۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۲۳:۴۰
کد مطلب: ۲۲٬۴۵۲

بازتولید یک الگوی کهن

پدافند زبانی و کهن‌الگوی پهلوان

محمدحسام غفوری _ دانشجوی کارشناسی ارشد مردم‌شناسی

آگاه: از مباحث اصلی در ملت بودن یک ملت مسئله زبان است. بدون زبان مشترک تصور یک ملت امری تقریبا ممتنع است. آن چیزی که مثل نخ تسبیح می‌تواند مردمانی با قومیت‌های مختلف، ادیان متفاوت و تنوع آداب و رسوم را در کنار هم جمع کند زبان است. رونق زبان عربی از جمله دلایلی بود که خلافت بزرگ عباسی توانست سال‌های سال بر غرب آسیا حکم براند و غلبه زبانی بود که هویت بسیاری از مناطق را دستخوش تغییرات بزرگی کند. از جمله این تحولات حذف برنامه‌ریزی شده و استعماری زبان فارسی از هند بود. به همین جهت فردوسی و شاهنامه او مهم است. فردوسی با درک اهمیت حماسه‌ها و اساطیر ایرانی و ثبت آن به زبان فارسی، پدافند زبان تمدنی ایران را در مقابل تهاجم سنگین بیگانگان فعال کرد. البته اقدام او بیش از یک کار واکنشی و منفعلانه بود. فردوسی در حفظ و بازسازی حافظه ایرانی نقش بزرگی داشت. چیزی که تا زمان حاضر امتداد دارد. زبان تمدنی می‌تواند به مثابه پیشرانی عمل کند که آثار ادبی و علمی ذیل آن تولید شوند و زبان فارسی یکی از زبان‌های تمدنی و زنده جهان است که تاریخی کهن دارد.
یکی از مهم‌ترین اقدامات فردوسی برجسته کردن نقش پهلوانان است. پهلوانان به نوعی نماد فتوت تاریخی ایرانیان و حامل روح جوانمردی و آزادگی بودند که در برابر ظالمان سر خم نمی‌کردند و در مدافعان اصلی میهن‌شان بودند. فردوسی اوج این معنا را در شخصیت پهلوان اصلی شاهنامه رستم جانمایی کرد و آنقدر موفق بود که امروز هر ایرانی شاهنامه را با رستم می‌شناسد. (هر چند آن را نخوانده باشد!)
فردوسی با خلق شخصیت رستم تصویری شکوهمند از کهن‌الگوی پهلوان را در ناخودآگاه جمعی ایرانیان ایجاد کرد. رستم پهلوانی است که از جوانی در مسیر دفاع از ایران قرار می‌گیرد و بزرگ‌ترین مسئولیت‌ها را بر دوش می‌کشد. شجاع است و از نبرد احتراز ندارد که هیچ، گویا برای نبرد با پلیدان شتاب دارد! اما مهم‌ترین ویژگی رستم همان «تسلیم حرف زور نشدن» و «ایستادگی» است. گشتاسب به اسفندیار فرمان می‌دهد که اگر تاج پادشاهی را می‌خواهی رستم را با بند به درگاهش بیاورد. اسفندیار خواست شاه را منتقل می‌کند و رستم نمی‌پذیرد. همین نقطه است که تفاوت رستم با تمام پهلوانان شاهنامه روشن می‌شود. سیمرغ به او می‌گوید از کشتن اسفندیار طرفی نمی‌بندد و شر دامنش را می‌گیرد ولی رستم حاضر است نحوست کشتن شاهزاده کیانی را به دوش کشد اما شرم بسته شدن به بند را نه! رستم نماد ایران است و تحقیر او تحقیر ایران است.
مسیر رستم مسیر ایران است و او خود را با میهنش هم‌سرنوشت می‌داند این مسئله درست برخلاف اسطوره‌های مشهوری مثل آشیل است. آشیل به خاطر ناراحتی از دست پادشاه، خود را کنار کشید و حتی از شکست یونانیان باکی ندارد. در حالی که شاهنامه پر است از داستان‌هایی که رستم در آن از پادشاه بی‌کفایت دلگیر است ولی هرگز خودش را کنار نمی‌کشد. او در اوج خشم هم که باشد عزت و شکوه ایران را بر نفع شخصی و افتخارات فردی اولویت می‌دهد.
هنر فردوسی ساخت و پرداخت بی‌نظیر پهلوانی مثل رستم بود که توانست در طول تاریخ در شکل کهن‌الگوی پهلوان امکان بازتولید فرهنگ فتوت و جوانمردی را فراهم کند. رستم در قامت پهلوان با قهرمان متمایز است و همین تمایز جوهره تمایز چهره سلحشوران در دو فرهنگ است. برای پهلوان تنها اول شدن در مسابقات و رسیدن به جایگاه بالاتر مسئله نیست. اولویت پهلوان خدمت به مردم و بر جای گذاشتن نام نیک است. همین انگاره است که می‌بینیم از قدیم در زورخانه‌ها بوده است و امروز در ورزش‌هایی مثل کشتی هم خودش را نشان می‌دهد. تختی گرچه قهرمان است اما هستند قهرمانانی که از او افتخار بیشتری کسب کرده‌اند. پس چرا تختی محبوب‌تر است؟ به نظر می‌رسد تختی بیشتر شمای پهلوان ایرانی را داشته باشد تا قهرمان.
امروز هم که به خیابان‌های ایران می‌نگریم شاهدیم که این کهن‌الگو چگونه خود را بازتولید می‌کند. ایرانیان، سلحشورانه به میدان می‌آیند از مرگ نمی‌ترسند و رهبرشان را به دلیل شجاعت و استقامت می‌ستایند. از طرفی دیگر شاهدیم کهن‌الگوهای ملی ایرانی با کهن‌الگوهای اسلامی بیش از پیش همگرا می‌شوند و در یک راستا قرار می‌گیرند. نمود آن در آثاری است که اخیرا در هیات‌های مذهبی اجرا شد و در رأس آن می‌توان به مداحی مشهور «بزن که خوب می‌زنی» اشاره کرد. این مداحی در همان روزهای اول جنگ تحمیلی سوم منتشر شد و با سرعتی باورنکردنی کشور را فرا گرفت و حتی به خارج از کشور راه یافت. یکی از مؤلفه‌های اصلی آن جذب مخاطبان فراگیر بود. یعنی اگر تا پیش از این مداحی متمرکز بر مذهبی‌ها بود این تولیدات توانست درصد قابل توجهی از ملت ایران را با خودش درگیر کند. همین موضوع نشان از ظرفیت بالای زبانی و تاریخی ایران برای فائق آمدن بر بحران‌های پیش روی کشور است.
ما در آینده ایران نیاز داریم به عنوان یک ملت متحد در کنار هم بایستیم. کشور به تعبیر رهبر شهید در بیانیه گام دوم نیاز به قیام جوانان در گام دوم انقلاب دارد و یکی از ارکان این قیام ملی حفظ و تقویت هویت ملی و در صدر آن زبان ملی است.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.