آگاه: رهبر شهید در تبیین غدیر، نقطه اصلی را همینجا میدانستند. به تعبیر ایشان، «ماجرای تعیین غدیر، ماجرای تعیین ضابطه است، تعیین قاعده است» قاعدهای که نشان میدهد در اسلام، حکومت اشرافی، سلطنتی، شخصی، زر و زور، امتیازخواهی و تکبر بر مردم معنا ندارد؛ بلکه قاعده، «امامت» و «ولایت» است (۳۰/۰۶/۱۳۹۵). این تفسیر، غدیر را از سطح یک واقعه تاریخی به سطح یک نظریه اجتماعی و سیاسی ارتقا داده است. جامعهای که غدیر را درست میفهمد، میداند قدرت در منطق اسلام، ابزار خدمت و عدالت است، نه غنیمت شخصی و طبقاتی و در همین چارچوب است که آیه شریفه «اَلیَومَ یَئِسَ الَّذینَ کَفَروا مِن دینِکُم» معنای اجتماعی و تمدنی پیدا میکند.
با بیان این سوال مطرح میشود که چرا دشمنان در روز غدیر مایوس شدند؟ مگر یک حکم عبادی تازه آمده بود؟ مگر صرفا یک توصیه اخلاقی بیان شده بود؟ رهبر شهید اینگونه پاسخ پاسخ میدهند: علت یاس دشمن، «تداوم حاکمیت سیاسی اسلام» بود. (۰۵/۰۴/۱۴۰۳)
یعنی دشمن تا وقتی امید دارد جامعه اسلامی پس از پیامبر دچار خلأ رهبری، نزاع داخلی، انحراف قدرت و فرسایش هویتی شود، طمع میکند؛ اما وقتی میبیند برای پس از پیامبر، قاعده رهبری و استمرار هدایت تعیین شده است، مایوس میشود. پس غدیر، منطق بقا و استمرار جامعه دینی است.
این نکته در وضعیت مقاومت اهمیت دوچندان دارد. در جنگ، جامعه فقط با تجهیزات نظامی نیست که زنده میماند؛ حقیقت امر این است که جامعه با معنا، اعتماد، امید و انسجام زنده میماند. دشمن در جنگ سخت، زیرساخت را میزند؛ در جنگ نرم، اعتماد را و در جنگ شناختی، معنا را، اگر جامعهای در برابر فشار خارجی، مرکز ثقل معنایی و رهبری نداشته باشد، حتی با داشتن امکانات مادی، دچار آشفتگی میشود. غدیر پاسخی برای رفع همین خطر است. در منطق غدیر، ولایت سازوکار حفظ برای جامعه در گردباد بحرانهاست و نه صرف یک باور قلبی.
میتوان کارکرد راهپیماییها و اجتماعات بزرگ غدیر را از همینجا فهم کرد. این اجتماعات نمایش جمعیت است و اگر جامعهشناسانهتر نگاه کنیم، این مناسک جمعی نوعی «بازسازی سرمایه اجتماعی» هستند. مردم در کنار هم جمع بودن را تجربه میکنند و میبینند که یک هویت مشترک، یک حافظه تاریخی مشترک و یک آینده مشترک دارند. اگر بخواهیم روانشناختیتر بگوییم، اجتماع غدیر احساس تعلق تولید میکند. انسان تنها در برابر فشارها زود میشکند؛ اما انسانی که خود را جزئی از یک امت میبیند، قدرت تحمل و مقاومت بیشتری پیدا میکند. به این صورت شعائر از سطح نماد عبور میکنند و به نیروی اجتماعی تبدیل میشوند.
البته این خطر بزرگ هم قابل گوشزد است که نباید غدیر به پوستهای بیمحتوا تبدیل شود. اگر در غدیر فقط چراغانی باشد، اما عدالت علوی نباشد؛ فقط اطعام باشد، اما مسئولیت اجتماعی نباشد؛ فقط شعار ولایت باشد، اما فهم ولایت نباشد؛ ما با ظاهری از غدیر روبهرو هستیم، نه حقیقت آن. تعظیم شعائر لازم است، اما کافی نیست. شعائر وقتی جامعهساز میشوند که حامل پیام باشند و پیام غدیر این است که جامعه مومن نمیتواند نسبت به عدالت، رهبری، ظلمستیزی، وحدت، مسئولیت و سرنوشت عمومی بیتفاوت باشد.
