آگاه: تشییع پیکر رهبر شهید، با پیشبینی حضور دهها میلیونی در تهران، قم و مشهد، نه یک مراسم سوگواری صرف که رویدادی برای بازتعریف هویت جمعی امت اسلامی و نقطه عطفی در تداوم تمدن اسلامی است. آنچه این تشییع را از دیگر آیینهای مشابه متمایز میکند، دو ویژگی راهبردی است: نخست، وقوع آن در شرایط جنگ تحمیلی سوم و فشارهای چندوجهی نظام سلطه و دوم، حضور میلیونی مردمی که از اقشار مختلف و نقاط گوناگون کشور خود را به این آیین میرسانند. این نوشتار میکوشد تا با نگاهی فراتر از گزارشهای خبری، ابعاد تمدنی این تشییع را در بستر تاریخ ایران و جهان اسلام واکاوی کند و نشان دهد که چگونه یک آیین سوگ، میتواند به موتور محرک تمدنسازی بدل شود.
۱. تشییع و نسبت آن با تمدنسازی
نخستین پرسش بنیادین این است که چرا تشییع یک رهبر، میتواند به رویداد تمدنی بدل شود؟ پاسخ در مفهوم «هویت جمعی» نهفته است. از دیدگاه جامعهشناسی تمدن، تمدنها هنگامی بالنده میشوند که آیینهای جمعیشان، گذشته را به آینده پیوند دهد و مرگ رهبران را به فرصتی برای بازآفرینی آرمانها بدل کند. در سنت اسلامی، این الگو بهخوبی قابل ردیابی است: از تشییع پیامبر اعظم(ص) که پایههای جامعه نوپای مدینه را تحکیم بخشید، تا آیین اربعین حسینی که هر ساله میلیونها انسان را در مسیر کربلا گرد هم میآورد و هویت شیعی را بازتولید میکند. تشییع رهبر شهید نیز در همین سلسله قرار میگیرد؛ اما با یک تفاوت راهبردی اساسی: این تشییع، در چارچوب یک نظام سیاسی بالنده و در بحبوحه جنگ ترکیبی دشمن رخ میدهد و از اینرو، پیامهای چندلایهای برای جهان اسلام و نظام سلطه دارد.
در اندیشه تمدنی امام خمینی(ره) و مقام رهبری(مدظله)، همواره بر نقش «اراده جمعی» در ساختن تمدن اسلامی تاکید شده است. تشییع عظیم رهبر شهید، عینیت عینی این اراده جمعی است؛ جایی که مردم، نه از روی اجبار که از روی باور و عشق، در صحنه حضور مییابند و با این حضور، به دشمنان نشان میدهند که نظام اسلامی، بر پایه پشتیبانی مردمی زنده و پویا استوار است.
۲. ابعاد جامعهشناختی تشییع
از منظر جامعهشناسی سیاسی، حضور دهها میلیونی مردم از اقشار گوناگون، نشانه انسجام اجتماعی فراقشری است. این انسجام، سرمایهای است که دشمنان نمیتوانند آن را نادیده بگیرند. در شرایطی که دشمن، بهویژه در جنگ تحمیلی سوم، برنامه گستردهای برای القای ناامیدی و ایجاد شکاف اجتماعی طراحی کرده است، تشییع عظیم، پاسخی عملی و قاطع به این راهبرد است. تشییع، در واقع، یک همبستگی ملی-فراملی را به نمایش میگذارد که در آن، مرزهای طبقاتی، قومی و زبانی رنگ میبازد و «امت» جای «جمعیت» را میگیرد. علاوه بر این، تشییع رهبر شهید، کارکرد روانی مهمی نیز دارد. در شرایط بحران، جوامع به نمادهایی نیاز دارند که بتوانند بر اساس آنها، همبستگی خود را بازتعریف کنند. پیکر رهبر شهید، همچون نماد جمعی، این امکان را فراهم میآورد که جامعه ایران، دورهای از سوگ جمعی را تجربه کند و از دل آن، به همبستگی تازهای دست یابد. این همبستگی، نه فقط برای ایران که برای تمامی جریانهای مقاومت در جهان اسلام، پیامی امیدبخش دارد.
۳. تجربه تاریخی تشییعهای مهم در جمهوری اسلامی
در مقیاس تاریخی، تشییعهای مهم جمهوری اسلامی - از تشییع شهیدان انقلاب در بهمن ۱۳۵۷ تا تشییع حضرت امام (ره) در خرداد ۱۳۶۸ و تشییع سرداران مقاومت در سالهای اخیر - هر بار نشان دادند که مرگ رهبران، پایان راه نیست، بلکه آغاز فصل تازهای از حضور مردم است. در هر یک از این برههها، تشییع عظیم، به بازآفرینی سرمایههای اجتماعی و معنوی نظام انجامیده است.
اما تجربه تاریخی این تشییعها، درس مهم دیگری نیز به ما میدهد: تثبیت آثار این رویدادها، نیازمند ثبت و ضبط علمی و هنری آنهاست. تشییع حضرت امام (ره)، اگرچه در حافظه جمعی ثبت شد، اما فرصت نظریهپردازی تمدنی پیرامون آن، اندکی مورد غفلت قرار گرفت. این بار، با تشییع رهبر شهید، این فرصت دوباره فراهم شده است که همبستگی نمادین مردم را به یک گفتمان تمدنی ماندگار تبدیل کنیم؛ گفتمانی که نه فقط برای ایران که برای جهان اسلام، الهامبخش باشد.
نظام سلطه، این رویداد را بهمثابه تهدید مینگرد؛ نه بهدلیل پیکر یک شخص که بهخاطر همبستگی که تا سالها در وجدان جمعی امت باقی خواهد ماند. دشمنان جمهوری اسلامی، بهدرستی میدانند که تشییع عظیم، از هر سخنرانی سیاسی یا بیانیه دیپلماتیک، پیام قویتری برای جهان دارد.
نتیجهگیری
تشییع رهبر شهید، صرفا یک مراسم سوگ نیست؛ آیینی برای تولد دوباره تمدن اسلامی است. این رویداد، به جامعه علمی و رسانهای ایران و جهان اسلام هشدار میدهد که اگر بتوانند این همبستگی خاموش را به گفتمان تمدنی ماندگار تبدیل کنند، افق تمدن اسلامی از حافظهها زدوده نخواهد شد. تشییع دهها میلیونی، سنگ محکی است برای سنجش میزان بلوغ یک تمدن در مواجهه با بحرانها و ایران امروز، این آزمون را به فرصتی برای تثبیت گفتمان تمدنی خویش بدل خواهد کرد.
نظر شما