شادی ورشوچی، مشاوره خانواده: آموزش آنلاین برای نسل دهه ۹۰ و آغازین دهه ۸۰، دیگر یک ضرورت موقتی دوران کرونا نیست؛ بلکه به بخشی از زیست روزمره آنها بدل شده است. وقتی بحران‌های غیرمترقبه، مدرسه را به خانه‌ها کوچ می‌دهد، ما با یک چالش عمیق‌تر از «وصل نشدن اینترنت» یا «کیفیت پایین تدریس» روبه‌رو هستیم. پرسش اصلی اینجاست که در این فضای خاکستری و سرد پشت نمایشگر، چگونه می‌توانیم «تربیت» را زنده نگه داریم؟ اگر مدرسه به انتقال خشک اطلاعات تقلیل یابد، ما در حال پرورش نسلی هستیم که شاید سواد آکادمیک داشته باشد، اما در ساحت رشد و اراده، به شدت آسیب‌پذیر است.

معمای رشد در کلاس‌های مجازی

آگاه: برای عبور از این بن‌بست، دیدگاه‌های تربیتی آیت‌الله علی صفایی‌حائری (عین‌صاد) بسیار راه‌گشا است. ایشان تربیت را به معنای تزریق اطلاعات ندانسته، بلکه به معنای «رشد» می‌دانند. در نگاه ایشان، تربیت یعنی حرکت دادن انسان از جبر محیط، غریزه و عادت به سمت «انتخاب آگاهانه.» وقتی دانش‌آموز را در فضای مجازی رها می‌کنیم، در محاصره الگوریتم‌های شبکه‌های اجتماعی، بازی‌ها و سرگرمی‌های بی‌پایان قرار دارد؛ جایی که به جای «انتخاب کردن»، مدام در حال «واکنش نشان دادن» به محرک‌هاست. این انفعال دیجیتال، دقیقا همان چیزی است که قدرت رشد را از او می‌گیرد. مشکل بزرگ آموزش آنلاین ما این است که معلم همچنان در نقش «مدرس» باقی مانده و سعی می‌کند همان فضای سلطه‌گر کلاس حضوری را در محیط مجازی بازسازی کند. اما در فضای مجازی، معلم دیکتاتور شکست می‌خورد. در اینجا، معلم باید به یک «تسهیل‌گر رشد» تبدیل شود. در اندیشه صفایی‌حائری، مربی باید «بینش» را در متربی ایجاد کند تا او خودش «گرایش» پیدا کند و به «کنش» برسد. پس اولین قدم عملی در مدرسه آنلاین این است که ما حجم محتوای درسی را به شدت کاهش دهیم. ما نیاز به «درس‌های نجات» داریم؛ آن مقدار دانشی که دانش‌آموز برای ادامه مسیر به آن نیاز حیاتی دارد. بقیه زمان کلاس باید صرف گفت‌وجو و تمرین مهارت انتخاب شود.
چرا وقتی دانش‌آموز در کلاس آنلاین دوربین را می‌بندد و همزمان سراغ بازی‌های گوشی می‌رود، ما نگران می‌شویم؟ چون او دارد از «رشد» باز می‌ماند. راهکار، مقابله پلیسی با او نیست. راهکار این است که معلم در هر کلاس آنلاین، یک «مسئله واقعی» مطرح کند که دانش‌آموز برای حل آن مجبور به فکر کردن و حرف زدن باشد. مثلا به جای آنکه معلم یک‌سره سخنرانی کند، بخشی از کلاس را به «دیالوگ‌های کوچک» اختصاص دهد. تقسیم کردن کلاس‌های ۳۰ نفره به گروه‌های کوچک‌تر پنج نفره و برگزاری جلسات ۲۰ دقیقه‌ای در پلتفرم‌های پیام‌رسان (که دسترسی به آن ساده‌تر و در دسترس‌تر است)، می‌تواند آن پیوند انسانی گمشده را احیا کند. در این گروه‌ها، معلم نه درس می‌دهد و نه امتحان می‌گیرد؛ بلکه درباره دغدغه‌های بچه‌ها، درباره چالش‌های اخلاقی که در فضای مجازی با آن روبه‌رو هستند و درباره تجربه‌های زیسته‌شان گفت‌وگو می‌کند. این همان مسیری است که «بینش» را بیدار می‌کند.
