آگاه: این آثار تصویری، دیگر تنها یک محصول مستند یا رسانهای به شمار نمیروند، بلکه به منزله بخشی از «زره فرهنگی» کشور در مواجهه با تهاجم رسانهای دشمن و بازآفرینی هویت ملی عمل میکنند. بستر این متن بر چگونگی تبدیل این سوگ ملی عمیق به یک مانور حماسی و نماد اقتدار سیاسی استوار است که در شعار محوری مراسم «بدرقه آقای شهید ایران»، یعنی «باید برخاست» و نشان رسمی آن، «مشت گرهکرده»، تجلی یافته است. تاخیرهای برگزاری مراسم تشییع که به دلیل ملاحظات امنیتی و نظامی جنگ سوم رخ داد، اگرچه مجموعه فرآیندهای جنبی را با چالش مواجه کرد اما فرصت بینظیری را برای پیشتولید دقیق، همافزایی سازمانهای فرهنگی و هماهنگی میان کارگردانان طراز اول سینمای مستند و داستانی فراهم آورد. مرجع تاریخی این حرکت عظیم رسانهای، پوشش تصویری تشییع تاریخی امام خمینی (ره) در سال ۱۳۶۸ است؛ جایی که مستند بدون کلام و واقعگرایانه جواد شمقدری با عنوان «آفتاب و عشق» به ماندگارترین سند آن رخداد تبدیل شد و مستندهای دیگر نظیر راشهای ضبطشده توسط مجید مجیدی شاید کمتر اما به خوبی در ذهن ماندند. با نگاه به تجارب گذشته، درصدد توضیح این مسئلهایم که چگونه سینماگران معاصر در سال ۱۴۰۵ تلاش میکنند تا با تکیه بر استانداردهای نوین روایی، فرآیند تصویربرداری را از قالبهای سنتی فراتر برده و سندی چندبعدی و فراتاریخی خلق کنند.
جدول زیر، آثار، سازندگان، سازمانهای متولی و گستره دربرگیری آنها را نشان میدهد:

مستند «مشاهدهگر» حامد شکیبانیا
حامد شکیبانیا به عنوان رئیس انجمن تهیهکنندگان سینمای مستند، هدایت کلانپروژه مستندسازی مشارکتی کشور را بر عهده دارد. ایده محوری شکیبانیا بر مبنای طراحی ساختاری بنا شده است که در آن، مستندسازان حاضر در مراسم با استفاده از تجهیزات استاندارد، بخشی از راشهای خود را در اختیار هسته مرکزی پروژه قرار میدهند تا در نهایت اثری جمعی و جامع شکل بگیرد. این اثر به گفته شکیبانیا به شیوه «مشاهدهگر» تولید میشود و تمرکز اصلی آن بر نمایش مفاهیمی چون حرکت کاروانهای عزاداری و خودروی حامل پیکر مطهر است که با شعار ملی «باید برخاست» تلاقی نشانهشناختی دارد.
شکیبانیا درباره چگونگی ایجاد انسجام در روایت این مستند با توجه به تعدد مکانهای فیلمبرداری در شهرها و کشورهای مختلف، توضیح میدهد: بنا بر پیشنهاد سازمان سینمایی، تصمیم بر این است که با یک فاصله زمانی به این ماجرا نگریسته شود تا بتوانیم روایتی لانگشات از واقعه ارائه دهیم. البته این به معنای نادیده گرفتن جزئیات نیست اما تمرکز اصلی ما بر یک قصه واحد است؛ قصه شهری که مهیا میشود و آیینی که لایههای مختلفی را دربر میگیرد.
این آیین شامل طیف گستردهای از فعالیتهاست؛ از کسانی که زیرساختها را آماده میکنند تا خادمینی که به مردم خدمترسانی کرده و نیروهای انتظامات و حفاظت که تامینکننده امنیت هستند. شیوه روایی ما در این پروژه، «مشاهدهگر» و مبتنی بر خط زمانی است که از مراحل آمادهسازی آغاز شده و تا مراسم تدفین ادامه مییابد. شکیبانیا همچنین تصریح کرد: هرچند شهرهای مختلف قصههای خاص خود را در این ماجرا دارند اما ما آگاهانه از درگیر شدن در سوژههای جزئی و قصههای حاشیهای پرهیز میکنیم، چراکه هر یک از آنها پتانسیل تبدیل شدن به یک مستند مستقل را دارند.
