افراد به موسیقی گوش دادن خو میگیرند و بخشی از زندگی روزمرهشان بدون آن قابل تصور نیست، مطالعه نیز اگر بهدرستی آغاز شود، میتواند به نیازی همیشگی تبدیل شود. نوجوانی که لذت خواندن را تجربه کرده باشد، به سختی میتواند از آن فاصله بگیرد. بنابراین اصل میل به مطالعه در نسل امروز از بین نرفته، بلکه همچنان زنده و حتی در بسیاری موارد پررنگ است.
پس اگر مسئله، بیمیلی به مطالعه نیست، پرسش مهمتر این است که نسل جوان امروز چه چیزی میخواند؟ واقعیت این است که بخش قابل توجهی از زمان مطالعه نوجوانان و جوانان امروز صرف کتابها و رمانهای خارجی میشود. این موضوع بهویژه در میان نوجوانان بسیار رایج شده است. نام بسیاری از نویسندگان خارجی، مجموعه رمانها، جهانهای داستانی و شخصیتهای ادبی برای نسل امروز آشناست و گاه تاثیری عمیق بر ذهن و سلیقه آنان میگذارد. این پدیده را نمیتوان صرفا یک انتخاب ساده دانست، بلکه باید آن را نشانهای از یک خلأ فرهنگی جدی در داخل کشور دانست.
وقتی نیاز مخاطب امروز بهدرستی شناخته نمیشود، طبیعی است که او به سراغ محتوایی برود که احساس میکند بهتر میتواند آن نیاز را پاسخ دهد. نوجوان امروز پرسش دارد، دغدغه دارد، احساسات پیچیدهای را تجربه میکند و به دنبال آثاری است که او را بفهمند. اگر ادبیات داخلی، نهادهای فرهنگی و سیاستگذاران این نیازها را جدی نگیرند، میدان به آثاری واگذار میشود که از بیرون میآیند و با زبانی جذاب، شخصیتهایی نزدیک به ذهن مخاطب و فضایی متناسب با سلیقه او، به راحتی جای خود را در زندگی نسل جوان باز میکنند.
در این میان، کتابها و محصولات فرهنگی غربی با هوشمندی زیادی عمل کردهاند. آنها توانستهاند نیازهای عاطفی، ذهنی و حتی هویتی نوجوان امروز را شناسایی کنند و برای آن پاسخهایی جذاب ارائه دهند. نتیجه این شده که نوجوان و جوان ایرانی، در بسیاری از مواقع، به جای آنکه خود را در آثار بومی پیدا کند، در جهان داستانی و فرهنگی دیگری دنبال پاسخ میگردد. این مسئله از آن جهت نگرانکننده است که مطالعه، فقط خواندن چند صفحه کتاب نیست؛ مطالعه میتواند جهانبینی بسازد، الگو ارائه دهد، ذائقه فرهنگی شکل دهد و حتی در بلندمدت بر نوع نگاه یک نسل به زندگی، جامعه و هویت خود اثر بگذارد.
بنابراین نگرانی اصلی نباید این باشد که «چرا جوان امروز مطالعه نمیکند»، بلکه باید این باشد که «چرا نیاز مطالعاتی او در داخل بهدرستی پاسخ داده نمیشود.» تا زمانی که ما همچنان با معیارهای قدیمی درباره نسل جدید داوری کنیم، نهتنها مسئله را حل نخواهیم کرد، بلکه هر روز فاصله بیشتری میان نهادهای فرهنگی و مخاطب جوان ایجاد خواهد شد.
نسل جوان امروز، برخلاف آنچه گاه گفته میشود، نه بیگانه با مطالعه است و نه گریزان از کتاب. او میخواند، جستوجو میکند و حتی برای خواندن وقت میگذارد. اما شکل دسترسی، نوع سلیقه و محتوای مورد علاقه او با نسلهای قبل متفاوت شده است. اگر میخواهیم مطالعه در جامعه تقویت شود، باید به جای سرزنش نوجوان و جوان، نیاز او را بشناسیم، کتابخانهها را بهروز کنیم، محدودیتهای غیرضروری را برداریم و برای تولید محتوای بومی جذاب و عمیق سرمایهگذاری کنیم. در غیر این صورت، نسلی که میتوانست با ادبیات و فرهنگ خود پیوندی عمیق داشته باشد، آرامآرام در جهان فرهنگی دیگری رشد خواهد کرد؛ جهانی که هرچند ممکن است جذاب و پرکشش باشد، اما لزوما با واقعیتها، ارزشها و نیازهای جامعه ما همخوان نیست و این، مسئلهای است که باید بسیار جدیتر از گذشته به آن نگاه کرد.
۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۰۰:۴۶
کد مطلب: ۲۲٬۲۷۳
کتاب و کتابخوانی از منظری متفاوت
مطالعه در میان نسل جوان؛ افول یا تغییر مسیر؟
حانیه حسین پور _ آگاه مسائل فرهنگی
این روزها زیاد میشنویم که «جوانهای امروز دیگر اهل مطالعه نیستند.» این جمله آنقدر تکرار شده که برای بسیاری به یک حقیقت بدیهی تبدیل شده است. کافی است صحبت از کتاب و کتابخوانی به میان بیاید تا عدهای با حسرت از گذشته یاد کنند؛ از روزگاری که جوانها کارت کتابخانه در جیب داشتند، به کتابفروشیها سر میزدند و مطالعه بخشی از هویت فرهنگیشان بود. در مقابل، نسل امروز اغلب نسلی معرفی میشود که سرگرم فضای مجازی، شبکههای اجتماعی و محتوای زودگذر است و دیگر حوصله کتاب و مطالعه ندارد. اما آیا این تصویر، واقعا دقیق و منصفانه است؟
نظر شما