مجتبی مشهدی محمد ـ دبیر گروه فرهنگ
-
آموختن از گذشته
گذشت زمان و فاصله گرفتن از روزهای سخت دفاع مقدس و حتی جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونیستی، باعث شده تا بسیاری از تجربههای گرانبها و دستورالعملهای حیاتی دوران جنگ، در حافظه تاریخی و عملکرد اجتماعی جامعه رنگ ببازد. امروز و در پی تجاوز مجدد ائتلاف آمریکایی-صهیونیستی به سرزمینمان، ما با این واقعیت تلخ روبهرو هستیم که بخش مهمی از آمادگیهای لازم مورد غفلت قرار گرفته است. اکنون که آتش جنگ دوباره شعلهور شده است، مرور مجدد این اصول و تذکر مداوم به خود و دیگران، نه یک توصیه ساده، بلکه یک ضرورت اجتنابناپذیر برای حفظ امنیت و پایداری ملی است.
-
ایران؛ جاودان در برابر توفانها
در این روزهای پرتلاطم و اندوهبار که سایه سنگین جنگ بر سرزمین ایران گسترده شده، نخست باید با قلبی آکنده از غم، به عزای ملی بزرگ ملت ایران اشاره کنیم: شهادت آیتالله سیدعلی خامنهای، رهبر انقلاب اسلامی، در حملات هوایی مشترک آمریکا و اسرائیل در روز ۹ اسفند. این ضایعه عظیم، که همراه با کشته شدن شمار بسیاری از فرماندهان ارشد و مسئولان کلیدی نظام بود، نه تنها یک فقدان شخصی برای میلیونها ایرانی و مسلمان در جهان، بلکه ضربهای سنگین به ساختار کشور تلقی میشود. مراسم عزاداری نه تنها در تهران و دیگر شهرهای ایران، بلکه در دیگر کشورها، با حضور گسترده مردم، نمادی از وحدت در سوگ و عزم برای ادامه مسیر بوده است.
-
انتظارات ساختنی
در دنیای پرسرعت امروز که شبکههای اجتماعی، رسانهها و فرهنگ مصرفگرا هر لحظه انتظارات ما را شکل میدهند، اغلب فراموش میکنیم که این انتظارات نه تنها بر زندگی فردیمان تاثیر میگذارند، بلکه بر جامعه و حتی سیارهمان نیز سایه میاندازند.
-
بازگشت از دیگر سو
این روزها اگر کمی دقیقتر به چهرههای اطرافمان نگاه کنیم یا حتی لحظهای در چتهای خانوادگی و گروههای مجازی مکث کنیم، حرف مشترک بسیاری از مردم همین یک کلمه است: خستهایم. خستگیای که دیگر فقط از کار و راه و ترافیک نیست؛ خستگیای عمیقتر، روحی و عاطفی که انگار روی سینه همه سنگینی میکند. آمارهای رسمی وزارت بهداشت هم این حس را تایید میکنند؛ بر اساس آخرین پیمایشهای ملی، حدود ۲۵ درصد جمعیت کشور با حداقل یک اختلال روانی دستوپنجه نرم میکنند و افسردگی و اضطراب همچنان شایعترینشان هستند. افسردگی در ایران با شیوع نزدیک به ۱۳درصد، تقریبا دو برابر میانگین جهانی گزارش شده و این رقم در میان جوانان و نوجوانان حتی بالاتر هم میرود.
-
باز اندیشی
خانه برای بسیاری از ما، تعریف محل آرامش دارد. جایی برای اسکان، دلآرامی و رفع نگرانی. اما امروز، اگر این خانه را وطن بدانیم، گاهی جایی است که روزها در ترافیک سنگین شهرهای بزرگ میگذرد، هوا گاهی نفس را تنگ میکند و شبها نگرانی از قطعی آب یا برق همراه ماست. آنچه زمانی آرامشبخش بود، حالا گاهی خستگی بیشتری به همراه دارد. ترافیک طولانی، آلودگی هوا در فصول مختلف، خشکسالی که تالابها را خشک کرده و ریزگردها را به شهرها آورده و تورم بالا که قدرت خرید را کاهش داده و بخشی از واقعیت روزمره میلیونها نفر در ایران شده است.
-
منتظران عدالت
در آستانه نیمه شعبان، روزی که آسمانها و زمین به شادی ولادت حضرت مهدی موعود (عج) نورباران میشود، ملت بزرگ ایران بار دیگر فرصتی مغتنم مییابد تا در میان چالشهای خود، به یادآوری عهد الهی با امام عصر بپردازد.
