۲۰ خرداد ۱۴۰۵ - ۲۳:۵۴
کد مطلب: ۲۲٬۹۵۱

احتمالا همه ما با کودکی دو ساله که سعی دارد با حرکت انگشت روی صفحه گوشی همراه وارد قسمت تصاویر و فیلم‌ها شود یا دکمه شروع بازی مورد علاقه‌اش را بزند، مواجه شده‌ایم یا با نوجوانی که ساعت‌ها پای گوشی نشستن را به گعده‌های دوستانه و دورهمی‌های خانوادگی ترجیح می‌دهد یا زوج جوان تازه به وصل‌رسیده‌ای که روی نیمکت پارک نشسته و به جای گپ‌وگفت عاشقانه، هرکدام مبهوت صفحات رنگارنگ فضای مجازی شده‌اند. حتما فیلم‌های کوتاه طنزی از این ماجرا دیده و بارها خندیده‌ایم، اما آیا اینها تنها یک وجهه طنز دارند یا بخش مسکوت ماجرا که اتفاقا باید برایش سوگواری کرد هم همین‌جاست؟

علم، زیر چکمه تکنولوژی

آگاه: نیاز به برقراری ارتباط و تعامل و گفت‌وگو که در تمامی ابنای بشر برای نیک‌بختی و زندگی اجتماعی و رشد جمعی گذاشته شده ‌است، با ترفندی هنرمندانه و زیرکانه، به گونه‌ای پاسخ داده می‌شود که روز به روز به عزلت‌نشینی آدم‌ها بیفزاید و جامعه را از اجتماع تهی سازد و احساس تنهایی را بحران بزرگ معاصر کند. نامش را افزایش ارتباطات گذاشته‌اند حال آنکه فاقد هرگونه تعامل اجتماعی، کنش اجتماعی و مسئولیت‌پذیری اجتماعی است. انسان‌ها یاد می‌گیرند در خلوت خود می‌توانند به نیاز فطری مشارکت و هم‌دلی و زندگی اجتماعی پاسخ گویند بدون اینکه حتی یک مسئولیت در این اجتماع به عهده گیرند. با نام مجازی، در دنیای مجازی، زیستی مجازی داشته و عرصه که تنگ شد و کار اگر احیانا از مدیریت خارج شد با یک دلیت اکانت، ماجرا را فیصله داده و لبخند ظفر تحویل دهند. روز به روز از رسالت خلقت خود که ساخت اجتماع برای بهره‌وری بهتر امکانات برای رشد بیشتر استعدادهاست، دور شوند و نهایتا به بن‌بست پوچ‌گرایی و خود و جهان‌تهی‌بینی برسند و فریادش را بر سر زمین و زمان و کائنات بزنند.
سال‌ها بحث‌های زیادی پیرامون استفاده صحیح از ابزار و تکنولوژی به میان آمده و نتیجه نهایی، موضوع فرهنگ‌سازی صحیح در جوامع بیان شده‌است؛ حال سوال این‌جاست که آیا فرهنگ به تنهایی می‌تواند رقیب استفاده مخرب از این ابزار باشد یا این تکنولوژی ذاتا آمده‌ است، ساخته شده ‌است تا فرهنگ را به زانو درآورد و تمدن‌ها را درهم شکند؟ آیا این ابزارآلات نیاز اصلی بشر است یا نیازهای اساسی او را به درستی پاسخگوست یا علم شده تا نیازسازی کند و لحاف پر زرق‌وبرقی شود، کشیده‌شده روی نیازهای اساسی و اصیل آدمی و آدمی را به خواب غفلتی دچار کند که آدمیتش به محاق برود؟
