به انتخاب رهبر شهید
رهبر شهید، آیتالله العظمی سیدعلی خامنهای (قدس سره) در دیدار با جمعی از دانشجویان استان کرمان به تاریخ نوزدهم اردیبهشت ۱۳۸۴ از رمان «خانواده تیبو» روژه مارتن دوگار نام بردند: «چند سال قبل، از یک نویسنده قوی فرانسوی رمانی خواندم به نام «خانواده تیبو» البته آن نویسنده، معروف نیست؛ اما این رمان خیلی قوی است. معمولا رمانهای بزرگ و قوی فرانسویها و روسها و دیگر کشورهایی که رمانهای بزرگ از آن جاها منتشر شده، تصویر هنرمندانه واقعیتهای زندگی است. شما کتابهای «بالزاک» یا «ویکتور هوگو» یا نویسندگان روسی را ببینید؛ اینها تصویر هنرمندانهای است از واقعیتهایی که در متن جامعه جریان دارد. این کتاب هم همینطور است.»
رهبر شهید انقلاب در ادامه سخنان خود در آن دیدار چنین به بحث درباره جنگ جهانی اول نیز پرداخته بودند: «در آنجا، مجموعههای چپ و سوسیالیست در فرانسه و آلمان و اتریش و سوئیس چقدر تلاش کردند برای اینکه بتوانند جلوی جنگ جهانی اول را -که استشمام میکردند جنگی دارد راه میافتد- بگیرند؛ اما نتوانستند و همه این تلاشها هدر رفت. تلاش آنها برای ایجاد حاکمیت سوسیالیستی بود. بعد از اندکی، این حاکمیت در روسیه تزاری به وجود آمد؛ آن هم شد یک تجربه ناموفق دیگر برای این حرکت غربی. تجربه شوروی هم تجربه غربیهاست؛ متعلق به شرق نیست. درست است که در بلوکبندی میگفتند شرق و غرب، اما آن هم متعلق به اروپاست؛ آن هم برآمده از افکار اروپاییها و از تفکر مارکس و انگلس است؛ یعنی یک تجربه ناموفق.»

درباره رمان «خانواده تیبو»
اما رمان چهار جلدی «خانواده تیبو» نوشته روژه مارتن دوگار است. نقل است که نگارش این رمان از سال ۱۹۲۰ تا ۱۹۴۰ به طول انجامید. رمان حول پسران خانواده تیبو میچرخد: آنتوان و ژاک. آنها پدری بهشدت سختگیر و مذهبی دارند. او بین کاتولیکها دارای ارج و قرب فراوان است و اصلا دلش نمیخواهد پسرها اعتبارش را لکهدار کنند. آنتوان در چارچوب ارزشهای پدر زندگی میکند اما ژاک که ذاتا سرکش است، مرتکب عصیانی بزرگ میشود. او با پسر یک خانواده پروتستان طرح رفاقت میریزد؛ آن هم زمانی که کلیسا رابطه بین کاتولیکها و پروتستانها را بهشدت نفی کرده بود. این دو دوست خانه و خانواده را ترک میکنند تا در مسیر دلخواهشان زندگی را از سر بگیرند و این هنوز شروع ماجراست.
این رمان چهارجلدی هفت بخش دارد. عنوان فصلها از این قرار است: دفترچه خاکستری، ندامتگاه، فصل گرم، طبابت، سورلینا، مرگ پدر، تابستان ۱۹۱۴ و سرانجام. در رمان خانواده تیبو موضوعات مختلفی مطرح شدهاند: مذهب، سیاست، انقلاب، جنگ، فلسفه زندگی و... همین چیزهاست که آن را شبیه یک زندگی واقعی میکند. با خواندن این رمان ضمن لذت بردن از اثری شاهکار و خواندنی، اطلاعاتی هم از وقایع اروپای سالهای ابتدایی قرن بیستم و سالهای جنگ جهانی اول دستگیرتان میشود. روژه مارتن دوگار در سال ۱۹۳۷ جایزه نوبل ادبی را از آن خود کرد. اهداکنندگان این جایزه علت انتخابشان را قدرت و صداقت هنری و همچنین ترسیم فوقالعاده کشمکشهای انسانی در رمان خانواده تیبو دانستهاند.
