آوار جنگ‌طلبان آمریکایی بر سر ترامپ

آگاه: رئیس‌جمهور آمریکا در ماه مارس مدعی شده بود که لازمه هرگونه توافق برای پایان بخشیدن به جنگ با ایران تسلیم بی‌قیدوشرط تهران خواهد بود؛ اما حالا روشن شده که این ادعا کاملا اشتباه نبوده؛ در واقع، توافق اولیه‌ای که او به‌تازگی با حکومت ایران به دست آورده است، بیشتر به تسلیم مشروط آمریکا شباهت دارد. روزنامه نیویورک‌تایمز در مطلبی به حمله جنگ‌طلبان و تندروهای آمریکایی به یادداشت تفاهم حاصل‌شده میان آمریکا و ایران پرداخت و نوشت: طی روزهای گذشته، طیف‌های مختلفی از جمهوری‌خواهان و همچنین جنگ‌طلبان و حامیان سیاست‌های خصمانه، با حالتی به ظاهر سردرگم، به انتقاد از این توافق پرداخته‌اند. اریک اریکسون، تحلیلگر و مفسر محافظه‌کار، درباره این تفاهم‌نامه نوشت: ترامپ در برابر ایران تسلیم شده است. سناتور تد کروز جمهوری‌خواه از ایالت تگزاس نیز درباره آنچه پرداخت میلیاردها دلار به ایران خوانده، هشدار داده است!
به ادعای نیویورک‌تایمز، این انتقادها صحیح هستند؛ توافق با ایران یک شکست بزرگ است. این توافق به معنای اعطای بلافاصله امتیازهایی از جمله آزادسازی سریع میلیاردها دلار از دارایی‌های مسدودشده ایران و سپس ایجاد صندوقی ۳۰۰ میلیارد دلاری برای بازسازی این کشور است. همچنین، به نظر می‌رسد راه را برای کنترل دست‌کم نسبی ایران بر تنگه هرمز باز می‌کند، با این قابلیت که ۶۰ روز بعد، از کشتی‌های عبوری عوارض دریافت کند. سناتور بیل کسیدی از لوئیزیانا با ابراز تاسف درباره این توافق مدعی شده که این بدترین اشتباه سیاست خارجی آمریکا در چند دهه اخیر است.
به نوشته این رسانه، اما در این انتقادها مهم‌ترین نکته نادیده انگاشته شده است چرا که اشتباه اصلی ترامپ، نه پایان دادن به جنگ، بلکه آغاز کردن آن در وهله اول بود. در این مرحله، ترامپ حق داشت که عقب‌نشینی کند، زیرا گزینه مطلوبی پیش روی او وجود نداشت و ادامه جنگ بی‌تردید قربانیان بیشتری می‌گرفت. جنگ همین حالا هم اقتصاد جهانی را به آشوب کشیده و بخت جمهوری‌خواهان برای پیروزی در انتخابات میان‌دوره‌ای را به خطر انداخته است.
ترامپ با این ادعا که ارتش آمریکا توانایی بمباران ایران را برای دو، سه، چهار یا حتی دو سال داشته اذعان کرد که اگر این توافق را انجام نمی‌دادیم، تنگه هرمز هرگز باز نمی‌شد. نمی‌خواستم شاهد یک فاجعه اقتصادی باشم.
نگارنده در ادامه می‌نویسد: حقیقت این است که ایران در این جنگ پیروز شد و به همین دلیل است که در مذاکرات هم دست بالا را پیدا کرد. ترامپ تا جایی که می‌توانست وقت‌کشی کرد، چون به‌خوبی می‌دانست هر توافقی که بتواند امیدوار به دستیابی به آن باشد، نوعی تحقیر خواهد بود؛ اما شکست در جنگ، راه خروج آبرومندانه‌ای برای او باقی نگذاشته بود.
به نوشته این رسانه آمریکایی، درسی که باید از این افتضاح گرفت، پرهیز از آغاز جنگ‌های غیرضروری است. اینکه باید به غرور و تکبرمان و این توهم که همه چیز طبق برنامه و بی‌نقص پیش خواهد رفت، افسار بست و برای حل‌وفصل بحران‌های جهانی به‌مراتب بیشتر به دیپلماسی تکیه کرد.
