۲۳ تیر ۱۴۰۵ - ۱۱:۴۲
کد مطلب: ۲۳٬۷۳۸

مه‌گرفتگی روزمره

مجتبی مشهدی محمد _ دبیر گروه فرهنگ

آگاه: ما شب را با شنیدن تیترهای نگران‌کننده خبری به پایان می‌بریم و صبح را با چشمانی که به دنبال نرخ‌های تازه ارز و سکه می‌گردد، آغاز می‌کنیم. در این میان، بازار ارز به کانونی تبدیل شده که همه در انتظار «ترکیدن» قیمت دلارند، غافل از اینکه همین انتظار، خود التهاب را دامن می‌زند. نظام بانکی نیز در ماه‌های اخیر با حملات سایبری و اختلالات گسترده‌ای روبه‌رو شده که دسترسی مردم به پول خود را برای ساعاتی یا روزهایی قطع می‌کند و زندگی عادی را به کابوسی اضطراب‌آور بدل می‌سازد. کشور نیز در فضایی مبهم میان نه جنگ و نه صلح بسر می‌برد و گزارش‌های رسمی، چنان با واقعیت محسوس مردم فاصله دارند که شکاف اعتماد را روزبه‌روز عمیق‌تر می‌کنند. در این خلاصه فشرده، تصویر کلی سرگشتگی امروز ترسیم می‌شود؛ سرگشتگی‌ای که ریشه در ناترازی‌های اقتصادی، آسیب‌پذیری زیرساخت‌ها و نبود شفافیت دارد و هزینه سنگین آن را طبقات متوسط و پایین جامعه با سفره‌های کوچک‌تر و خواب‌های آشفته‌تر می‌پردازند.
اما در میان این همه بحران به‌ظاهر بیرونی، آنچه بیش از هر عامل دیگری بر تداوم این چرخه معیوب می‌افزاید، گم‌شدگی مفهوم «مسئولیت» در سطح مدیریت کشور است. مسئولیت، در عمیق‌ترین معنای خود، هرگز به «نشستن بر مسند» یا «صدور بخشنامه» خلاصه نمی‌شود؛ مسئولیت، نخست یک تعهد اخلاقی است به «امانت»؛ امانتی که در قبال آن، مدیران باید پاسخگوی خون دل‌هایی باشند که هر روز در مسیر گرانی و بی‌سامانی ریخته می‌شود. این تعهد اخلاقی، سه رکن اساسی دارد: شفافیت در گفتار، پیش‌بینی در رفتار و همدلی در تصمیم‌گیری. شفافیت یعنی آنکه مدیران از بیان واقعیت، هرچند تلخ، هراس نداشته باشند و به جای ارائه آمارهای فریبنده یا گزارش‌های ناقص، تصویر روشنی از وضعیت موجود ترسیم کنند تا مردم بر اساس حقیقت، نه بر اساس شایعه، برای زندگی خود برنامه بریزند. پیش‌بینی، یعنی آنکه گردانندگان امور، به جای واکنش‌های مقطعی و درمان‌های پس‌ از وقوع، با نگاهی راهبردی، بسترهای بحران را از ماه‌ها پیش شناسایی کنند؛ خواه در حوزه امنیت سایبری بانک‌ها، خواه در مدیریت نقدینگی و ارز و خواه در دیپلماسی اقتصادی و همدلی. یعنی آنکه مدیران، پیش از هر تصمیم، خود را جای مادری بگذارند که برای خرید مواد غذایی ماهانه ناچار است هر روز حساب و کتابی تازه کند یا جای بازنشسته‌ای که سرمایه عمرش را در رقمی می‌بیند که هر ساعت رنگ عوض می‌کند. اگر همدلی در متن تصمیم‌گیری نباشد، هر سیاستی، هرچند از منظر اعداد درست باشد، در سطح زندگی مردم بیگانه و نامأنوس جلوه خواهد کرد.
متاسفانه، آنچه امروز بیش از هر چیز در رفتار بسیاری از مدیران به چشم می‌خورد، فاصله عمیقی است که میان گزارش‌ها و حتی سکوت خوش‌بینانه آنان با واقعیت محسوس کوچه و بازار شکل گرفته است. مدیرانی که از عملکرد سخن می‌گویند، اما چشم خود را بر افزایش سرسام‌آور اجاره‌بها و هزینه‌های درمان و تحصیل می‌بندند یا از کنترل تورم و برنامه‌های عجیب می‌گویند، در حالی که سبد خرید خانوارهای کم‌درآمد هر روز سبک‌تر می‌شود. این شکاف میان گفته و دیده، نه تنها اعتماد عمومی را خدشه‌دار می‌کند، بلکه به تدریج ذهنیت «گزارش ناقص» را در اذهان نهادینه می‌سازد؛ ذهنیتی که خود، بزرگ‌ترین سد در برابر مشارکت مردمی و همبستگی ملی است. فراتر از آن، گاهی مدیران با تکیه بر مصلحت‌اندیشی کوتاه‌مدت، از پذیرش اشتباهات گذشته سر باز می‌زنند و بدین‌ترتیب، فرصت بازآموزی و اصلاح ساختارها را از دست می‌دهند. غافل از اینکه اعتماد عمومی، چون شیشه‌ای ظریف است که با هر ترک، بازسازی آن به مراتب دشوارتر از ترمیم یک شاخص آماری خواهد بود. در این میان، باید پرسید که آیا تداوم این وضعیت، نتیجه یک «روال طبیعی» است؟ هرگز! زیرا صبر مردم، سرمایه‌ای بی‌نهایت نیست و روزی خواهد رسید که هزینه این روزمرگی فراموش‌کارانه، از حوصله جامعه خارج شود. مسئولان امروز، بیش از هر زمان دیگری، نیازمند بازگشت به اصل «امانت» و بازخوانی تکالیف خویش در قبال شهروندان هستند. آنان باید به خاطر داشته باشند که صندلی مدیریت، نه یک تخت پادشاهی موقت، که یک تکلیف روزانه برای پاسخگویی است؛ پاسخی که در آن مردم، نه تماشاگر نوسان‌ها، که صاحبان اصلی حق نظارت و مطالبه‌گری هستند. مسئولیت واقعی، یعنی آنکه مدیر، هر صبح با این پرسش از خواب برخیزد که «امروز برای کاستن از دغدغه یک کارگر، یک بازنشسته یا یک جوان بیکار، چه کرده‌ام؟» و هر شب، پیش از آنکه چشم ببندد، گزارشی صادقانه از عملکرد خود در برابر وجدان خویش و افکار عمومی تنظیم کند. راه برون‌رفت از این سرگشتگی، نه در انتظار معجزه، که در بازتعریف همین رابطه امانت‌وار میان مردم و حاکمیت است؛ رابطه‌ای که در آن، مدیران، از سکوت، پنهان‌کاری و گزارش‌های فریبنده دست بردارند و مردم نیز با نقدی سازنده و مطالبه‌ای به‌حق، چرخه پاسخگویی را به گردش درآورند. باشد که روزی نه چندان دور، شب‌ها نه با هراس از نرخ‌نامه‌های فردا، که با آرامش خیال به خواب برویم و صبح‌ها، نه با چشم‌داشت اخبار ناگوار، که با امید به تدبیر و عدالت، روز خود را آغاز کنیم. آن روز، بار دیگر معنی واقعی «مسئولیت» را در عمل درک خواهیم کرد؛ مسئولیتی که نه یک عنوان تشریفاتی، که روح حیاتی هر نظام مدیریتی کارآمد است.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.