آگاه: ما معمولا وقتی از جنگ حرف میزنیم نگاهمان به آسمان است به جنگندهها موشکها و سامانههای دفاعی. اما حقیقت جنگ روی زمین شکل میگیرد. در کلاس درس، در آزمایشگاه دانشگاه در اتاق فکر پژوهشگران و حتی پشت میز نویسندهای که برای آینده این کشور فکر میکند.
جنگ ۱۲ روزه برای من بیش از هر چیز یک هشدار بود،۱پ هشداری درباره اینکه نبردهای آینده فقط نبرد سرزمینها نیستند، نبرد نسلها هستند. شاید روزی بتوان یک شهر را با بمب ویران کرد اما پیش از آن باید ذهن جوانان آن شهر را فتح کرده باشند. هر تمدنی زمانی شکست میخورد که فرزندانش دیگر دلیلی برای ادامه راه آن تمدن پیدا نکنند.
به همین دلیل معتقدم خط مقاومت را نباید صرفا در جغرافیا جستوجو کرد. مقاومت قبل از آنکه یک خط روی نقشه باشد، یک خط در ذهن انسانهاست. هرجا انسانی حاضر باشد هزینه استقلال فکری خود را بپردازد آنجا مقاومت شکل گرفته است. هرجا ملتی نخواهد روایت خود را از تاریخ و آینده به دیگران واگذار کند ،آنجا مقاومت زنده است.
شاید مهمترین دستاورد جنگ ۱۲ روزه برای ما ایرانیان این بود که دوباره متوجه شدیم ایران فقط یک سرزمین نیست. ایران یک حافظه تاریخی است. مجموعهای از تجربهها، شکستها، پیروزیها، امیدها و آرزوهایی است که نسلهای مختلف آن را ساختهاند. به همین دلیل دفاع از ایران فقط وظیفه نیروهای نظامی نیست وظیفه همه کسانی است که در ساختن آینده این کشور سهم دارند.
در این میان آموزش و پرورش جایگاهی دارد که کمتر درباره آن سخن گفته میشود. مدرسه نباید فقط وقایع جنگ را به دانشآموزان آموزش دهد باید به آنها یاد بدهد چگونه جنگها را بفهمند. دانشآموزی که قدرت تحلیل رسانه، فهم روایتها و تشخیص حقیقت از تبلیغات را نیاموزد ممکن است هزاران صفحه تاریخ بخواند اما همچنان در اولین جنگ شناختی شکست بخورد. اگر امروز از من بپرسند مهمترین سامانه دفاعی ایران در دهههای آینده چیست پاسخ من موشک یا پهپاد نخواهد بود بلکه معلمی است که در کلاس درس قدرت اندیشیدن را به دانشآموزان یاد میدهد. کشوری که شهروندان متفکر داشته باشد کمتر غافلگیر میشود.
دانشگاه نیز باید از نقش تماشاگر خارج شود. دانشگاه قرار نیست فقط درباره جهان مقاله بنویسد باید جهان را بفهمد و برای مسائل واقعی جامعه پاسخ پیدا کند. جنگ ۱۲ روزه باید برای دانشجوی علوم تربیتی، جامعهشناسی، روانشناسی هنر و فناوری نیز مسئله باشد. اگر دانشگاه نتواند رخدادهای بزرگ زمانه خود را به مسئله علمی تبدیل کند به تدریج از زندگی مردم فاصله خواهد گرفت.
در کنار دانشگاه هنرمندان نیز مسئولیتی سنگین بر دوش دارند. جنگها معمولا با اسناد رسمی در حافظه مردم باقی نمیمانند. با داستانها، فیلمها، شعرها و روایتهای انسانی ماندگار میشوند. آنچه یک ملت را به آینده پیوند میدهد حافظه مشترک اوست و حافظه مشترک را بیش از هر کس هنرمندان میسازند.
سالگرد جنگ ۱۲ روزه برای من یادآور یک واقعیت ساده است اینکه آینده ایران نه فقط در پادگانها بلکه در مدارس، دانشگاهها و مراکز فرهنگی ساخته میشود. اگر قرار است در نبردهای آینده پیروز باشیم، باید بیش از ساختن تجهیزات به ساختن انسانها فکر کنیم. زیرا در نهایت این انسانها هستند که از تمدنها دفاع میکنند، نه ابزارها. شاید پرسش اصلی این نباشد که در جنگ ۱۲ روزه چه تعداد موشک شلیک شد؛ پرسش اصلی این است که ما از آن ۱۲ روز چه آموختیم و برای ۱۲ سال آینده چه برنامهای داریم؟
۲۸ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۱:۰۵
کد مطلب: ۲۳٬۱۴۳
جنگ ۱۲ روزه را میشود با تعداد موشکها و پهپادها روایت کرد؛ اما واقعیت این است که آنچه برای من مهمتر بود چیز دیگری بود. در آن روزها فهمیدم کشورها فقط با سلاح از خود دفاع نمیکنند با معلمهایشان با دانشگاههایشان با هنرمندانشان و حتی با نوع نگاه مردمشان به زندگی از خود دفاع میکنند.
نظر شما