۲۱ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۰:۲۰
کد مطلب: ۲۲٬۹۶۲

آگاه: 

«وَقُل رَّبِّ زِدْنِی عِلْمًا» (طه: ۱۱۴)
۶ سال پیش، فرزندم کلاس اول دبستان را آغاز کرد. نسلی که قرار بود نخستین روزهای مدرسه را در کنار همکلاسی‌ها، معلم و فضای واقعی کلاس تجربه کند، ناگهان پشت صفحه تلفن همراه نشست. آن روزها تصور می‌کردیم کرونا یک بحران موقت است و آموزش مجازی نیز موقتی خواهد بود، اما چنین نشد.
در طول ۶ سال گذشته، آموزش آنلاین بارها و بارها به زندگی دانش‌آموزان بازگشت. ابتدا کرونا، سپس بیماری‌های واگیردار فصلی، آلودگی هوا، برف و سرما، ناترازی انرژی و در نهایت شرایط ناشی از تنش‌های امنیتی و جنگی. نتیجه آن شد که بخش مهمی از دوران تحصیل نسل امروز در رفت‌وآمد میان آموزش حضوری و مجازی سپری شد.
البته باید منصف بود. در سال‌های نخست، معلمان، خانواده‌ها و حتی مسئولان آموزشی آمادگی کافی برای این تغییر نداشتند. بسیاری از مادران کلاس اولی‌ها عملا بخشی از مسئولیت آموزش را بر عهده گرفتند. اما به تدریج شرایط بهتر شد. معلمان آموزش دیدند، تجربه کسب کردند و توانستند کلاس‌های مجازی را بهتر مدیریت کنند. امروز مشکل اصلی دیگر ناآشنایی با فناوری نیست. مسئله اصلی این است که نظام آموزشی هنوز متناسب با شرایط جدید بازطراحی نشده است.
به عنوان مادری که این مسیر را از کلاس اول تا پایان دبستان همراه فرزندش طی کرده است، احساس می‌کنم مهم‌ترین آسیب آموزش آنلاین، تنها کاهش تعاملات اجتماعی یا افزایش مصرف رسانه نیست. مشکل عمیق‌تر آن است که ما همچنان بر حجم گسترده محتوا اصرار داریم، در حالی که فرصت و کیفیت یادگیری کاهش یافته است.
در سال‌هایی که دانش‌آموز بارها از کلاس حضوری به فضای مجازی منتقل می‌شود، طبیعی است که بخشی از فرآیند یادگیری آسیب ببیند. در چنین شرایطی انتظار می‌رود برنامه‌ریزان آموزشی اولویت‌بندی کنند؛ یعنی بر مفاهیم پایه و مهارت‌های اصلی تمرکز داشته باشند. اما در عمل، دانش‌آموزان همچنان با کتاب‌هایی مواجه‌اند که حجم مطالب آنها در بسیاری موارد با واقعیت زمان و کیفیت آموزش تناسب ندارد. این نقدی است که بسیاری از والدین و معلمان نیز مطرح می‌کنند. آیا واقعا همه موضوعات موجود در کتاب‌های درسی برای دانش‌آموز ضروری است؟ آیا بهتر نیست بخشی از این حجم به نفع تعمیق یادگیری کاهش یابد؟
آنچه دانش‌آموز امروز بیش از هر چیز نیاز دارد، تسلط بر مهارت‌های پایه است؛ توانایی خواندن دقیق، نوشتن، درک مطلب، استدلال، حل مسئله و ارتباط موثر. اگر این مهارت‌ها به خوبی شکل بگیرند، یادگیری مطالب جدید در سال‌های بعد امکان‌پذیر خواهد بود. اما اگر دانش‌آموز تنها با انبوهی از اطلاعات پراکنده روبه‌رو شود، نتیجه چیزی جز یادگیری سطحی نخواهد بود.
از سوی دیگر، مسئله تربیت همچنان حلقه مفقوده آموزش آنلاین است. مدرسه فقط محل انتقال اطلاعات نیست. بخشی از تربیت در گفت‌وگوهای روزمره، همکاری با همسالان، حل اختلاف‌ها، مسئولیت‌پذیری و ارتباط عاطفی با معلم شکل می‌گیرد. هرچه آموزش مجازی سهم بیشتری در نظام آموزشی پیدا می‌کند، باید برای این بخش نیز برنامه مشخصی وجود داشته باشد. به نظر می‌رسد نخستین اقدام عملی برای آینده، طراحی یک «برنامه آموزشی شرایط بحران» است. برنامه‌ای که در آن به جای تلاش برای پوشش همه سرفصل‌ها، بر یادگیری عمیق مفاهیم پایه و حفظ ارتباط تربیتی میان مدرسه و دانش‌آموز تمرکز شود.
این تجربه ۶ ساله یک پیام روشن دارد؛ اگر قرار است آموزش آنلاین در بحران‌های آینده نیز ادامه یابد، باید از نگاه کمی به آموزش فاصله بگیریم. دانش‌آموزان بیش از آنکه به مطالب بیشتر نیاز داشته باشند، به یادگیری عمیق‌تر نیاز دارند. کیفیت یادگیری مهم‌تر از تعداد صفحات کتاب‌هاست و تربیت، مهم‌تر از عبور شتاب‌زده از سرفصل‌ها.
«ز گهواره تا گور دانش بجوی»
اما دانشی که فهمیده شود، به کار آید و در شخصیت انسان اثر بگذارد؛ نه دانشی که تنها برای عبور از امتحان آموخته شود.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.