۲۱ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۰:۱۴
کد مطلب: ۲۲٬۹۶۰

آموزش مجازی و مسئله فراموش‌شده یادگیری

عبور از الگوی آموزش یکنواخت

جواد طلوع _ دانشجوی دکترای رشته مطالعات نظری تمدن دانشگاه باقرالعلوم قم

بخش قابل توجهی از مباحث مربوط به آموزش مجازی در سال‌های اخیر حول زیرساخت نرم‌افزار اینترنت و ابزارهای آموزشی شکل گرفته است. این تمرکز اگرچه ضروری است اما یک جابه‌جایی مفهومی را نیز در پی داشته است به گونه‌ای که گاهی آموزش در سایه فناوری آموزش قرار گرفته و مسئله اصلی به حاشیه رانده شده است.

عبور از الگوی آموزش یکنواخت

آگاه: مطالعه‌ای که بنده از مقالات مختلف حول محور این مبحث داشتم با برشمردن آسیب‌هایی همچون کاهش مشارکت یادگیرندگان، دشواری آموزش دروس عملی، چالش‌های امنیت اطلاعات و محدودیت‌های یادگیری تطبیقی، تصویری نسبتا جامع از مسائل آموزش مجازی ارائه می‌کنند. با این حال آنچه از مجموع این مباحث قابل استخراج است صرفا فهرستی از آسیب‌ها نیست بلکه نشانه‌ای از یک مسئله عمیق‌تر است. بسیاری از اختلالات آموزش مجازی از آنجا ناشی می‌شوند که منطق فناوری با منطق یادگیری یکسان فرض شده است.
فناوری ذاتا به دنبال تسهیل تسریع و گسترش دسترسی است اما یادگیری فرآیندی تدریجی تعاملی و مبتنی بر درگیری ذهنی است. همین تفاوت موجب می‌شود که توسعه ابزارهای آموزشی الزاما به توسعه کیفیت یادگیری منجر نشود. در واقع بخشی از ناکارآمدی‌های آموزش مجازی را باید در این شکاف جست‌وجو کرد. یکی از نکات قابل تامل در این مقاله، مسئله مشارکت دانش‌آموزان و دانشجویان است. مشارکت را نمی‌توان صرفا حضور در کلاس یا پاسخ دادن به چند پرسش تلقی کرد. مشارکت در معنای عمیق خود نوعی درگیری شناختی با مسئله است. آموزش حضوری به دلیل برخورداری از شبکه‌ای از تعاملات رسمی و غیررسمی امکان شکل‌گیری این درگیری شناختی را بیشتر فراهم می‌کند در حالی که آموزش مجازی اغلب به انتقال محتوا تقلیل می‌یابد. به همین دلیل هرچه آموزش مجازی از الگوی محتوامحور فاصله نگیرد، مسئله مشارکت همچنان پابرجا خواهد ماند.
نکته دیگر جایگاه یادگیری تطبیقی در آینده آموزش است. به نظر می‌رسد مهم‌ترین ظرفیت آموزش مجازی نه در حذف کلاس سنتی بلکه در عبور از الگوی آموزش یکنواخت نهفته باشد. نظام‌های آموزشی متعارف بر اساس میانگین‌ها عمل می‌کنند در حالی که یادگیری واقعی در قلمرو تفاوت‌ها رخ می‌دهد. یادگیرندگان دارای سرعت‌های متفاوت پیش‌زمینه‌های متفاوت و الگوهای متفاوت فهم هستند. هر فناوری آموزشی که نتواند این تکثر را بازشناسی کند صرفا شکل جدیدی از همان آموزش استانداردشده گذشته خواهد بود. از سوی دیگر مقاله به مسئله دروس عملی اشاره می‌کند. این موضوع را می‌توان فراتر از تربیت بدنی نیز فهم کرد. بخشی از دانش بشری اساسا در قالب تجربه زیسته منتقل می‌شود، نه صرفا از طریق محتوا. مهارت تجربه، قضاوت و حتی بسیاری از ابعاد تربیتی در ساحت عمل شکل می‌گیرند. از این منظر آموزش مجازی هرجا بخواهد جایگزین کامل تجربه حضوری شود با محدودیت‌های ذاتی خود مواجه خواهد شد.
برآیند این مباحث نشان می‌دهد که مسئله اصلی آموزش مجازی نه فناوری است و نه حتی زیرساخت مسئله اصلی بازاندیشی در فهم ما از یادگیری است. تا زمانی که آموزش مجازی صرفا به مثابه انتقال دیجیتالی کلاس‌های سنتی فهم شود بسیاری از آسیب‌های مورد اشاره پابرجا خواهند ماند. آینده آموزش در گرو آن است که فناوری از سطح ابزار عبور کند و در خدمت معماری جدید یادگیری قرار گیرد معماری‌ای که در آن تعامل تفاوت‌های فردی تجربه عملی و مشارکت فعال عناصر بنیادین فرآیند آموزش محسوب شوند.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.