آگاه: پاسخ را باید نه در متن قوانین، بلکه در میان خانوادههایی جستوجو کرد که هر روز با واقعیتهای اقتصادی و اجتماعی زندگی دستوپنجه نرم میکنند. خانوادههایی که پیش از تصمیم برای فرزندآوری، هزینههای اجاره خانه، شهریه مدرسه، مخارج درمان، امنیت شغلی، کیفیت آموزش و آینده فرزندانشان را روی ترازو میگذارند.
به گزارش «آگاه» نتایج یک ارزیابی مردممحور از سیاستهای فرزندآوری که توسط مرکز پژوهشهای مجلس انجام شده، نشان میدهد که برخلاف تصور رایج، مسئله اصلی مردم نه دریافت وام و تسهیلات مقطعی، بلکه برخورداری از حداقلهای پایدار زندگی است. معیشت، مسکن و امنیت شغلی مادران سه مطالبهای هستند که بیش از هر عامل دیگری بر تصمیم خانوادهها برای داشتن فرزند اثر میگذارند.
فرزند؛ آرزو یا نگرانی؟
در گذشته داشتن چند فرزند برای بسیاری از خانوادهها امری طبیعی بود. خانواده گستردهتر بود، هزینههای زندگی پایینتر بود و شبکههای حمایتی خانوادگی نقش پررنگتری داشتند، اما امروز شرایط تغییر کرده است.
یک زوج جوان در کلانشهری مانند تهران، مشهد، اصفهان یا شیراز پیش از آنکه به فرزند دوم یا سوم فکر کند، باید به دهها پرسش پاسخ دهد؛ آیا میتواند خانه بزرگتری تهیه کند؟ آیا درآمدش با تورم سالهای آینده همخوانی خواهد داشت؟ آیا فرزندش به مدرسه مناسب دسترسی خواهد داشت؟ آیا در صورت بیماری میتواند هزینههای درمان را تامین کند؟ آیا مادر خانواده پس از زایمان همچنان شغل خود را حفظ خواهد کرد؟ این پرسشها نشان میدهد فرزندآوری برای بسیاری از خانوادهها دیگر صرفا یک انتخاب عاطفی یا فرهنگی نیست؛ بلکه تصمیمی پیچیده و چندوجهی است که با کیفیت زندگی گره خورده است.
متغیری که همه چیز را تحت تاثیر قرار میدهد
هرگاه بحث جمعیت مطرح میشود، کارشناسان بر عوامل فرهنگی تاکید میکنند و برخی دیگر نقش تحولات اجتماعی را برجسته میدانند. اما آنچه در میان افکار عمومی بیش از هر چیز خودنمایی میکند، مسئله اقتصاد است.
دادهها و نظرسنجیها نشان میدهد که برای بسیاری از خانوادهها، دغدغه اصلی تامین حداقلهای زندگی است. افزایش مداوم هزینههای خوراک، پوشاک، درمان، آموزش و مسکن باعث شده بخش بزرگی از درآمد خانوار صرف هزینههای جاری شود و امکان برنامهریزی بلندمدت کاهش یابد.
در چنین شرایطی، طبیعی است که خانوادهها درباره پذیرش مسئولیت فرزند بیشتر با احتیاط تصمیم بگیرند. آنان معتقدند فرزندآوری زمانی معنا پیدا میکند که بتوانند زندگی آبرومندانهای برای فرزندان خود فراهم کنند. این نگرش باعث شده بسیاری از مشوقهای مالی نتوانند اثر مورد انتظار را ایجاد کنند. وام فرزندآوری، تسهیلات خرید کالا یا حتی برخی کمکهای نقدی اگرچه ممکن است در کوتاهمدت بخشی از مشکلات را کاهش دهند، اما قادر نیستند نگرانی خانوادهها درباره آینده را از بین ببرند. مسئله اصلی دریافت چند ده میلیون تومان وام نیست؛ بلکه اطمینان از این است که بتوانند هزینههای چندین سال زندگی و تربیت فرزند را مدیریت کنند.
