آگاه: روزگار ما، پس از تجربه جنگهای تحمیلی و زیستن زیر سایه تهدید و اضطراب جنگی دوباره، روزگار پیچیدهای برای ارتباط، آموزش و زیست جمعی است. در سالهایی که آموزش مجازی جای بسیاری از تجربههای حضوری را گرفت، درسها منتقل شدند اما لمس زندگی، ارتباط عمیق میان همسالان و مواجهه بیواسطه با فرهنگ، هنر و حقیقت جامعه، پشت صفحههای سرد و فاصلهها پنهان ماند.
در چنین فضایی، دانشگاه بینالمللی سوره با برگزاری اردوی یکروزه «سفری به یادها»، تلاش میکند پلی میان هنر، روایت و زندگی بسازد؛ آن هم در روزگاری که نسل دهه هشتادی، برای نخستینبار، جنگ را نه فقط در کتابهای آمادگی دفاعی، بلکه در حوالی زندگی خودش لمس کرد. نسلی که شاید تصور نمیکرد روزی صدای انفجار را از نزدیکی خانهها و خیابانهای شهرش بشنود، اما این ناممکن دور، ناگهان به واقعیتی نزدیک تبدیل شد.
«سفری به یادها» بازدیدی است از نقاط آسیبدیده و مناطق جنگی تهران؛ روایتی زنده و شهری از آنچه سالها با عنوان راهیان نور شناخته میشد، اما اینبار در میان کوچهها، خیابانها و ساختمانهای همین شهر. سفری برای دیدن آنچه شاید تنها در چند خط خبر خوانده شد، اما پشت هر تصویرش، زندگیای جریان داشته است. جایی که دانشجو نه فقط تماشا میکند، بلکه میشنود، لمس میکند و روایت را از دل واقعیت درمییابد؛ واقعیتی از آنچه بر مردم این سرزمین و زیر سایه حملات رژیم جنایتکار گذشته است.
در این سفر، هنر زبان مشترک تمام دانشجویان این کاروان خواهد بود؛ زبانی که مشاهده و روایت را به هم پیوند میزند و یاد میدهد چگونه باید دید، چگونه باید شنید و چگونه باید روایت کرد. «سفری به یادها» تنها یک بازدید ساده نیست؛ مواجههای است با تاریخ معاصر، با مفهوم وطن، با رنج انسان و با حافظه جمعی نسلی که باید هویت خود را نه فقط در کلاس درس، بلکه در دل واقعیت پیدا کند.
شاید در این روزگار مدرکمحور، دانشجوی هنر بیش از هر زمان دیگری نیاز داشته باشد برای ساختن، برای روایت کردن و برای فهم اقتدار و هویت سرزمینش، بیشتر ببیند. شاید باید دید آن روزهایی را که فریاد کمک، هزینهای گزاف داشت؛ بهایی به وسعت اندوه خانوادههای قطعه ۴۲، به سنگینی بغض مادرانی که هر مزار برایشان یک جهان ناتمام است.
شاید باید دید که چگونه تجاوز نظامی، حتی فضای علمی و دانشجویی را نیز هدف قرار داده؛ جایی میان ساختمانهای آسیبدیده شهرک بروجردی، در چشمهای خیره به عروسک نیمسوخته، کنار اسباب زندگی آتش گرفته. شاید باید دید همسالانی را که در روزهای سخت، کنار مردم ایستادند در قرارگاههای جهادی، شیشههای شکسته را ترمیم کردند و مشغول مرمت خانههای آسیب دیدهاند و امید را دوباره به خیابانها و کوچهها برگرداندند.
دانشجو باید این روزها را ببیند؛ نه فقط برای ثبت در حافظه، بلکه برای فهم مسئولیت خودش در قبال سرزمینش و بداند این همان نسلی است که قرار است آینده این کشور را بسازد و آن را به اوج قلهها برساند؛ نسلی که اگر درست ببیند درست روایت خواهد کرد و اگر درست روایت کند، حقیقت اقتدار و مقاومت فراموش نخواهد شد.
۱۰ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۲:۲۵
کد مطلب: ۲۲٬۶۶۶
گذر از نوجوانی به جوانی، از کلاسهای مدرسه به فضای دانشگاه، تنها تغییر یک مقطع تحصیلی نیست؛ عبور از جهان محفوظات به جهان تجربههاست. دانشجو، در کنار آموختن علم، نیاز دارد زندگی را لمس کند؛ آنچه را در کتابها خوانده، در دل واقعیت ببیند، بشنود و احساس کند. چرا که دانشگاه فقط محل انتقال دانش نیست، بلکه جایی است برای مواجهه با جهان واقعی، با انسان، با رنج، با هویت و با تاریخ.
نظر شما