-
فرصتی که میسوزد
در هفتههای اخیر، با اعمال محدودیتهای دسترسی به اینترنت، بسیاری از خانوادهها و جوانان به ناچار به رسانههای سنتی روی آوردند.
-
چرا در قفس هیچ کسی کرکس نیست؟
بر خلاف آنچه در فرهنگ و ادب ما آمده و از قدیم به ما توصیه شده که عیوب خود را ببین و عیوب دیگران را بپوشان، روزگاری است که تلاش بسیار داریم در ندیدن عیوب خود و فریاد زدن عیوب دیگران. همین که اندکی کوتاهی در شخصی پیدا شود، رسوایی برپا میکنیم و جار میزنیم که ببینید فلانی چنین است و چنان! مباد با او بنشینید و زنهار که از او کناره بگیرید.
-
در میان بحران
در روزهای اخیر، کشور درگیر مسئله امنیتی مهمی شده که عوارض آن گریبانگیر بخشهای بزرگی از جامعه شده است. از بازار که نگران کسب و کار خود است تا خانواده که نگران معیشت است، همه در اضطراب این بحران پیشآمده بهسر میبرند.
-
التیام با گفتوگو
در پایان سال ۱۴۰۴، جامعه ایران همچنان با فشارهای اقتصادی سنگین روبهرو است. تورم بالا، کاهش قدرت خرید، گرانی کالاهای روزمره و نگرانی از آینده، زندگی بسیاری از خانوادهها را دشوار کرده است. پشت این دشواریها، خشم فروخوردهای نهفته که سالها در دل مردم جمع شده، خشم از احساس ناکامی، از دوری از آرامش و رفاهی که حق طبیعی هر شهروندی است.
-
مردم همراه
صبح از خواب برمیخیزیم، موبایل را چک میکنیم، اخبار ناگوار، قیمت ارز را چک میکنیم، قیمت طلا، قیمت خودرو، رشد لحظهای تمام قیمتها را میبینیم، راهی خیابان میشویم، قیمت ملزومات روزمره زندگی رشد کرده، همه اخم کردهاند و چهرهها درهم است. در محل کار، در خانه، در خیابان، همه جا صحبت از قیمت و تورم است و معیشت تنگ شده. نگرانی همهگیر و اضطراب فراوان. ایرانیانی که به طنز شهره بودند، همچنان طنز تلخ و گزنده را ادامه میدهند، اما این بار دیگر خبری از طنزدرمانی نیست، وضعیت فرق کرده.
-
فرصتی به سوی بیداری
با آغاز ماه رجبالمرجب، جامعه اسلامی ایران وارد دورهای پربرکت میشود که در آموزههای دینی به «ماه خدا» شهرت یافته است. این ماه، یکی از ماههای حرام و مقدمهای ارزشمند برای ماههای شعبان و رمضان بهشمار میرود و فرصتی مغتنم برای توبه، استغفار و تقویت پیوند با خداوند متعال فراهم میآورد.
-
جشن نور، مهر و پیوستگی
با نزدیک شدن به شب یلدا، طولانیترین شب سال، فرصتی ارزشمند برای بازنگری در یکی از زیباترین و ماندگارترین جنبههای این آیین کهن ایرانی پیشمیآید: تقویت همدلی و پیوستگی خانوادگی. یلدا، بیش از آنکه تنها جشنی فصلی باشد، نمادی از گردهمایی خویشان، مهربانی متقابل و استحکام بنیان خانواده است؛ بنیانی که در فرهنگ ایرانی همواره ستون اصلی جامعه به شمار رفته است.
-
از فرصت تا حسرت
ما ایرانیها در از دست دادن فرصتهای تاریخی، استعداد عجیبی داریم. شیراز سالها پیش میتوانست پایتخت فرهنگی جهان اسلام شود، اما بودجهاش را به برجسازی تهران دادند. یزد وقتی در فهرست میراث جهانی ثبت شد، هنوز فرودگاه بینالمللی نداشت و گردشگرانش را به اصفهان فرستادند.
-
هویت از دست رفته
ما مدتهاست که زندگی را زندگی نمیکنیم؛ آن را «تولید محتوا» میکنیم. سفر میرویم تا استوری بگذاریم، غذایی سر سفره میگذاریم که عکسش خوشرنگ باشد، لباسی میپوشیم تا با تم یکدست عکسهای اینستاگرام هماهنگ باشد، حتی سوگواریمان نیز باید زیبا و قاببندیشده باشد: پسزمینه مشکی، یک شاخه رز سفید، نقل قولی انگلیسی از پائولو کوئلیو. غم واقعی، غمی که لایک نمیآورد، جایی در این قاب ندارد.