«خانواده تیبو» با ترجمه زندهیاد ابوالحسن نجفی توسط انتشارات نیلوفر منتشر میشود. تاریخ آخرین بازنشر آن ۱۴۰۳ برای چاپ نهم است.
به انتخاب شهید سلیمانی
صفحه اینستاگرام حاج قاسم سلیمانی در فروردین سال ۱۳۹۵ عکسی را منتشر کرد که سردار را در هواپیما و در حال مطالعه یک کتاب و نگارش یادداشتی به تصویر کشیده بود. تصویری که در توضیح آن نوشته شده بود: «در حال پرواز و مطالعه کتاب گابریل گارسیا مارکز.» این تصویر همان سال در خبرگزاریهای مختلف بازنشر شد. تصویری که مطالعه «صد سال تنهایی» و به طور کل امر مطالعه را ترویج میکرد.
اما چرا سردار به «صد سال تنهایی» توجه نشان داده بود؟ به نظر میرسد وجه ضد استعماری این شاهکار تاریخ ادبیات جهان دلیلی برای این امر باشد. مارکز که پیش از شهرت جهانی به عنوان رماننویس، سالها به کار روزنامهنگاری مشغول بود و از نزدیک فقر، بیعدالتی و مداخلات خارجی در کشورهای آمریکای لاتین را دید، با نگارش «صد سال تنهایی» نشان داد که کشورهای جنوب جهانی با مدرنیسم ترویج شده توسط غرب به میدانی وسیع برای رقابت کشورهای استعمارگر تبدیل شدهاند.
«صد سال تنهایی» که در سال ۱۹۶۷ منتشر شد، داستان هفت نسل از خاندان بوئندیا را در روستای خیالی ماکوندو روایت میکند. تقابل سنت و مدرنیته هسته مرکزی این رمان را تشکیل میدهد. با ورود مدرنیته به ماکوندو که در نمادهایی چون راهآهن، تلگراف و مهمتر از همه شرکت موز تجسم مییابد، زندگی ساکنان ماکوندو دگرگون میشود. شرکت موز در رمان، نماینده روشن امپریالیسم اقتصادی است. این شرکت با وعده اشتغال و آبادانی پا به ماکوندو میگذارد، اما به تدریج زمینها را تصرف و نیروی کار را استثمار میکند و ساختار اجتماعی سنتی را از هم میگسلد.
تصویرسازی مارکز از جامعه سنتی در حال زوال، چنان ماندگار از کار درآمده که ماکوندو به نمادی برای تمام جوامعی بدل شده است که در برابر هجوم مدرنیته استعماری، هویت خود را از دست دادند. پایان رمان که در آن طوفان سراسر ماکوندو را با خود میبرد، استعارهای است از سرنوشت جوامعی که در مسیر توسعه تحمیلی، چیزی جز تنهایی و نیستی نصیبشان نشده است.
نخستین تلاش برای آشنایی ایرانیان با «صد سال تنهایی» به سال ۱۳۵۳ بازمیگردد. در آن سال ترجمه بهمن فرزانه از این شاهکار گابریل گارسیا مارکز توسط انتشارات امیرکبیر منتشر شد. اگرچه خود فرزانه اذعان کرد که این کتاب را از روی نسخه فرانسوی به فارسی برگردانده، اما ترجمه او آنچنان روان و همینطور وفادار به فضای داستان بود که برای دههها، اصلیترین و محبوبترین ترجمه موجود از این اثر باقی ماند. بعدها مترجمان دیگری چون کاوه میرعباسی نیز سراغ بازترجمه این اثر رفتند.
«صدسال تنهایی»های بازار نشر ایران
ترجمه بهمن فرزانه در نشر امیرکبیر.
ترجمه کاوه میرعباسی در انتشارات کتابسرای نیک.
ترجمه بیتا حکمی در بنگاه ترجمه و نشر کتاب پارسه.
ترجمه کیومرث پارسای در نشر آریابان.
ترجمه زهره روشنفکر در انتشارات مجید.
ترجمه سیدحبیب گوهریراد در انتشارات جمهوری.
ترجمه ناهید وکیل در انتشارات قدیانی.
ترجمه محمدرضا سحابی در نشر مصدق.
هفتمین نمایشگاه مجازی کتاب تهران از بیستوششم اردیبهشت تا دوم خرداد با شعار «بخوانیم برای ایران» در نشانی book.icfi.ir
برگزار میشود.
نظر شما