مجتبی مشهدی محمد ـ دبیر گروه فرهنگ
-
امید واقعبینانه
در روزهای اخیر، خبر امضای یادداشت تفاهم مقدماتی میان جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا، گامی مهم در مسیر کاهش تنشها، پایان درگیریهای نظامی در جبهههای گوناگون، بازگشایی تنگه هرمز برای کشتیرانی و فراهم شدن زمینه فروش محدود نفت و آزادسازی بخشی از داراییهای ملت به نظر میرسد.
-
رویای بر باد
در گذشته، اشاره کرده بودیم که بلاتکلیفی و تغییرات لحظه آخر در تقویم آموزشی، چیزی جز «بینظمی و روان آشفته» برای دانشآموزان به همراه ندارد. استدلال ما آن زمان روشن بود: وقتی یک دانشآموز ماهها خود را بر اساس تاریخهای قطعی اعلامشده برای امتحانات نهایی و کنکور آماده میکند، هر گونه تردید یا جابهجایی در آن تاریخها، حتی اگر به نیت کمک باشد، مانند ترمز ناگهانی در مسیر مستقیم عمل میکند و چیزی جز فرسایش ذهنی، سردرگمی و از دست رفتن تمرکز به بار نمیآورد. این گزاره، یک پیشبینی ساده نبود؛ گزارهای بود برآمده از تجربههای تلخ سالها.
-
آموزش بینظم؛ روان آشفته
در هر نظام آموزشی، آزمونها تنها ابزاری برای سنجش دانش و مهارت دانشآموزان نیستند؛ آنها بخشی از یک فرآیند بزرگتر هستند که بر پایه برنامهریزی، نظم و پیشبینیپذیری شکل میگیرد.
-
مهارت بقا
از اوایل سال گذشته تا امروز، ایران درگیر جنگهای تحمیلی بود که مستقیما بر زندگی روزمره شهروندان تاثیر گذاشت. این رخداد، عملا فرصت هرگونه برنامهریزی آموزشی و اقتصادی منسجم را از نوجوانان و جوانان این کشور گرفت. همزمان، قطعیهای مکرر اینترنت، ارتباط تحصیلی و حرفهای میلیونها نفر را با اختلال شدید مواجه کرد. نتیجه این دو مولفه (جنگ و قطعی اینترنت) نه صرفا تعطیلی چند هفتهای، بلکه ایجاد وضعیتی از «بلاتکلیفی مزمن» است که این نسل تا پیش از این تجربه نکرده بود.
-
سازمان در انتظار جوانان
جامعه ایران امروز با انبوهی از مسائل مزمن و اغلب ناگفته در حوزه جوانان مواجه است. نرخ بیکاری فارغالتحصیلان دانشگاهی به مرز ۲۰ درصد رسیده، میانگین سن ازدواج در کلانشهرها از ۳۰ سال گذشته و بر اساس نظرسنجیهای غیررسمی، کمتر از نیمی از جوانان به آینده شغلی و مسکن خود امید چندانی ندارند.
-
بازتعریف یک الگو
یکی از موضوعاتی که این روزها در گفتوگوهای خانوادگی و یادداشتهای رسانهای به تکرار در کشور دستمایه تحلیلهای گوناگون قرار میگیرد، ازدواج است. نه از آن رو که نسل جوان از عشق ورزیدن یا تشکیل زندگی مشترک روی گردانده، بلکه به این دلیل ساده که مفهوم ازدواج در میانه فشارهای اقتصادی، دگرگونی ارزشهای سنتی و هجوم سبکهای نوین زندگی، دگردیسی عمیقی را تجربه میکند. بزرگترین چالش پیش روی نهاد خانواده در ایران امروز، صرفا افزایش آمار طلاق نیست، بلکه پدیدهای گستردهتر در کنار آن به نام تاخیر تعمیمیافته در ازدواج و گاه گریز آگاهانه از آن است.
-
از غر تا عمل
در سالهای اخیر، پدیده غر زدن یا نق زدن به عنوان یکی از رفتارهای اجتماعی برجسته و فراگیر در جامعه ایران مورد توجه ناظران، جامعهشناسان و رسانهها قرار گرفته است. این عادت روزمره که در محافل خانوادگی، جمعهای دوستانه، محل کار و بهویژه در فضای مجازی به شکلی گسترده بروز مییابد، فراتر از یک واکنش فردی ساده، به یک الگوی فرهنگی تبدیل شده است.
