آگاه: این وصیتنامه، همان قطبنمای زرینی است که قرار بود کشتی ایران را از میان صخرههای سخت وابستگی و گردابهای سهمگین استعمار به ساحل سبز استقلال برساند. اما انگار بادهای مخالف و ناخداهای سردرگم یا شاید دلبستگی مسافران به زرق و برق کشتیهای بیگانه، باعث شده این قایق فرسنگها دورتر از مقصد آرمانی پهلو بگیرد. وصیتنامه سیاسی- الهی، فانوس دریایی پرفروغی است که نورش همچنان میتابد، اما چشمهایی که باید مسیر را میدیدند، گاه در غبار مصلحتسنجی و غفلت، به خوابی عمیق فرو رفتهاند. این سند، وصالنامه یک ملت با عزت خویش بود، اما امروز میان سطرهای آن و واقعیت کوچه و بازار، فاصلهای است که جز با بازگشتی صادقانه پر نخواهد شد.
وصیتنامه سیاسی-الهی امام خمینی (ره) تنها یک متن مذهبی یا وصیتی شخصی نیست؛ این سند در واقع قانون اساسی دوم و منشور راهبردی جمهوری اسلامی است که با نگاهی جامع، تمام زوایای زیست مومنانه و مستقل را ترسیم کرده است. با این حال، پس از گذشت بیش از چهار دهه، بررسیها نشان میدهد که این نقشه راه در حوزههای کلیدی همچون اقتصاد، فرهنگ و آموزش، بیشتر به یک سند تشریفاتی تبدیل شده تا یک دستورالعمل اجرایی. در حالی که در حوزههایی نظیر توان دفاعی و استقلال سیاسی، جرقههایی از تحقق آرمانهای امام دیده میشود، اما در میدان مبارزه با غربزدگی آموزشی و وابستگی اقتصادی، نمره قبولی به دست نیامده است. قرار است چرایی این شکاف عمیق را واکاوی کرده و به این پرسش پاسخ دهیم که چرا وصیتنامه امام، بهرغم تقدس ملی، در حل مشکلات روزمره مردم و ساختارهای اداری کشور، نقشی حاشیهای پیدا کرده است.
سند هدایت یا قانون الزامآور؛ گره کور حقوقی
نخستین پرسشی که ذهن هر پژوهشگری را درگیر میکند، جایگاه حقوقی این وصیتنامه است. آیا مسئولان از نظر قانونی ملزم به اجرای بندبند آن هستند؟ واقعیت این است که وصیتنامه امام خمینی، بهرغم جایگاه والای معنوی، در ساختار نظام حقوقی ایران به عنوان یک قانون با ضمانت اجرایی شناخته نمیشود. این سند بیشتر یک منشور اخلاقی و راهبردی است که ریلگذاری کلی نظام را مشخص میکند. به عبارت دیگر، هیچ دادگاهی نمیتواند مدیری را به دلیل عدم توجه به توصیههای اقتصادی وصیتنامه مجازات کند. شاید همین موضوع باعث شده است که وصیتنامه به جای آنکه در متن بخشنامههای دولتی جاری شود، در متن سخنرانیهای سالانه و مراسمهای بزرگداشت محصور بماند. بر اساس دادههای حقوقی، تداخل این سند با قوانین مصوب مجلس و بروکراسی پیچیده دولتی، عملا قدرت نفوذ آن را در لایههای زیرین مدیریتی کاهش داده است.
اقتصاد نفتی؛ سرکشی مقابل فرمان استقلال
امام در وصیتنامه خود بر «خودکفایی» و «قطع وابستگی» به عنوان یک تکلیف الهی تاکید داشتند. ایشان تحریمها را تحفهای آسمانی برای بیداری استعدادها میدانستند. اما نگاهی به آمارهای اقتصادی چهار دهه اخیر، تصویری متفاوت را نشان میدهد. وابستگی مزمن به درآمدهای نفتی، تورم افسارگسیخته و نفوذ تفکر مصرفگرایی غربی، دقیقا در نقطه مقابل توصیههای امام قرار دارد. چرا از این سند در حل مشکلات اقتصادی استفاده نشد؟ پاسخ را باید در غلبه نگاههای کوتاهمدت جستوجو کرد که به جای تکیه بر توان داخلی و اقتصاد مردمی، چشم به بازارهای جهانی و نسخههای بانک جهانی داشتند. اگرچه نمونههای محدودی از موفقیت در صنایع دفاعی و نانو دیده میشود که با روح وصیتنامه همسو است، اما این قطرهها در برابر اقیانوس نیازهای اقتصادی کشور، بسیار ناچیز و غیرکافی هستند. اقتصاد ایران هنوز نتوانسته است ردای استقلال مورد نظر امام را بر تن کند و درگیر مدلهایی شده که روح عدالتخواهی وصیتنامه را در خود هضم کردهاند.
