۲۰ تیر ۱۴۰۵ - ۲۲:۳۲
کد مطلب: ۲۳٬۶۶۷

تبیین حماسه مردم در تشییع آقای شهید

میثاق مقاومت در تراز تمدن

علیرضا احمدی قره‌زاغ _ نویسنده و پژوهشگر

وقتی خبر «شهادت ملکوتی رهبر مجاهد» در فضای جامعه می‌پیچد، نخستین لرزه بر پیکر دوستداران او می‌افتد؛ غمی سهمگین که گویی کوه را از جا برمی‌کند. اما در اندیشه و سیره سیاسی-اجتماعی اسلام ناب، این «فقدان»، نقطه پایان نیست، بلکه سرآغاز یک «میدان بازدارندگی» است.

آگاه: حضور خروشان مردم در خیابان‌ها، دیگر نه یک «مجلس عزا» به معنای متعارف آن، که به تعبیر دقیق، یک «رژه قدرت» در برابر دیدگان مبهوت استکبار جهانی است. آنچه در این تجمعات رخ می‌دهد، تجلی عینی یک دکترین پیچیده در حوزه امنیت ملی و قدرت نرم است؛ جایی که «عاطفه» به «استراتژی» تبدیل می‌شود.
در منظومه معرفتی اسلام، هر حرکتی که دشمنان خدا را خشمگین کند، در زمره «عمل صالح» قرار می‌گیرد. خداوند در آیه ۱۲۰ سوره مبارکه توبه می‌فرماید: «لَا یُصِیبُهُمْ ظَمَأٌ وَلَا نَصَبٌ وَلَا مَخْمَصَةٌ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَلَا یَطَئُونَ مَوْطِئا یَغِیظُ الْکُفَّارَ…»؛ هیچ تشنگی و رنج و گرسنگی در راه خدا به آنان نمی‌رسد و هیچ گامی در سرزمینی برنمی‌دارند که کافران را به خشم آورد، مگر اینکه برای هر یک از اینها، پاداشی در برابر آن نوشته می‌شود.
این «گام‌های استوار مردم» در تشییع پیکر رهبر مجاهد، دقیقا مصداق «وَطْء» (گام نهادن) در این آیه است. وقتی سیل جمعیت با گام‌های خود خیابان‌ها را پر می‌کند، این حضور نه صرفا یک سوگواری، بلکه یک کنش سیاسی به‌شدت راهبردی است. پیام این گام‌ها برای دشمن روشن است: «این راه ناتمام نیست.»
در تراز تمدنی، این حضور، «حیات راهبردی» شهید را پس از حیات مادی‌اش اثبات می‌کند. در واقع، حضور مردم، ضریب نفوذ رهبر شهید را تکثیر می‌کند. اگر دشمن تصور می‌کرد با حذف فیزیکی، می‌تواند ماشین محاسباتی مقاومت را از کار بیندازد، حضور اقیانوس‌گونه مردم، او را در محاسباتش دچار «خطای استراتژیک» می‌کند. مردم با گام‌هایشان، «مکتب» را جایگزین «شخص» می‌کنند. این یعنی گذار از مرحله آسیب‌پذیری به مرحله «بازدارندگی تمدنی.»
در تحلیل‌های کلاسیک علوم سیاسی، معمولا مناسک تدفین را در ذیل مباحث روان‌شناختی یا جامعه‌شناختی بررسی می‌کنند؛ اما در تجربه انقلاب اسلامی، تشییع رهبران، یک «پدیده امنیت ملی» است. چرا؟ چون این حضور، بزرگ‌ترین «رزمایش اقتدار» است.
وقتی ملتی پس از سال‌ها جهاد و فراز و فرود، در لحظه شهادت رهبرش، این‌چنین خروشان به صحنه می‌آید، دشمن متخاصم مجبور است پارامترهای جدیدی را در میز محاسبات خود وارد کند. او متوجه می‌شود که «سرمایه اجتماعی» در این نظام، پیوندی ارگانیک با آرمان‌ها دارد، نه با اشخاص. این حضور، «پیام ثبات» مخابره می‌کند؛ پیامی که به جهانیان می‌گوید: «ساختار قدرت در اینجا، قائم به ذات و ریشه‌دار است و با هیچ حذف فیزیکی، متزلزل نمی‌شود.»
بنابراین، آن «خشم» دشمن که در آیه ۱۲۰ توبه به آن اشاره شده، دقیقا همین‌جاست؛ خشم از اینکه «پروژه حذف» شکست خورده است. دشمن می‌بیند که مرگ، نه تنها پایان رهبر مجاهد نیست، بلکه نقطه زایش دوباره آرمان‌های او در رگ‌های میلیون‌ها انسان است.
این حضور حماسی، فراتر از یک سوگواری سنتی، یک «تجدید میثاق عملیاتی» است. مردم با حضور خود، به دشمن ثابت می‌کنند که «خط مقاومت» در تراز یک تمدن عمل می‌کند. در تمدن‌های مادی، با رفتن سران، نظام‌ها فرومی‌پاشند یا دچار گسست می‌شوند، اما در تمدن مبتنی بر «عمل صالح» و «ولایت»، هر تشییع، یک «تولید قدرت جدید» است.
این گام‌ها، صدای خرد شدن استخوان‌های محاسبات دشمن است. این حضور، نشان می‌دهد که ملت ایران، فراتر از عواطف، به یک «بلوغ راهبردی» رسیده است که می‌داند چگونه از دل بزرگ‌ترین مصیبت‌ها، بزرگ‌ترین «نمایش قدرت» را استخراج کند. رهبر شهید، امروز در میان این گام‌ها زنده‌تر از همیشه است؛ چرا که او دیگر یک فرد نیست، بلکه یک «مکتب» است که در جان و گام‌های این مردم جاری شده است. در این میدان، پیروز نهایی نه آن‌کس که ضربه را وارد کرده، بلکه آن ملتی است که پس از ضربه، منسجم‌تر، هوشیارتر و مقتدرتر از همیشه، گام برمی‌دارد. این است معنای دقیق «حیات پس از شهادت» و این است تفسیر «عمل صالحی که دشمن را به خشم می‌آورد.»

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.