شکیبانیا برای تضمین انسجام فرمی و ساختاری اثر، اقدام به تدوین دستورالعملهای فنی و زیباییشناختی برای گروههای تصویربرداری کرده است. بر اساس تصمیمات اتخاذ شده، قاببندی مستند با فاصله زمانی و با رویکرد لانگشات به رخدادها نگاه خواهد کرد تا از فروکاستن این عظمت ملی به قصههای خرد یا حاشیهای پرهیز شود. نکته درخور توجه در این طرح، مواجهه با چهرههای برجسته سیاسی، مهمانان رسمی خارجی و فعالان فرهنگی است؛ بر اساس برنامهریزی شکیبانیا، این افراد فقط به عنوان بخشی از حضور طبیعی مردم در قاب دوربین ثبت خواهند شد و برنامه یا گفتوگوی اختصاصی با آنان صورت نخواهد گرفت تا اصالت مردمی واقعه مخدوش نشود.
پروژه دوم شکیبانیا که با مشارکت شبکه پرستیوی تولید میشود، دارای رویکردی واقعبینانه و فکتمحور برای مخاطب بینالمللی است. در این اثر، جنبههای احساسی مفرط کنترل شده و حضور میلیونها زائر به عنوان یک عینیت سیاسی و اجتماعی توصیف میشود.
پروژه ثبت آیین وداع حوزه هنری به سرپرستی رضا میرکریمی
رضا میرکریمی، سازنده آثار تحسینشده داستانی نظیر «یه حبه قند»، «دختر» و «قصر شیرین»، پس از سالها دوری از سینمای مستند، سرپرستی مستندسازان حوزه هنری را برای ثبت آیینهای وداع بر عهده گرفته است. تجربه میرکریمی در مدیریت هنری پروژههای تیمی بزرگ- مثل پروژه انیمیشنی «سرداران شهید» در سازمان سینمایی سوره که با وجود تداخلهای مدیریتی، پس از یک دهه با تغییر رویکردها از شبکه دو سیما پخش شد- او را به گزینهای بااهمیت برای سرپرستی این حرکت کارگاهی تبدیل کرده است.
میرکریمی با دعوت از مستندنگاران بنام، در تلاش است تا با تمرکز بر اراضی پلاک ۱۷۶ مشهد (محل احتمالی وداع مردم با پیکر مطهر) و مصلای تهران، روایتی عمیق و فردی از رابطههای عاطفی ملت با رهبر فقید خود ارائه دهد.
مستند «پهلوان جهان» بهروز افخمی
بهروز افخمی با پروژه سینمایی «حال خونیندلان ۲؛ پهلوان جهان» به تهیهکنندگی میثم کریمی، دنبالهای خلاقانه بر مستند کوتاه خود در سال ۱۳۶۹ ساخته است. افخمی با تمرکز بر پیوند فکری و عاطفی دلدادگان غیرایرانی، دوربین خود را به خارج از مرزها برده تا فرآیند حرکت شیفتگان انقلاب اسلامی از کشورهای همسایه نظیر عراق، آذربایجان و پاکستان را ثبت کند و مسیر سفر آنان را تا مشهد مقدس و مزار مطهر در حرم امام رضا (ع) پی بگیرد. این اثر محصول سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی است و میکوشد ابعاد انسانی، فرهنگی و فراملی این رویداد را از خلال روایتهای شخصی و سفرهای مخاطبان غیرایرانی به تصویر بکشد.
مستند بنیاد فرهنگی روایت فتح مهدی شامحمدی و ابهام حضور مهدویان
یکی از چالشهای پژوهش در این حوزه، تفکیک شایعات رسانهای از سازماندهی واقعی نیروهاست. گرچه در ابتدا تصور میشد محمدحسین مهدویان، فیلمساز پرکار سینمای ایران که کارنامهای درخشان در مستندسازی بحران دارد (از جمله مستند «ترور سرچشمه» درباره حادثه هفتم تیر)، هدایت یکی از تیمهای مستندسازی آیین تشییع را عهدهدار شود اما وی با انتشار متنی صریح، هرگونه برنامه برای تولید مستند از این آیین را تکذیب کرد.
با این حال، تاثیر ساختاری مهدویان در سال ۱۴۰۵ غیرقابل کتمان است؛ او به عنوان طراح و مؤلف سریال ۱۴ قسمتی «اهل ایران» (محصول مرکز سریال سوره و منتشر شده در پلتفرم شیدا)، در اواخر فروردین ۱۴۰۵ با همراهی ۱۱ کارگردان از جمله هادی مقدمدوست، هادی نائیجی، سجاد پهلوانزاده و محمد اسفندیاری، تصویری داستانی-اجتماعی از مقاومت مردم ایران زیر موشکباران جنگ ۴۰ روزه خلق کرد.
