آگاه: او که ساکن شیراز و زاده قرن هفتم هجری بود اما در این بیت زبان حال ایران و جهان در مقطعی تاریخی را بیان کرده است. دوران آموزش مجازی! دورانی که تجسم «حاضر غایب» بهمعنای واقعی کلمه شد و آنچه فتح بابش کرد همهگیری کرونا بود و بعد از آن بازهم در مقاطعی بهواسطه آب و هوا یا مدیریت مصرف انرژی یا جنگ و... بازهم تجربه شد. در این مجال مروری داریم بر اینکه این «حاضر غایب» چگونه شکل گرفت و اگر بخواهیم با این پدیده معاصر مواجهه بهتری داشته باشیم چه باید بکنیم.
اواخر اسفند ۱۳۹۸ بود که کرونا وارد ایران شد و موقتا آموزش در کشور تعطیل شد. همه میگفتند «زود تمام میشود» اما ماجرای کرونا تا بهار ۱۴۰۱ و مهار کرونا بهواسطه مجاهدتهای دولت شهید رئیسی ادامه یافت. طبیعتا نمیشد آموزش را تعطیل کرد و روند هم در آموزش و پرورش و هم در مراکز دانشگاهی و حوزوی برای اولین بار در تاریخ کشور به سمت آموزش مجازی رفت. همه مراکز زیرساخت آموزش مجازی را ایجاد کردند و مدرسان را با هر سختی که شده آموزش حداقلی دادند. بدین ترتیب سامانههای مراکز حوزوی و دانشگاهی و برنامه شاد آموزش و پرورش ظهور کرد. این بهتر از عدم آموزش بود اما آیا تمام آموزش و ابعاد دیگر آن اتفاق افتاد؟
مجمع حاضران غایبین: آنچه در سه بال آموزش کشور گذشت
برخی اساتید واردتر بودند و از تمام ظرفیتهای بستر آموزش مجازی برای تدریس با کیفیت همراه با مدیریت کلاس استفاده میکردند. اساتید دیگر هم در درجات مختلف و خیلیها هم تبدیل به متکلم وحده شده بودند. بسیاری از دانشجویان در نبود نظارت جدی، همزمان با کلاس کارهای دیگری میکردند از وبگردی تا ولگردی و کلاس را هم «گوش میدادند» و دچار یک چندوظیفگی (Multitasking) تمامعیار با توهم بهرهوری شدند. مواردی مثل قطعی و وصلی سامانه یا ارسال تکالیف هم دانشجویان را به فضای مجازی و گروههای آن کشاند. امتحانات هم اگر استاد تنظیمات جدی اعمال نمیکرد بستری کاملا مهیا برای تقلب بود چه از نوع کتاب باز چه از نوع دریافت «کمک» از همکلاسیها و تغییر قابل توجه عبارات تا جواب «برای خود دانشجو باشد.» در نبود محیط حضوری آموزش، زیست دانشجو در منزل و در فضای مجازی شکل گرفت. حالا در همین متن، جای کلمه دانشجو کلمه دانشآموز را بگذارید و جای سامانه هم برنامه «شاد.» نمیگویم حوزویها دچار آسیب نشدند اما در مقایسه با دیگران آسیب کمتری دیدند چون دسترسی به گنجینه کتابها و صوتها سالها قبل در حوزه نهادینه شده بود و مباحثه ولو بهصورت حداقلی آن جریان داشت و بهخصوص اینکه تکیه حوزه برخلاف مدرسه و دانشگاه بر ساختمان نبود و بر رابطه استاد و شاگردی و رابطه همشاگردی بود و حتی یک استاد و تک شاگردش میشد یک حوزه درسی.
آموزش مجازی یا کشتارگاه دروس
برخی از دروس بودند که در آموزش مجازی بهمعنای واقعی کلمه ذبح شدند. تصور کنید درسی مثل ورزش در زمان کرونا منحصر شده بود به ارسال نیم بند چند فیلم حرکات ورزشی و حتی بیان چند مطلب ورزشی و نهایتا ۲۰ دادن استاد به همه چون حوصله و حتی امکان ارزیابی واقعی نداشت. یا تصور کنید دانشجوی مهندسی دروس عملی و کارگاهیاش یا دانشجوی پزشکی دروس تشریح و آناتومی را چگونه از طرقی مثل تماشای فیلم و ارائه گزارش گذرانده است و دانشجوی حقوق چگونه بدون یک روز حضور در اماکن قضایی کارشناسی حقوقش را دریافت کرد، آن هم در درس اختیاری کارآموزی قضایی که آن هم ارائه بشود یا نشود و از این بالاتر تصور کنید دانشآموز دهه نودی چگونه در آموزش مجازی الفبای فارسی و چهار عمل اصلی و جدول ضرب و... «یاد گرفت»! روضه تعلیم و تربیت مجازی- تاکید میکنم، تعلیم و تربیت- مکشوفتر از این حرفهاست! بگذریم!
و اما چند روزنه امید
ولی مگر میشود ناامید شد و گفت این قضیه چاره ندارد؟! مگر امام شهید ما نگفته بود راه حل تمام مسائل کشور درون کشور موجود است؟! بیایید به چند راه حل قابل بحث اشاره کنیم.
اگر ساختمان مدرسه/ حوزه/ دانشگاه تعطیل است، لااقل میتوان تعطیلی آن را به تعطیلی کلاسها منحصر کرد نه تعطیلی کلی. جریان مطالعه و پژوهش و کتابخانه میتواند برقرار باشد. بخشی از خدمات آن مرکز میتواند عمومیتر باشد مثلا دانشگاه هر شهری درش به روی هر دانشجویی باز باشد برای دریافت برخی خدمات و مثلا آن شهرستانیای که دانشجوی تهران است و بهخاطر تعطیلی دانشگاه به شهر خودش رفته بتواند از برخی خدمات دانشگاه شهر خودش استفاده کند.
همین «شاد» میتواند شادتر بشود. زیرساخت آن تقویت شود و قابلیتهای غیرفعال آن فعال شود و قابلیتهای جدیدی به آن افزوده شود مثل خدمات آفلاین که حتی در نبود آنتن در دسترس باشد.
غیر از تقویت زیرساختهای آموزش مجازی، زیرساختهای آفلاین هم باید تقویت بشود. تجربه مدرسه تلویزیونی ایران که یکدور تمامی دروس پایه یک تا ۱۲ در شبکه آموزش سیما تدریس شد و آرشیو آن در تلوبیون موجود است را داریم ولی این آموزشها باید بیشتر، در دسترستر و متنوعتر باشند. تصور کنید کلاسی را که استاد شما را به تماشای یک فیلم یا خواندن یک متن فرامیخواند و وقت کلاس آنلاین صرف گفتوگو و پرسش و پاسخ بین استاد و شاگردان و بعد شاگردان با هم میشود.
سواد رسانهای و دانش آن که در سالهای اخیر در ایران شکل گرفته نیازمند تکامل و پیشرفت جدی و روزآمد است و باید از مطالب زردی که این روزها به نام سواد رسانهای ترویج میشود، دوری کند. چنین سواد رسانهای را میتوان بهطور محسوس یا نامحسوس در دروس گنجاند و درس اختیاری فعلی دبیرستان به نام تفکر و سواد رسانهای تاکنون به کارآمدی لازم نرسیده است. اینها صرفا مواردی برای تامل است وگرنه بیش از اینها نیازمند تامل و تدبیر است.
نظر شما