-
هنوز تمام نشدهایم!
در این روزها که تورم هر روز نام تازهای بر سفرههایمان مینشاند، که حقوق پایان ماه پیش از رسیدن به نیمه ماه تمام میشود، که بیماران به دنبال دارو هستند و در تلاشیم آینده فرزندانمان مبهم نباشد، کاملا طبیعی و کاملا بهحق است اگر کسی بپرسد: «این همه حرف از فرهنگ و تاریخ و ادب و شعر، در این تنگنای معیشت به چه کار میآید؟»
-
تقویت دیجیتال خانواده
در فرهنگ ایرانی، خانواده همیشه بیش از یک نهاد اجتماعی بوده؛ پناهگاهی مقدس، منبع هویت و ستون اصلی زندگی جمعی. حساسیت عمیق مردم ایران به خانواده، ریشه در تاریخ، ارزشهای اخلاقی و پیوندهای عاطفی دارد. اما در صد سال اخیر، این حساسیت دستخوش تحولاتی شده است؛ نه کاهش ارزش و حساسیت، بلکه دگرگونی در شکل و محتوا. از ساختار گسترده و وظیفهمحور به خانوادهای هستهای و عاطفهمحور، اما همچنان استوار و حیاتی.
-
کارشناسی کاغذی
در ابتدای هر پروژه، کارشناسان گرد هم جمع میشوند تا نظرات خود را بهعنوان سند اولیه کارشناسی ثبت کنند که مبادا پروژه از خط اساسی خود خارج شود. اسناد اساسی تنظیم میشوند و مبنای انجام کار قرار میگیرند. چنان سفت و سخت که گویی تخطی از آنها، تخطی از فرمان پروردگار است. بهطور خاص در حوزه فرهنگی و گردشگری، شاهد چنین اسناد پایهای هستیم. اما واقعا این اسناد، کارایی لازم را دارند؟
-
به دنبال راهکار
امروز، چالشهای بزرگی مانند ترافیک سنگین شهرها، آلودگی هوا، نابرابری اقتصادی و خستگی اجتماعی، بیش از آنکه صرفا اشتباهات مدیریتی باشند، نشانههایی از یک مشکل عمیقتر در روش توسعه جامعه و اقتصاد ما هستند.
-
پایان تعارض منافع
در فرهنگ ایرانی، تعارض منافع، آن هم در قالب پارتیبازی و استفاده از روابط شخصی برای کسب امتیاز، مثل خاری در چشم جامعه است؛ هم رایج است و هم منفور.
-
شاید فرصتی دیگر
فرهنگ ایران، با ریشههایی عمیق در تاریخ و تمدن چند هزار ساله، امروز در برابر چالشی بزرگ قرار دارد: نفوذ فرهنگ جهانی در زندگی روزمره، بهویژه در میان نسل جوان. شبکههای اجتماعی، فیلمها و موسیقی خارجی و سبک زندگی مصرفگرایانهای که از طریق اینترنت ترویج میشود، بهتدریج فاصلهای بین نسل جدید و ارزشهای اصیل ایرانی-اسلامی ایجاد کرده است. این دگرگونی نهتنها هویت فرهنگی ما را تهدید میکند، بلکه پرسشهایی جدی درباره چگونگی حفظ این میراث گرانبها در برابر موج جهانیسازی به وجود آورده است.
-
آینه مسیر پیش رو
ایران، سرزمینی با تمدنی چند هزارساله، همواره در آینه گذشته خود مینگرد. از شاهنامه فردوسی که حماسههای اساطیری را روایت میکند تا غزلهای عاشقانه حافظ و پندهای سعدی، فرهنگ ایرانی پر است از افتخار به گذشتهای که ریشههای هویت ماست.
-
پرهیاهوی پرفریب
در کوچهپسکوچههای شهرهای ایران، از تهران پرهیاهو تا روستاهای کوچک، یک نگرانی مشترک قلب خانوادهها را به تپش واداشته: «بچههای ما کجا دارند میروند؟» این سوال، نه فقط در گپهای خانوادگی و دور سفره شام، که در گروههای والدین، صفحات فضای مجازی و حتی گعدههای محلهای بارها تکرار میشود. دانشآموزان، بهویژه نوجوانان، ساعتهای طولانی از روز را در دنیای مجازی و شبکههای اجتماعی غرق شدهاند؛ دنیایی پر از کلیپهای کوتاه، تصاویر پرزرق و برق و سبک زندگیای که اغلب با واقعیتهای جامعه ایران فاصلهای عمیق دارد. این غرق شدن، نهتنها درس و مشقشان را به حاشیه رانده، بلکه هویت و رفتارشان را هم به چالش کشیده است.
