وزیر جنگ رژیم اسرائیل روز دوشنبه در اظهاراتی سخیف و تهدیدآمیز که نشان‌دهنده ماهیت تروریستی این رژیم است گفته ‌بود که این رژیم رهبر جمهوری اسلامی ایران را در فهرست اهداف خود قرار داده ‌است. یاوه‌گویی‌های او در ایران بی‌پاسخ نماند؛ از سکاندار دستگاه دیپلماسی تا فعالان سیاسی حسابی از خجالت او درآمدند.

پشت پرده یاوه‌گویی‌های جدید صهیونیست‌ها

آگاه: سیدعباس عراقچی روز چهارشنبه ۱۰ تیر با انتشار پیامی در شبکه اجتماعی ایکس در واکنش به اظهارات وزیر جنگ رژیم صهیونیستی با بیان اینکه مفاد تفاهم‌نامه اسلام‌آباد کاملا روشن است و همه می‌توانند آن را ملاحظه کنند، نوشت: رئیس‌جمهور آمریکا، ایالات متحده را متعهد کرده است که این جانور دست‌آموز خود در تل‌آویو را مهار کند. اگر آنها از فرمان ارباب خود سرپیچی ‌کنند، ایران به آنها درس لازم را خواهد داد. وی تاکید کرد: هرگونه تهدید علیه مردم و رهبری ما با پاسخی فوری و قدرتمند مواجه خواهد شد!
همچنین سیدنظام‌الدین موسوی، فعال سیاسی و رسانه‌ای و نماینده پیشین مجلس طی مطلبی در صفحه شخصی‌اش در فضای مجازی، آورده است: همین تهدید وزیر دفاع رژیم صهیونیستی علیه رهبر انقلاب -با توجه به سوابق تروریستی رژیم- کفایت می‌کند تا شورای عالی امنیت ملی همین امروز خروج از NPT و تغییر دکترین هسته‌ای ایران را تصویب و اعلام کند. تصویر خیلی روشن است: هیچ معاهده و توافقی، تضمین نیست؛ فقط و فقط بازدارندگی هسته‌ای!
اما پیرامون گستاخی و تهدیدات اخیر صهیونیست‌ها باید چند نکته مورد توجه قرار گیرد؛ اینکه دشمن آمریکایی و صهیونی پس از شکست در جنگ ۴۰‌روزه، به جای بازنگری در استراتژی‌های خود، به درشت‌گویی و تهدیدهای شدیدتر روی آورده است، که نشانه یک واکنش دفاعی است. به هرحال، وقتی یک قدرت برتر مانند آمریکا یا متحدانش با ایران و جبهه مقاومت وارد جنگ می‌شود، تمام معادلاتش بر پایه «برتری مطلق» قرار می‌گیرد. وقتی این برتری در میدان عمل شکست می‌خورد، آنها با یک بحران عمیق روبه‌رو می‌شوند.
برای یک ابرقدرت، پذیرش شکست در جنگ ۴۰ روزه آن هم کشوری که از دید آنها بنا بود ظرف سه روز و در نهایت یک هفته سقوط کند و تجزیه شود، یک ضربه مرگبار به اعتبار جهانی‌اش است. آنها باید به افکار عمومی خود و به متحدانشان ثابت کنند که شکست نخورده‌اند، بلکه فقط هدف‌های متفاوتی داشتند یا در حال بازسازی استراتژیک هستند. درشت‌گویی، ابزاری برای پوشاندن این زخم محسوب می‌شود. از منظر دیگر، آمریکا در جنگ ۴۰ روزه شکست خورد، هراس از نامش در منطقه کاهش یافت. حالا فرزند ناخلف او (رژیم آپارتاید اسرائیل) سعی می‌کند با تهدیدهای شدیدتر و ادعاهای توخالی، دوباره آن هراس را ایجاد کند تا کشورهای دیگر در منطقه جسارت پیدا نکنند و محور مقاومت را به ترس از گام‌های بعدی برانند. آمریکا و اسرائیل می‌دانند که پیروزی در میدان، باعث اعتمادبه‌نفس بالای ملت و نیروهای ایران شده است. تهدیدات جدید، تلاشی است برای اینکه این اعتمادبه‌نفس را به ترس و تردید تبدیل کنند و در ذهن مخاطب این پیام منتقل شود: «ما هنوز کارت‌های برنده‌مان را روی میز نگذاشته‌ایم.»
حال دو پرسش قابل طرح است: ۱-چرا در مقطع فعلی دوباره به یاوه‌گویی روی آورده‌اند؟ ۲-این تهدیدات به چه اندازه جدی است؟
آنچه مسلم است، پس از شکست در دو جنگ تحمیلی علیه ایران، تهدیدهای فعلی دشمن از تهاجم مستقیم و کلاسیک به سمت «جنگ ترکیبی یا هیبریدی» تغییر یافته است، چون پی برده‌اند در جنگ مستقیم نمی‌توانند مقابل ایران قد علم کنند؛ ایران ما ونزوئلا، عراق یا افغانستان نیست که به سادگی با جنگ بتوانند در خیابان‌های کشورمان جولان بدهند پس می‌کوشند، هم تهدید کنند و هم با تحریم‌های پیچیده‌تر، بر زندگی مردم فشار بیاورند تا هزینه مقاومت را برای آنها بالا ببرند. دلیل مهم‌تر نیز برگزاری مراسم تشییع آقای شهید در ایران است. ۱۳ تیر برگ دیگری از حماسه‌سازی در جغرافیای سیاسی این کشور پهناور رقم می‌خورد. رهبر شهیدمان که هرچه داریم از هدایت‌ها و رهبری مقتدرانه آن فرزانه حکیم است، هفته آینده در تهران و قم، عراق تشییع و در نهایت در جوار حرم امام رضا (ع) تدفین می‌شوند. قطعا حضور گسترده و پرشور ایرانیان و حتی مردم از سایر کشورها برای آمریکا و به‌خصوص سگ هار او بسیار سنگین تمام می‌شود، بنابراین برای آنکه صحنه‌های میلیونی و خودجوش مردمی در «جمهوری اسلامی» شکل نگیرد به تهدید روی آورده تا مردم صحنه را خالی کنند. بیچاره‌ها نمی‌دانند ایرانی‌ها با تهدید، شوق و ذوق بیشتری برای پیوستن به مراسم وداع با «پدر امت» پیدا می‌کنند. اما این جنس تهدیدات مقام اسرائیلی یک تهدید پوچ و توخالی است، چرا؟به دلیل آنکه اگر واقعا توانایی و نقشه‌ای عملی و موفق  داشتند، در سکوت کامل برنامه‌ریزی و اجرا می‌کردند، اما وقتی تهدیدها تبدیل به سروصدا و درشت‌گویی می‌شود، نشان می‌دهد دست‌شان کاملا خالی است؛ راهبرد جدیدی ندارند و می‌خواهند با «ترساندن»، زمان بخرند و از طریق بهره‌برداری روانی، آنچه را که در میدان جنگ از دست داده‌اند، به دست آورند.
 در مجموع، تهدید فعلی اسرائیلی‌ها در قبال ایران و ایرانیان، نه از روی قدرت، بلکه از روی «استیصال» است. آنها در حال حاضر با یک واقعیت تلخ روبه‌رو هستند؛ دوران ترس از ابرقدرت‌ها به پایان رسیده و دوران قدرتمندی اراده و ایمان مردم آزادی‌خواه و استقلال‌طلب آغاز شده است.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.