بسیاری از والدین از اعتیاد فرزندانشان به رسانه می‌نالند. اما در نگاه صفایی‌حائری، «منع مطلق» راهکار نیست؛ چون منع بدون ارائه جایگزین معنادار، فقط ولع را بیشتر می‌کند. مدرسه باید به مرکز «تولید معنا» تبدیل شود. اگر دانش‌آموز در مدرسه آنلاین فقط گیرنده باشد، در فضای مجازی هم «مصرف‌کننده» باقی می‌ماند. ما باید او را به «تولیدکننده» تبدیل کنیم. مثلا پروژه‌های درسی باید به این سمت بروند که دانش‌آموز خودش پادکست بسازد، خودش ویدئو تحلیل کند، یا خودش راهکاری برای یک مشکل محلی پیشنهاد دهد. وقتی دانش‌آموز درگیر «خلق کردن» می‌شود، آن‌قدر درگیر معنای کارش می‌شود که دیگر حوصله پرسه زدن بیهوده در دنیای بی‌در و پیکر شبکه‌های اجتماعی را ندارد. او از یک «منفعل مطیع» به یک «کنشگر آگاه» تبدیل می‌شود که مرزهایش را خودش تعیین می‌کند.
بحران‌های آینده (قطعی‌های مقطعی، تعطیلی‌های ناگهانی) آزمون اصلی ماست. اگر از همین امروز مدرسه را به «بسته آموزشی اضطراری» مجهز نکنیم، در بحران بعدی دوباره به سراغ شیوه‌های منسوخ خواهیم رفت. این بسته نباید فقط شامل فایل‌های PDF باشد؛ باید شامل یک «نقشه راه رشد» باشد که در آن مشخص شده در شرایط بحران، چگونه پیوند عاطفی میان معلم و شاگرد حفظ می‌شود. آیا معلم راهی دارد که با یک تماس تلفنی ساده، حال شاگردش را در شرایط بحرانی بپرسد؟ این تماس‌های کوچک انسانی، در نگاه تربیتی، هزاران برابر مهم‌تر از تدریس فلان مبحث هندسه است که می‌توان در زمان بهتری آن را جبران کرد.
اولین قدم عملی که همین امروز و با امکانات موجود در ایران قابل اجراست، تشکیل «شورای کوچک تربیت» در هر مدرسه است؛ متشکل از مدیر، دو معلم دغدغه‌مند و دو نماینده از اولیا. ماموریت این شورا نه برنامه‌ریزی تکنولوژیک، بلکه طراحی «برنامه گفت‌وگوی تربیتی» است. باید مشخص شود در هر هفته، کدام معلم، با کدام گروه از دانش‌آموزان، درباره چه موضوعی از زندگی (نه کتاب درسی) قرار است گفت‌وگو کند. این کار هیچ هزینه مالی ندارد و نیازی به زیرساخت عجیب ‌و غریبی ندارد؛ فقط نیازمند تغییر نگاه مدیر و معلم از «آموزش‌دهنده محفوظات» به «مربی رشد» است. اگر بتوانیم این تغییر جهت کوچک را ایجاد کنیم، یعنی از تمرکز بر «پاسخ‌های درسی» به تمرکز بر «پرسش‌های وجودی» تغییر مسیر دهیم، آنگاه حتی در سخت‌ترین شرایط و در سردترین کلاس‌های آنلاین، شعله تربیت خاموش نخواهد شد. ما نباید بگذاریم فناوری، اراده این نسل را منجمد کند. وظیفه ما این است که به آنها یاد بدهیم چگونه در میان طوفان اطلاعات و هیاهوی رسانه‌ها، خودشان باشند، انتخاب کنند و رشد کنند. این تنها راه نجات مدرسه در قرن جدید است. ان شاءالله، مربیان و والدین دغدغه‌مند در اجرای این مسیر آموزشی-تربیتی اندیشه کنند و آن را به کار بندند، زیرا سعادت فرزندان ما، نیازمند این نوع سبک تربیتی است.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.