معیشت از وام مهمتر میشود
در سالهای گذشته بخش مهمی از سیاستهای تشویقی بر اعطای وام و تسهیلات متمرکز بوده است. اما بسیاری از خانوادهها معتقدند این نوع حمایتها بیشتر نقش مسکن دارند تا درمان. آنها میگویند اگر درآمد خانوار متناسب با هزینههای زندگی افزایش نیابد، اگر بازار کار ثبات نداشته باشد و اگر تورم قدرت خرید را کاهش دهد، وامها نمیتوانند نقش تعیینکنندهای در تصمیم به فرزندآوری داشته باشند. به همین دلیل، بخش قابل توجهی از مردم ترجیح میدهند به جای حمایتهای کوتاهمدت، سیاستهایی اجرا شود که هزینههای ثابت زندگی را کاهش دهد. از نگاه آنان، کنترل هزینههای مسکن، آموزش، درمان و تامین اجتماعی اثری بهمراتب بیشتر از مشوقهای مقطعی دارد.
مسکن؛ مهمترین دغدغه پس از معیشت
اگر اقتصاد نخستین نگرانی خانوادهها باشد، مسکن را میتوان دومین مانع جدی فرزندآوری دانست. در سالهای اخیر افزایش قیمت خرید و اجاره مسکن، دسترسی به خانه مناسب را برای بسیاری از خانوادههای جوان دشوار کرده است. همین موضوع باعث شده بسیاری از زوجها تشکیل خانواده را به تعویق بیندازند یا پس از تولد فرزند اول، برای فرزند دوم و سوم مردد شوند.
اما نکته مهم آن است که خانوادهها مسکن را صرفا از زاویه اقتصادی نگاه نمیکنند. برای آنان خانه فقط یک سرپناه نیست؛ بلکه فضایی برای رشد، آرامش و تربیت فرزند است. برای والدین تربیت کودک در خانهای کوچک، موقت و فاقد امکانات کافی دشوار است. آنان نگراناند که جابهجاییهای مکرر ناشی از اجارهنشینی بر امنیت روانی فرزندان اثر بگذارد. همچنین کیفیت محله، دسترسی به مدرسه مناسب، فضای فرهنگی و امکانات عمومی نیز در تصمیم آنان نقش دارد. به همین دلیل بسیاری از کارشناسان معتقدند سیاستهای مسکن در واقع بخشی از سیاستهای جمعیتی هستند و بدون حل این مسئله، نمیتوان انتظار تغییر جدی در رفتارهای باروری داشت.
دغدغهای فراتر از تولد کودک
مرکز پژوهشهای مجلس در گزارش خود با عنوان ارزشیابی مردم محور با سیاست فرزندآوری تاکید دارد که یکی از مهمترین تغییرات جامعه ایران در دهههای اخیر، تغییر نگاه خانوادهها به مفهوم فرزندپروری است.
اگر در گذشته داشتن فرزند بیشتر یک مزیت تلقی میشد، امروز بسیاری از خانوادهها ترجیح میدهند تعداد فرزندان کمتری داشته باشند اما امکانات بیشتری در اختیار آنان قرار دهند. این تغییر نگرش باعث شده کیفیت تربیت اهمیت بیشتری پیدا کند.
والدین امروز درباره مدرسه، آموزش، مهارتآموزی، سلامت روان، فضای مجازی، امنیت اجتماعی و آینده شغلی فرزندان حساسیت بیشتری دارند. آنان میخواهند مطمئن شوند که فرزندشان در محیطی سالم و مناسب رشد خواهد کرد. از این رو، بسیاری از خانوادهها معتقدند سیاستهای جمعیتی نباید فقط بر افزایش تعداد تولدها متمرکز باشد، بلکه باید به کیفیت زندگی و تربیت نسل آینده نیز توجه کند.
نگرانی از آینده فرزندان
شاید مهمترین تفاوت میان نسل امروز و نسلهای گذشته، نگاه به آینده باشد. بسیاری از والدین میگویند هزینه پوشک، شیرخشک یا لباس کودک در سالهای نخست زندگی اگرچه مهم است، اما نگرانی اصلی آنان نیست. آنچه آنان را نگران میکند، سالهای بعدی زندگی فرزند است.
پرسشهایی مانند اینکه آیا فرزندشان به دانشگاه مناسب دسترسی خواهد داشت؟ آیا میتواند شغل پیدا کند؟ آیا امکان تشکیل زندگی مستقل خواهد داشت؟ و آیا از امنیت اجتماعی کافی برخوردار خواهد بود، بخش مهمی از تصمیمگیری آنان را شکل میدهد. به بیان دیگر، خانوادهها فقط درباره امروز تصمیم نمیگیرند؛ بلکه آینده ۲۰ یا ۳۰ سال بعد فرزند خود را نیز در نظر میگیرند. یکی دیگر از محورهای اصلی مطالبات مردم، وضعیت زنان و مادران است. در جامعه امروز، بسیاری از زنان دارای تحصیلات دانشگاهی هستند و حضور در بازار کار را بخشی از زندگی خود میدانند. در چنین شرایطی، فرزندآوری زمانی دشوار میشود که زنان احساس کنند با تولد فرزند بخشی از فرصتهای شغلی یا اجتماعی خود را از دست خواهند داد.