دانشگاه و حوزه؛ دیواری که فرو نریخت
یکی از دغدغههای اصلی امام، خطر غربزدگی و شرقزدگی در مراکز آموزشی بود. ایشان جدایی حوزه و دانشگاه را توطئه استعمار برای به انحراف کشاندن انقلاب میدانستند. وضعیت فعلی چقدر با این آرمان فاصله دارد؟ واقعیت میدانی نشان میدهد که بهرغم وجود نهادهایی برای وحدت این دو مرکز، هنوز شکافی عمیق میان تفکر حوزوی و ساختار آکادمیک وجود دارد. دانشگاههای ما همچنان در تسخیر علوم انسانی ترجمهای و مدلهای آموزشی غربی هستند که خروجی آنها لزوما انسانی نیست که امام در وصیتنامه ترسیم کرده بود. از سوی دیگر، حوزههای علمیه نیز نتوانستهاند به طور کامل با نیازهای روز جامعه و زبان مدرن دانشگاهی پیوند بخورند. این جدایی، آفت بزرگی است که باعث شده کادرسازی برای مدیریت تراز انقلاب اسلامی با اختلال جدی مواجه شود. هشدار امام درباره اساتید منحرف و تاثیر فرهنگ بیگانگان، امروز در قالب فضای مجازی و نفوذ نرم فرهنگی، ابعادی به مراتب پیچیدهتر یافته است که سیستم آموزشی فعلی برای مقابله با آن، از آمادگی کافی برخوردار نیست.
فرهنگ مصرفی؛ شکست در برابر جاذبههای پرزرق و برق
در حوزه اجتماعی و فرهنگی، وصیتنامه بر سادگی، نفی تجملگرایی و تقویت روحیه ایثار تاکید دارد. اما تماشای نمای شهرها، سبک زندگی بسیاری از مسئولان و گسترش فرهنگ اشرافیگری، حکایت از یک انحراف آشکار دارد. فرهنگ غربی نه از راه نظامی، بلکه از طریق تغییر ذائقه مردم و ترویج سبک زندگی مصرفی، راه خود را باز کرده است. امام خمینی (ره)در وصیتنامه خود، ملت ایران را از دلبستگی به شرق و غرب برحذر داشته بودند، اما امروزه رسانهها و مدهای وارداتی، مرزهای فرهنگی را جابهجا کردهاند. چرا وصیتنامه در این حوزه کارکرد خود را از دست داد؟ چون فرهنگسازی به جای آنکه در متن زندگی مردم جاری شود، به بنرها و پوسترهای اداری محدود شد. روحیه «ما میتوانیم» که در وصیتنامه موج میزد، در بسیاری از لایههای اجتماعی جای خود را به ناامیدی یا تمایل به مهاجرت داده است که نشاندهنده فاصله گرفتن از ریشههای هویتی مورد تاکید امام است.
خطبههایی که در حد حرف ماند؛ نگاه پیشوایان مذهبی
در بسیاری از خطبههای نماز جمعه و سخنرانیهای مذهبی، همواره بر ضرورت بازگشت به وصیتنامه تاکید شده است. علما و بزرگان دینی، این سند را میثاق ملی میدانند که عدول از آن، کشور را به قهقرا میبرد. برای نمونه، در تحلیلهای ارائه شده در پایگاه سایت رهبر شهید، وصیتنامه به عنوان یک دستورالعمل همیشگی معرفی شده است. با این حال، همین خطبا بارها از غربت وصیتنامه در میان مسئولان گلایه کردهاند. نمونههای عینی نشان میدهد که هرگاه به روح این سند عمل شده (مانند خودکفایی در صنایع موشکی یا پیشرفتهای پزشکی)، جهشهای بزرگی رخ داده است، اما مشکل اینجاست که این عملگرایی به یک جریان غالب در سیاستگذاریهای کلان کشور تبدیل نشده است. منتقدان معتقدند که برخورد شعاری با وصیتنامه، بزرگترین ضربه را به اعتبار اجرایی آن زده است.
مصداقهای روشن در برابر سایههای تاریک
بیانصافی است اگر بگوییم هیچکدام از بندهای وصیتنامه اجرایی نشده است. در حوزه سیاست خارجی و ایستادگی در برابر قدرتهای استکباری، ایران به طور جدی به وصیت امام پایبند مانده است. همچنین در تربیت نسلهای مومن در قالب گروههای جهادی و مدافعان حرم، رویشهایی دیده میشود که دقیقا بر مدار وصیتنامه حرکت میکنند. اما وقتی ترازوی سنجش را بر حوزههای عدالت اقتصادی، پالایش فرهنگی و نظام آموزشی میگذاریم، کفه عدم تحقق به شدت سنگینی میکند. این موفقیتهای پراکنده، هرچند ارزشمند، اما برای اداره یک کشور ۸۵ میلیونی در دنیای مدرن، کافی و وافی نیستند.
بازگشت به نقشه راه پیش از غرق شدن
وصیتنامه سیاسی-الهی امام خمینی (ره) یک موجود زنده و پویاست که اگر از قفس موزهها و مراسمهای رسمی آزاد شود، هنوز هم میتواند گرههای کور اقتصاد و فرهنگ را بگشاید. مشکل اصلی در اراده اجرایی و باور درونی مدیرانی است که میان آرمانهای امام و واقعیتهای جهانی، دومی را برگزیدهاند. برای تحقق این منشور، نیاز به یک انقلاب اداری و آموزشی داریم تا روح استقلالخواهی و نفی غربزدگی دوباره در رگهای جامعه تزریق شود. اگر امروز به این نقشه راه بازنگردیم، امواج خروشان وابستگی و استحاله فرهنگی، ممکن است کشتی را به صخرههایی بکوبد که جبران آن سالها به درازا بکشد.
نظر شما