در دوره جنگ رمضان، این معنا عینیتر هم شد، حمله آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران، تلاشی برای زدن ستونهای اقتدار، هویت و انسجام ایران بود. اما واکنش مردم، از تجمعات شبانه تا پویشهای دفاع از ایران، نشان داد جامعهای که حافظه دینی و ملی فعال دارد، بهراحتی فرو نمیپاشد. حضور مردم در میدان، حمایت از نیروهای مسلح و شکلگیری همبستگی عمومی، نشان داد در لحظه خطر، جامعه هنوز میتواند از ذخیرههای ایمانی و هویتی خود نیرو بگیرد. این همان نقطهای است که غدیر از یک مناسبت تقویمی به یک منطق اجتماعی تبدیل میشود. در چنین شرایطی، استخراج معارف علوی از کتابخانهها و سخنرانیهای مناسبتی و ورود آنها به زندگی مردم ضروریتر است. امیرالمومنین (ع) همانگونه که الگوی عبادت و عرفان هستند؛ الگوی حکومت، عدالت، شجاعت، صبر، عقلانیت و مقاومت نیز هستند. جامعه امروز برای فهم عدالت، مبارزه با فساد، تحمل سختی، ایستادگی برابر زورگویان و مراقبت از حقیقت به چنین الگویی نیاز دارد. رهبر شهید نیز به این مسئله تصریح داشتند که غدیر پاسخ دندانشکن به کسانی است که میخواهند اسلام را از سیاست، حکومت و اداره امت جدا کنند. (۳۰/۰۶/۱۳۹۵) بنابراین، خوانش سکولار از غدیر، در واقع خالی کردن غدیر از اصلیترین پیام آن است.
نکته مهم دیگر این است که غدیر نباید عامل تفرقه میان مسلمانان شود. همانگونه که رهبر شهید تاکید داشتند، اعتقاد شیعه به غدیر پایه تفکر شیعی است، اما این مسئله نباید به برادری و همگامی عمومی مسلمانان لطمه بزند. (۳۰/۰۶/۱۳۹۵)
این نگاه، بسیار راهبردی است. غدیر از یک طرف هویت شیعی را تقویت میکند و از طرف دیگر، در روایت درستش، میتواند الهامبخش امت اسلامی در برابر سلطه، تحقیر و اشغال باشد. چرا که علی (ع) نماد حقیق گمگشتههای بشر امروز، یعنی عدالت، آزادگی و مقاومت در وجدان انسانی است. سخن در این باب بسیار است. اما به عنوان پیشنهاداتی برای ارتقای غدیر از مناسک به جریان فرهنگی، سه کار ضروری مینماید:
نخست، روایت غدیر باید از سطح تبریک و فضیلتگویی شخصی و فردی عبور کند و به مسئله امروز جامعه وصل شود.
دوم، شعائر غدیری باید محتوای اجتماعی پیدا کنند؛ یعنی در کنار جشن، خدمت، عدالتخواهی، کمک مومنانه، گفتوگوی نسلها و تبیین رسانهای جدی گرفته شود.
سوم، هنر و رسانه باید غدیر را نه بهعنوان یک خاطره دور، بلکه بهعنوان «نقشه جامعه مقاوم» روایت کنند.
غدیر یعنی جامعه دینی برای ماندن هم امام میخواهد، هم جهت، هم ضابطه و هم مسئولیت. دشمن از جامعه بیسر و بیجهت نمیترسد؛ از جامعهای میترسد که بداند چرا ایستاده، پشت سر چه منطقی ایستاده و به کدام افق نگاه میکند.
و راز یاس دشمن در غدیر همین است؛ اسلام با ولایت، از یک ایمان فردی به یک امت تاریخی تبدیل میشود و امروز، در عصر مقاومت، بیش از هر زمان باید فهمید که غدیر فقط عید ولایت نیست؛ نقشه ساختن جامعهای است که در فشار نمیشکند، در جنگ بیمعنا نمیشود و در برابر ظلم، تنها نمیماند.
۱۶ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۱:۲۶
کد مطلب: ۲۲٬۷۸۹
غدیر را به جشن میشناسیم، به اطعامش، اخیرا به راهپیمایی و خاطره جمعیاش. ولی آیا غدیر همینهاست؟ یا از مهمترین ظرفیت آن غفلت کردهایم؟ غدیر پیش از آنکه یک مناسبت باشد، یک «قاعده» است؛ قاعدهای برای اینکه جامعه دینی در لحظههای سخت پیش رویش، بیسر، بیجهت و بیمعنا نماند. مسئله غدیر، مسئله پیوند میان «هدایت»، «قدرت»، «امت» و «مسئولیت اجتماعی» است. به همین دلیل است که در عصر مقاومت و در شرایط جنگ، فشار، تحریم، ترور، عملیات روانی و تهدید خارجی، بازخوانی غدیر یک ضرورت راهبردی است.
نظر شما