از سوی دیگر، مهدی شامحمدی، مستندساز بنام و کارگردان مستند «هجده هزارپا» و فیلم سینمایی «مجنون»، در ابتدا به عنوان همکار شکیبانیا در مرکز گسترش معرفی شد. اما به دلیل تعویقهای متعدد در مراسم تشییع و ضرورت آغاز فیلمبرداری پروژه سینمایی جدیدش با عنوان «جانشین» (محصول انجمن سینمای انقلاب و دفاع مقدس بنیاد فرهنگی روایت فتح پیرامون زندگی شهید حسین املاکی)، وی ناگزیر شد از کارگردانی اجرایی مستند تشییع مرکز گسترش انصراف دهد. شامحمدی در حال حاضر به عنوان مشاور عالی مستندسازان جوان مرکز گسترش فعالیت میکند، در حالی که به موازات آن، مستندی مستقل را برای بنیاد فرهنگی روایت فتح از آیین تشییع جلوی دوربین برده است.
کمی از عرصه صوت و تصویر و اجرا
جریان مستندسازی در سال ۱۴۰۵ با تولیدات فرهنگی جانبی که فضای حسی جامعه را تقویت میکنند، پیوندی ارگانیک دارد. انتشار آلبوم موسیقی ارکسترال کلاسیک «قائد شهید» با آهنگسازی امیرحسین سمیعی به همت دفتر موسیقی صداوسیما، ساختاری ۶ اپیزودی شامل قطعات عروج، پرواز، پدر، رستاخیز، فراق و وداع را پدید آورده است که با تلفیق بینظیر حماسه و سوگ، تاروپود صوتی مستندها و نماهنگهای تلویزیونی را تشکیل میدهد.
تغییرات کنداکتور رسانه ملی در این دوره نشاندهنده بسیج همهجانبه رسانهای است.
شبکه دو سیما برای ابراز همدردی با داغ ملت، پخش مجموعه نمایشی پرمخاطب «آقای قاضی» را به طور موقت متوقف کرد؛ در حالی که شبکه یک سیما پخش مینیسریال حماسی «سرخدار» را برای تقویت حس حراست از میهن روانه آنتن کرد.
در این میان، آثار نمایش روی صحنه نظیر مستندنمایش «قائد» به نویسندگی و کارگردانی پژمان شاهوردی از ۱۰ تا ۱۶ تیر در نقاط مختلف شهر تهران به تبیین وجوه شخصیتی رهبر شهید پرداختهاند. این نمایش که به صورت میدانی و کاملا مستند به سه زبان فارسی، انگلیسی و عربی تهیه و تولید شده است، دورههای مختلف زندگی رهبر شهید را از تولد، دوران قبل از انقلاب، دوران ریاست جمهوری، حضور ایشان در جبهههای جنگ، دوران رهبری و لحظه شهادت روایت میکند.
دوگانه قاببندی احساس و حقیقت
تکاپوی مستندسازی در سال ۱۴۰۵ فراتر از یک وظیفه آرشیوی، واجد ابعاد پدافندی است. در شرایط تجاوز نظامی جنگ سوم، تولید آثاری نظیر سریال اپیزودیک «اهل ایران» و همچنین «سرو، سپید، سرخ» (که در ۱۵ قسمت به بازنمایی هویت ملی پرداخت)، جامعه را در برابر شوک ناشی از هجمه خارجی مقاوم ساخت.
مستندنگاری آیین تشییع نیز به عنوان ابزاری برای به تصویر کشیدن انسجام درونی ملت، هرگونه گمانهزنی رسانههای معاند و غربی مبنی بر آشفتگی داخلی ایران را با چالش جدی مواجه میکند. این امر نشان از ارتقای جایگاه سینمای مستند به یک متغیر امنیت ملی دارد.
مستندسازان با تفکیک قاب روایی برای دو مخاطب داخلی و خارجی، به بلوغ روششناختی دست یافتهاند. این دوگانه روایی، گامی بزرگ در استانداردسازی مستندهای بحران در تراز جهانی است.
جامعه هنری ایران تحت شدیدترین فشارهای نظامی و روانی، توانسته است بزرگترین رویداد اجتماعی دهه را به شکلی علمی، منسجم و چندبعدی تصویربرداری کند. هماهنگی میان نهادهای بزرگی چون سازمان سینمایی کشور، حوزه هنری، بنیاد فرهنگی روایت فتح و سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، نویدبخش شکلگیری آرشیوی غنی و تاریخی است.
تصاویر ثبتشده در این ایام ملتهب، نه تنها مواد اولیه آثار راهیافته به بیستمین جشنواره ملی «سینماحقیقت» را تامین خواهد کرد، بلکه به عنوان منبعی ارجاعی برای نسلهای آینده، حقایق ناگفته جنگ سوم و عظمت بدرقه رهبر شهید را در پهنه تاریخ زنده نگه خواهد داشت.
این سند، ساختار روایی نوین و منسجمی را پیشنهاد میدهد تا تحلیلگران و مدیران فرهنگی بتوانند جریان تولیدات تصویری را با تکیه بر استانداردهای زیباییشناختی و واقعبینانه مدیریت کنند.
نظر شما