مهمترین مسئله برای آنان حفظ امنیت شغلی پس از زایمان است. آنان نگرانند که پس از مرخصی زایمان با کاهش فرصتهای شغلی یا محدود شدن مسیر پیشرفت حرفهای مواجه شوند.
در نتیجه، موفقیت سیاستهای جمعیتی تا حد زیادی به این بستگی دارد که بتواند میان نقش مادری و فعالیت اجتماعی زنان تعادل ایجاد کند. در بسیاری از برنامههای حمایتی تمرکز اصلی بر مادران بوده است؛ در حالی که کارشناسان معتقدند مشارکت فعال پدران نیز در موفقیت سیاستهای جمعیتی اهمیت زیادی دارد.
حمایت از خانواده زمانی کامل خواهد بود که مسئولیت فرزندپروری تنها بر دوش مادر قرار نگیرد. افزایش مشارکت پدران در تربیت فرزندان، انعطاف بیشتر در محیطهای کاری و تقویت فرهنگ مسئولیت مشترک میتواند فشار روانی و جسمی مادران را کاهش دهد. بخش مهمی از نارضایتی مردم نه به دلیل نبود قانون، بلکه به دلیل ضعف در اجرا شکل گرفته است.
خانوادهها میگویند بسیاری از حمایتهای وعده داده شده یا بهسختی قابل دسترسی است یا با تاخیر و محدودیت اجرا میشود. تعدد دستگاههای مسئول، پیچیدگی فرایندها و کمبود منابع مالی باعث شده بخشی از مردم احساس کنند قانون در عمل آنگونه که باید اثرگذار نیست. همین تجربههای ناموفق، اعتماد عمومی را کاهش میدهد. وقتی خانوادهها احساس کنند وعدهها عملی نمیشود، طبیعی است که نسبت به سیاستهای جدید نیز با تردید نگاه کنند.
طبقه متوسط کمتر دیده میشود
یکی از نکات قابل توجه این است که طبقه متوسط شهری در بسیاری موارد کمتر از حمایتهای موجود بهرهمند شده است.
این گروه نه آنقدر کمدرآمد است که مشمول برخی حمایتهای ویژه شود و نه آنقدر برخوردار که بدون دغدغه از پس هزینههای زندگی برآید. در نتیجه، فشار اقتصادی بیشتری را تجربه میکند.
بسیاری از زوجهای جوانی که در این طبقه قرار دارند، معتقدند هزینههای زندگی شهری به حدی افزایش یافته که داشتن فرزند بیشتر را به تصمیمی دشوار تبدیل کرده است. شاید مهمترین پیام مطالعات و نظرسنجیهای انجام شده این باشد که مردم بیش از آنکه به تشویق نیاز داشته باشند، به تسهیل نیاز دارند. خانوادهها نمیگویند که مخالف فرزندآوری هستند؛ بلکه میگویند شرایط زندگی باید به گونهای باشد که بتوانند با آرامش خاطر درباره آینده تصمیم بگیرند.
آنان خواهان ثبات اقتصادی، مسکن مناسب، آموزش باکیفیت، خدمات درمانی قابل اعتماد، امنیت شغلی و آیندهای قابل پیشبینی هستند. اگر این زیرساختها فراهم شود، بسیاری از موانع فرزندآوری نیز به شکل طبیعی کاهش خواهد یافت.
بنابراین مسئله جمعیت را نمیتوان صرفا با آمار تولد و مرگومیر تحلیل کرد. پشت هر تصمیم برای فرزندآوری، مجموعهای از امیدها، نگرانیها و محاسبات خانوادگی قرار دارد. خانوادهها پیش از آنکه به تعداد فرزندان فکر کنند، به کیفیت زندگی خود و آینده فرزندانشان میاندیشند. در چنین شرایطی، مهمترین پیام مردم روشن است: معیشت پایدار، مسکن مناسب و امنیت شغلی مادران. این سه مطالبه در کنار دغدغههایی مانند کیفیت تربیت، آینده فرزندان، دسترسی عادلانه به خدمات و ثبات اقتصادی، نقشه راهی را ترسیم میکند که بدون توجه به آن، سیاستهای جمعیتی به اهداف خود نخواهند رسید.
نظر شما