سیری در تاریخ و تطور در روزگار رشد لحظه‌ای تکنولوژی، که به غلط علم می‌نامندش، نشان می‌دهد از ابتدا این تکانه‌های تغییر و تبلیغات فراوان پشت‌بندش و رشد خزنده لحظه به لحظه‌اش، زلزله‌ای مخرب بوده ‌است. چه چیزی از این تخریب در امان مانده؟ خانواده‌ای که اعضایش هرکدام در فضای مجازی روزگار می‌گذرانند و روزها کلامی برای گفت‌وگوی مشترک ندارند؟ فرهنگی که برهنگی را جای عفاف، مد پرستی را جای زیبایی‌دوستی و لذت را جای عزت نشانده؟ تمدنی که لایه‌لایه از بین می‌رود؟ و حالا علم و در مرحله پایین‌تر و سطحی‌تر؛ سواد!
سواد ابتدایی و انباشت اطلاعات که به جای علم، در سیستم نامطلوب آموزشی، سال‌ها به خورد دانش‌آموز و دانشجو داده‌ شد؛ حالا به حضور حداقلی در فضای یخ‌زده مجازی کلاس‌ها و دریافت نمرات کاذب، تقلیل یافته و در این فضای وانفسا چه توقعی است برای علم‌آفرینی و اشتیاق به علم‌اندوزی؟ در این جامعه سطحی‌گرا، که روابط تنها از دریچه دوربین گوشی و تعاملات در قالب الفاظ نامانوس، انجام می‌شود، آیا در انتظار ابوعلی‌سینا و ملاصدرا و سقراط هستیم؟ در خیال خام گسترش ارتباطات غرقیم، حال آنکه این ارتباط پوسته‌ای بیش نیست و به سطحی‌ترین میزان خود رسیده و چون عمق ندارد، زایشی ندارد. آن روز که سقراط در کوچه‌پس‌کوچه‌های آتن با مردم حرف می‌زد، سوال می‌پرسید و جواب می‌طلبید، شاید ارتباطاتش محدود به همان زمان و مکان بود اما از چنان عمقی برخوردار بود که تا قرن‌ها بعد به عنوان پرسش‌های سقراطی، یادگار مانده و مرجع شناخته‌ می‌شود؛ اما امروز جوان‌ها با فشردن کلیدی، با قرن‌ها قبل از خود و قاره‌ها دورتر از خود ارتباط برقرار می‌کنند اما چند ارسطو و افلاطون و سقراط به تاریخ هدیه داده‌ایم؟ آیا همان‌ها که این بستر را به عللی که ذکر شد، ساخته و گسترش دادند، حالا از کوچ تحصیلی دانش‌آموزان به آن، همان عایدی را ندارند؟ همان‌ها که به جرات می‌توان گفت، در بستری دیگر با راهکاری دیگر چون جنگ و استعمار، به دنبال همان عایدی هستند. آیا انسان‌ها محکوم به استفاده بی‌چون و چرا از این تکنولوژی بوده و اینها نیاز اصلی بشر است یا نیازی است برساخته از خوی استعمار و قدرت‌طلبی طاغوت که چون نیاز اصلی بشر را به درستی جوابگو نیست به حکم قرآن که می‌فرماید: وَ اَمّا ما یَنفَعُ النّاس فَیَمکُثُ فی الاَرض؛ (هر آنچه پاسخگوی نیاز ذاتی انسان نباشد پایدار نمی‌ماند.) محکوم به زوال است، هرچند سال‌ها خوش‌نشین جوامع بشری باشد.
این روزها که جوانان بسیاری به اشک تمساح عده‌ای و لبخند عشرت عده‌ای دیگر، خام شده و چمدان می‌بندند به سمت بهشت موعود و فراوانی تبیین در فضای مجازی و تحلیل‌گران نشسته در کسوت ادمینی کانال‌ها، جوابگو نبوده و باز گفت‌وگوی چهره‌به‌چهره و نشستن پشت میز گفتمان حضوری، راه‌گشاتر به نظر می‌آید، نباید از استعمار تکنولوژی، خود و جامعه را برهانیم؟ آیا جامعه‌ای که زودتر مخاطرات را تشخیص دهد و به فکر علاج باشد، پیروز و موفق نخواهد بود؟

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.