۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۲۲:۳۹
کد مطلب: ۲۲٬۴۴۹

فرهنگ و هنر ملی ایران در ساحت اندیشه ایرانشهری طبق چارچوب مشخصی بازخوانی و بازنمایی می‌شود.

آگاه: به زعم سیدجواد طباطبایی، مبدع نظریه ایرانشهری، تنها آن بخش از سنت معتبر است که در صیرورت مدام بسط پیدا کند. طباطبایی فرهنگ و سنت ملی ایران را حاصل بسط مضمون نصوص تاریخی ایران می‌داند. به اعتقاد او، ایران طی یک فرآیند تاریخی، نصوص سه‌گانه ایرانی، یونانی و اسلامی را تجربه کرده ولی در دوره فعلی، فرصت تدوین نص جدید فراهم نشده است. از منظر اندیشه ایرانشهری ایران در ناحیه‌ای درون و بیرون اسلام قرار دارد و هرکدام از اندیشه ایرانی و اندیشه اسلامی از دیگری مستقل است. ایرانشهری‌ها خصومت سختی با دیدگاه بازگشت به خویشتن جلال آل احمد و علی شریعتی دارند. چراکه شریعتی و آل احمد، ایران را درون کلیت اسلام می‌بینند و فرهنگ و هنر ملی ایران را از همین زاویه، تحلیل می‌کنند.
سیدجواد طباطبایی از دیدگاه بازگشت به خویشتن با عنوان فراخوان بازگشت به قدیم یاد می‌کند و این نظریه را نوعی تسویه حساب با وجوه جدید فرهنگ و هنر ملی ایران و جریان تجددخواهی ملی می‌داند. به زعم او شریعتی، آل‌احمد و جریان روشنفکری دینی در زمینه شناخت فرهنگ، سنت و هنر ایران به دلیل اصالت و استقلال امر دینی، هیچ التفاتی به امر ملی پیدا نکرد و از فرهنگ و هنر ملی ایران به کلی غافل ماند.
طباطبایی در مقابل، از رویکرد صادق هدایت در زمینه داستان نویسی، محمدعلی فروغی در زمینه نثر فارسی، ابوالحسن صبا در زمینه موسیقی و میرزاآقا تبریزی در زمینه نمایش‌نامه‌نویسی دفاع می‌کند و این افراد را احیاگر فرهنگ و هنر ملی ایران در دوره جدید می‌داند.
نظریه‌پرداز ایرانشهر با تلقی انقلاب اسلامی از فرهنگ و هنر ملی ایران نیز کاملا انتقادی برخورد می‌کند. او نقش انقلاب اسلامی در حفظ و تداوم میراث هنری ایران را نادیده می‌گیرد و در اواخر حیات خود ابراز خرسندی می‌کند از اینکه شاهد ظهور نسل جدیدی از جوانان است که به تاریخ فرهنگ و هنر ایران آگاهی دارند و از ایدئولوژی‌های انقلاب اسلامی فارغ هستند. طباطبایی در مقاله تأملی درباره ایران می‌گوید ایدئولوژی‌ها، واقعیت ایران را پنهان می‌کنند و این پرده پندار را باید درید.
بر خلاف تصور نظریه‌پرداز ایرانشهر، شواهد نشان می‌دهد هیچ جریان و اندیشه‌ای به اندازه انقلاب اسلامی از فرهنگ و هنر ملی ایران صیانت نکرده است. تلاش برای حفظ و تداوم ایران از طریق هنر ادبیات و روایت، روح مشترک آثار فرهنگی هنری تاریخ ایران است.
انقلاب اسلامی به خوبی از این روح مشترک آگاه است و همواره سعی کرده هنر و ادبیات ایران را نه در خدمت قدرت سیاسی بلکه در خدمت رشد و ارتقای ایران قرار دهد. رهبران انقلاب اسلامی به جای بازنمایی وجوه شخص محور و قدرت محور، وجوه ایران گرایانه آثار ادبی تاریخ ایران را برجسته می‌کنند و فردوسی را نه ستایشگر اشخاص و قدرت‌های سیاسی بلکه ستایشگر ایران و حماسه‌های ملی می‌دانند.
درست برخلاف جریان روشنفکری باستان‌گرا که فرهنگ و هنر ملی ایران را تحریف و در خدمت قدرت‌های سیاسی قرار می‌داد و در عین حال خود را احیاگر هنر ملی می‌دانست. هنر ملی ایران نزد این جریان تنها ابزاری برای تسویه حساب با نهاد دین و تقویت قدرت‌های سیاسی بود.
میرزا فتحعلی آخوندزاده، از پیشگامان جریان روشنفکری و نمایش‌نامه‌نویس باستان‌گرا در حالی به نکوهش دین و دیانت می‌پرداخت و از عظمت ایران باستان سخن می‌گفت که مطلوبی جز اخذ فرهنگ و تمدن غربی نداشت. آخوندزاده بدون توجه به پیشینه درخشان زبان و ادبیات فارسی، قصد داشت زبان فرانسوی را جایگزین زبان ملی ایران کند. او همواره از حمایت قدرت‌های سیاسی خارجی برخوردار بود و در پی این بود که سلطه فرهنگی غرب را به ایران تحمیل کند.
محمدعلی فروغی دیگر روشنفکر باستان‌گرا، با وجود تاکید ویژه‌ای که بر حفظ و ترویج میراث فرهنگی هنری ایران داشت، در عمل این میراث ملی را به فراموشی سپرد. فروغی به جای روایت حماسه‌های ملی و بازنمایی نقاط درخشان حافظه تاریخی ایرانیان، به ستایش و تحسین قدرت سیاسی حاکم می‌پرداخت. او درباره تاج‌گذاری رضاخان گفته بود: «وقتی که اعلی‌حضرت تاج را بر سر گذاردند، من دیدم نوری از جمال مبارک تلألؤ کرد!»
در کنار تمام این‌ها، انقلاب اسلامی با خلق حماسه دفاع مقدس، دفاع ۱۲ روزه و دفاع ۴۰ روزه، ظرفیت ویژه‌ای برای بازیابی میراث فرهنگی هنری ایران را فراهم کرده است. حماسه‌های تاریخی ایرانیان که با حقارت‌ها و شکست‌های پی‌درپی قوای نظامی ایران در جنگ چالدران، جنگ جهانی اول، جنگ جهانی دوم و... به فراموشی سپرده شده بود، با حماسه‌آفرینی انقلاب اسلامی و پیروزی ایران در سه جنگ تحمیلی، فرصت احیا و بازنمایی پیدا کرد. این حماسه‌ها برگ‌های درخشان دیگری به حافظه تاریخی ایرانیان افزود.
اینک مسئولیت روایت حماسه‌های ملی انقلاب اسلامی از جمله حماسه جنگ ۴۰ روزه و بهره‌گیری از ظرفیت این حماسه‌ها برای بازیابی و امتداد هنر و ادب ملی ایران، بر عهده جامعه فرهنگی هنری کشور است.
همانطور که رهبر انقلاب در پیام اخیر خود فرمودند: «حماسه حضور و دفاع و پیروزی، تکلیف بزرگی را بر دوش اهالی فرهنگ و ادب و هنر می‌گذارد تا همچون فردوسی برخیزند و بعثت هنرمندان را در امتداد بعثت مردم رقم زنند؛ فکر و قلم و زبان را با هنر درآمیزند و روایت خیزش عظیم ملت را در تاریخ، ماندگار کنند.»

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.