در رابطه با این جنگ، جنگ‌طلبانی که مصمم به ویرانی ایران بودند، در عمل بیشترین کمک را به تقویت و اقتدار آن کردند و این موضوع را باید هشداری جدی در نظر گرفت. ما در سال ۲۰۱۵ برای مسئله هسته‌ای ایران راه‌حلی، هرچند ناقص، اما کارآمد داشتیم. به ادعای نگارنده، در توافق هسته‌ای باراک اوباما، ایران تقریبا تمام اورانیوم غنی‌شده خود را از کشور خارج کرد، سطح غنی‌سازی را محدود ساخت و بازرسی‌ها را نیز پذیرفت. اما ترامپ، بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر رژیم اسرائیل و دیگر تندروها آن را به شدت محکوم کرده و به باد انتقاد گرفتند. ترامپ در سال ۲۰۱۸، توافق اوباما را فوق‌العاده بد توصیف و به پول‌هایی اشاره کرد که به عنوان بخشی از آن توافق به ایران بازگردانده شد. ترامپ پارسال هم مدعی شد که من هرگز آن پول را به ایران پس نمی‌دادم. من آن مذاکره را می‌بردم.

واقعیت چیز دیگری است
پس از آنکه ترامپ هشت سال پیش توافق اوباما را پاره کرد، رهبران ایران، همان‌گونه که قابل پیش‌بینی بود، برنامه هسته‌ای خود را گسترش دادند. ترامپ احتمالا می‌توانست در فوریه امسال، درست در آستانه جنگ، به توافق خوبی دست یابد؛ اما در عوض، بی‌محابا و چشم‌بسته دستور بمباران را صادر کرد، بدون آنکه راهبردی برای خروج از جنگ داشته باشد و ظاهرا بدون اینکه محاسبه کند که در صورت بسته شدن تنگه هرمز چه پاسخی خواهد داد. این درس که باید از جنگ‌های غیرضروری پرهیز کرد، درس تازه‌ای نیست، اما به نظر می‌رسد که هر نسل باید آن را دوباره از سر نو بیاموزد. در ایلیاد اثر حماسی هومر، آشیل از آنچه سفری جنون‌آمیز برای آغاز جنگ تروآ می‌خواند، ابراز تاسف می‌کند. در واقع، از زمانی که هومر داستان تلاش یونانیان برای تغییر رژیم در تروآ را روایت کرد، تاریخ بارها و بارها نشان داده است که هرچه جاه‌طلبی نظامی بزرگ‌تر باشد، باید با تردید بیشتری به آن نگریست.
نگارنده در بخش دیگری از این مطلب می‌نویسد: توافق جدید با ایران، پرسش‌های اساسی درباره توانمندی‌های هسته‌ای این کشور را به دور تازه‌ای از مذاکرات موکول می‌کند. حدس من این است که دوره ۶۰ روزه مذاکرات تمدید خواهد شد، ایران روند مذاکرات هسته‌ای را آهسته و پیوسته پیش خواهد برد و ترامپ نیز تمایلی نخواهد داشت توافقی را بپذیرد که شبیه برجام اوباما باشد. سپس، همان‌طور که به نظر می‌رسد موضوع غزه را به فراموشی سپرده است، رفته‌رفته علاقه خود به این پرونده را نیز از دست خواهد داد. در آمریکا نیز تقریبا هیچ اشتیاقی برای آغاز جنگی دیگر با ایران وجود نخواهد داشت.
هزینه این جنگ، آمریکایی تضعیف‌شده و هزاران قربانی، عمدتا در ایران و لبنان، بوده است؛ البته به ادعای واشنگتن ۱۳ نظامی آمریکایی نیز در بین کشته‌ها دیده می‌شود. صرف‌نظر از صحت و سقم ادعای واشنگتن درباره شمار کشته‌های آمریکایی، به باور لیندا بیلمز، کارشناس مالی جنگ در دانشگاه هاروارد، هزینه کلی و نهایی این جنگ، شامل بازسازی پایگاه‌های آمریکا در منطقه، جایگزینی تسلیحات مصرف‌شده و پرداخت سال‌ها مزایا به کهنه‌سربازان مجروح، به احتمال زیاد به یک تریلیون دلار خواهد رسید. به جای آنکه این پول در حوزه‌هایی همچون بیمه خدمات درمانی، دانشگاه و آموزش عالی، مراقبت از کودکان یا کمک‌های بشردوستانه هزینه شود، مبالغ هنگفتی در خلیج فارس هدر رفت. در پایان این مطلب خطاب به جنگ‌طلبان آمریکایی آمده است: بنابراین، هرچقدر می‌خواهید این توافق درباره جنگ ایران را محکوم کنید. اما تراژدی اصلی، خروج ترامپ از جنگ نیست، بلکه خود جنگ است. درسی که از تاریخ می‌آموزیم، این است که هرگاه مشتی جنگ‌طلب خودشیفته، وعده فتحی آسان، بی‌رنج و محنت بدهند، زنهار و برحذر باش.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.