-
راز سربلندی
پس از دو دوره جنگ تحمیلی و در میانه جنگ تحمیلی سوم، در آتشبس شکننده کنونی، در حالی که ایران هنوز زخمهای جنگ تحمیلی اخیر را التیام میبخشد، تابآوری بینظیر ملت ایران بیش از همیشه به چشم میآید. این تابآوری نه یک شعار، بلکه واقعیتی زنده است که ریشه در عمق فرهنگ ایرانی-اسلامی، ایمان و همبستگی مردمی دارد. مردمی که در سختترین شرایط، با تکیه بر ارزشهای دینی، هویت ملی و خلاقیت خود، نه تنها ایستادگی کردند، بلکه به بازسازی و پیشرفت اندیشیدند.
-
جنگ ادراکی
در شرایط جنگ تحمیلی سوم، پیگیری مستمر اخبار از طریق رسانههای سنتی و شبکههای اجتماعی به یکی از عوامل اصلی تاثیرگذار بر روحیه عمومی تبدیل شده است.
-
پناهگاه مردمی
در این روزهای سخت برای ایران، در حالی که سایه جنگ همچنان بر زندگی روزمره مردم سنگینی میکند، فرهنگ مردمی به عنوان قلب تپنده و زنده این ملت، بیش از همیشه نیازمند حمایت و پاسداشت است. فرهنگ عامه ایرانی - همان لطیفهها، داستانهای شفاهی، آوازهای محلی و ضربالمثلها و همبستگیهای کوچک محلهای - در میان تهدیدهای خارجی و فشارهای اقتصادی، نقش پناهگاه، مقاومت و امید را ایفا میکند.
-
افتخار نگاری
در دنیای پرتلاطم کنونی، بسیاری از رویدادهای تلخ همچون جنگها، زلزلهها و سونامیها به سرعت از صفحات اخبار محو میشوند، اما برخی از آنها به بخشی جاویدان از فرهنگ و حافظه جمعی بشریت تبدیل میگردند. راز این ماندگاری، تبدیل حادثه به محتوای فرهنگی از طریق ادبیات، سینما، هنرهای تجسمی، موسیقی و آموزشی است. این فرآیند نه تنها وقایع، رنج و خسارت را ثبت میکند، بلکه درسهای انسانی، اخلاقی و تاریخی را برای نسلهای آینده به ارمغان میآورد.
-
آموختن از گذشته
گذشت زمان و فاصله گرفتن از روزهای سخت دفاع مقدس و حتی جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونیستی، باعث شده تا بسیاری از تجربههای گرانبها و دستورالعملهای حیاتی دوران جنگ، در حافظه تاریخی و عملکرد اجتماعی جامعه رنگ ببازد. امروز و در پی تجاوز مجدد ائتلاف آمریکایی-صهیونیستی به سرزمینمان، ما با این واقعیت تلخ روبهرو هستیم که بخش مهمی از آمادگیهای لازم مورد غفلت قرار گرفته است. اکنون که آتش جنگ دوباره شعلهور شده است، مرور مجدد این اصول و تذکر مداوم به خود و دیگران، نه یک توصیه ساده، بلکه یک ضرورت اجتنابناپذیر برای حفظ امنیت و پایداری ملی است.
-
ایران؛ جاودان در برابر توفانها
در این روزهای پرتلاطم و اندوهبار که سایه سنگین جنگ بر سرزمین ایران گسترده شده، نخست باید با قلبی آکنده از غم، به عزای ملی بزرگ ملت ایران اشاره کنیم: شهادت آیتالله سیدعلی خامنهای، رهبر انقلاب اسلامی، در حملات هوایی مشترک آمریکا و اسرائیل در روز ۹ اسفند. این ضایعه عظیم، که همراه با کشته شدن شمار بسیاری از فرماندهان ارشد و مسئولان کلیدی نظام بود، نه تنها یک فقدان شخصی برای میلیونها ایرانی و مسلمان در جهان، بلکه ضربهای سنگین به ساختار کشور تلقی میشود. مراسم عزاداری نه تنها در تهران و دیگر شهرهای ایران، بلکه در دیگر کشورها، با حضور گسترده مردم، نمادی از وحدت در سوگ و عزم برای ادامه مسیر بوده است.
-
انتظارات ساختنی
در دنیای پرسرعت امروز که شبکههای اجتماعی، رسانهها و فرهنگ مصرفگرا هر لحظه انتظارات ما را شکل میدهند، اغلب فراموش میکنیم که این انتظارات نه تنها بر زندگی فردیمان تاثیر میگذارند، بلکه بر جامعه و حتی سیارهمان نیز سایه میاندازند.