-
نمایش موفقیت
در دنیای پرسرعت روابط اجتماعی امروز، پز دادن یا همان خودنمایی، به یکی از چالشهای پنهان جوامع تبدیل شده است.
-
ایران جان، برای نصف جهان
در آستانه پاییز ۱۴۰۴ که نسیم زایندهرود نوید احیای آن را میدهد، رویداد «ایران جان؛ اصفهان ایران» از ۲۲ تا ۲۸ شهریور، همچون نگینی در قلب نصف جهان درخشید.
-
وطنپرستی، انتخاب اجتماعی
در دنیای پرتلاطم امروز، جایی که مرزهای جغرافیایی گاهی محو میشوند و هویتهای ملی زیر فشار جهانیسازی قرار میگیرند، مفهوم میهنپرستی همچنان یکی از ستونهای اصلی جوامع بشری باقی مانده است.
-
هوش مصنوعی چگونه زندگی ما را متحول کرد
از رویای تورینگ تا میدان جنگ
مجتبی مشهدی محمد، دبیر گروه فرهنگ : هوش مصنوعی Artificial Intelligence یا AI، یکی از تاثیرگذارترین فناوریهای قرن بیست و یکم، مانند شمشیری دو لبه است: ابزاری برای پیشرفتهای خیرهکننده در علم و زندگی روزمره اما درعینحال، نیرویی که در صورت استفاده نادرست، میتواند پیامدهای فاجعهبار به همراه داشته باشد. این فناوری که ریشههایش به دهههای اولیه قرن بیستم بازمیگردد، امروز در همهجا حضور دارد؛ از گوشیهای هوشمند در جیبهایمان تا آزمایشگاههای علمی پیشرفته و حتی میدانهای نبرد مدرن، اما هوش مصنوعی چیست؟ چگونه به وجود آمد؟ چگونه در زندگی روزمره و علم به کار میرود؟ چرا استفاده آن در جنگ، بهویژه در درگیریهای اسرائیل علیه غزه و ایران، بحثهای اخلاقی گستردهای را برانگیخته است؟
-
سالروز درگذشت جلال آلاحمد و مرور زندگی کوتاه و پربار او
نگاه نقادانه به دنیا
مجتبی مشهدی محمد، دبیر گروه فرهنگ : در سالگرد درگذشت جلال آلاحمد، نگاهی میکنیم به زندگی او، جریان پرفرازونشیب فکری این زندگی کوتاه و تاثیر عمیقی که این مرد در فرهنگ ایران گذاشت. جلال آلاحمد واسع «غربزدگی» در ایران بود. کسی بود که در نقد اجتماعی، نگاهی نو ایجاد کرد و تلاش کرد نگاه خود و همنسلان خود را با زوایای جدیدی از دنیا آشنا کند.
-
کنکور و هزار حرف و حدیث
با اعلام نتایج کنکور سراسری ۱۴۰۴، موجی از بحثها درباره وضعیت مالی نفرات برتر و ارتباط آن با رتبههای کسبشده به راه افتاده است. برخی معتقدند همه رتبههای برتر از خانوادههای مرفه هستند، ادعایی که به نابرابریهای آموزشی و اقتصادی در ایران اشاره دارد. اما آیا واقعا درآمد خانواده، تعیینکننده موفقیت در کنکور است؟ این موضوع نیازمند نگاهی دقیق به دادهها و شواهد موجود است.
-
زنگ خطر بیسوادی
با نزدیک شدن به شروع سال تحصیلی، مجددا اعلام میانگین نمرات امتحانات نهایی دانشآموزان پایه دوازدهم در استانهای مختلف ایران، تصویری نگرانکننده از وضعیت آموزش کشور ترسیم کرده است. بر اساس دادههای اخیر وزارت آموزش و پرورش برای امتحانات خرداد ۱۴۰۴، میانگین کشوری نمرات حدود ۹.۹۴ از ۲۰ است؛ عددی که خود بهتنهایی حکایت از افت کیفیت آموزشی دارد، اما آنچه بیش از پیش نگرانکننده است، شکاف عمیق میان استانهاست: از میانگین ۱۲.۴ در یزد تا ۷.۷۳ در سیستان و بلوچستان، تفاوتها گاهی به بیش از چهار نمره میرسد. این ارقام نهتنها یک نابرابری آموزشی، بلکه یک بحران اجتماعی و اقتصادی را فریاد میزنند.