-
بازگشت از دیگر سو
این روزها اگر کمی دقیقتر به چهرههای اطرافمان نگاه کنیم یا حتی لحظهای در چتهای خانوادگی و گروههای مجازی مکث کنیم، حرف مشترک بسیاری از مردم همین یک کلمه است: خستهایم. خستگیای که دیگر فقط از کار و راه و ترافیک نیست؛ خستگیای عمیقتر، روحی و عاطفی که انگار روی سینه همه سنگینی میکند. آمارهای رسمی وزارت بهداشت هم این حس را تایید میکنند؛ بر اساس آخرین پیمایشهای ملی، حدود ۲۵ درصد جمعیت کشور با حداقل یک اختلال روانی دستوپنجه نرم میکنند و افسردگی و اضطراب همچنان شایعترینشان هستند. افسردگی در ایران با شیوع نزدیک به ۱۳درصد، تقریبا دو برابر میانگین جهانی گزارش شده و این رقم در میان جوانان و نوجوانان حتی بالاتر هم میرود.
-
باز اندیشی
خانه برای بسیاری از ما، تعریف محل آرامش دارد. جایی برای اسکان، دلآرامی و رفع نگرانی. اما امروز، اگر این خانه را وطن بدانیم، گاهی جایی است که روزها در ترافیک سنگین شهرهای بزرگ میگذرد، هوا گاهی نفس را تنگ میکند و شبها نگرانی از قطعی آب یا برق همراه ماست. آنچه زمانی آرامشبخش بود، حالا گاهی خستگی بیشتری به همراه دارد. ترافیک طولانی، آلودگی هوا در فصول مختلف، خشکسالی که تالابها را خشک کرده و ریزگردها را به شهرها آورده و تورم بالا که قدرت خرید را کاهش داده و بخشی از واقعیت روزمره میلیونها نفر در ایران شده است.
-
منتظران عدالت
در آستانه نیمه شعبان، روزی که آسمانها و زمین به شادی ولادت حضرت مهدی موعود (عج) نورباران میشود، ملت بزرگ ایران بار دیگر فرصتی مغتنم مییابد تا در میان چالشهای خود، به یادآوری عهد الهی با امام عصر بپردازد.
-
فرصتی که میسوزد
در هفتههای اخیر، با اعمال محدودیتهای دسترسی به اینترنت، بسیاری از خانوادهها و جوانان به ناچار به رسانههای سنتی روی آوردند.
-
چرا در قفس هیچ کسی کرکس نیست؟
بر خلاف آنچه در فرهنگ و ادب ما آمده و از قدیم به ما توصیه شده که عیوب خود را ببین و عیوب دیگران را بپوشان، روزگاری است که تلاش بسیار داریم در ندیدن عیوب خود و فریاد زدن عیوب دیگران. همین که اندکی کوتاهی در شخصی پیدا شود، رسوایی برپا میکنیم و جار میزنیم که ببینید فلانی چنین است و چنان! مباد با او بنشینید و زنهار که از او کناره بگیرید.
-
در میان بحران
در روزهای اخیر، کشور درگیر مسئله امنیتی مهمی شده که عوارض آن گریبانگیر بخشهای بزرگی از جامعه شده است. از بازار که نگران کسب و کار خود است تا خانواده که نگران معیشت است، همه در اضطراب این بحران پیشآمده بهسر میبرند.
-
التیام با گفتوگو
در پایان سال ۱۴۰۴، جامعه ایران همچنان با فشارهای اقتصادی سنگین روبهرو است. تورم بالا، کاهش قدرت خرید، گرانی کالاهای روزمره و نگرانی از آینده، زندگی بسیاری از خانوادهها را دشوار کرده است. پشت این دشواریها، خشم فروخوردهای نهفته که سالها در دل مردم جمع شده، خشم از احساس ناکامی، از دوری از آرامش و رفاهی که حق طبیعی هر شهروندی است.
-
مردم همراه
صبح از خواب برمیخیزیم، موبایل را چک میکنیم، اخبار ناگوار، قیمت ارز را چک میکنیم، قیمت طلا، قیمت خودرو، رشد لحظهای تمام قیمتها را میبینیم، راهی خیابان میشویم، قیمت ملزومات روزمره زندگی رشد کرده، همه اخم کردهاند و چهرهها درهم است. در محل کار، در خانه، در خیابان، همه جا صحبت از قیمت و تورم است و معیشت تنگ شده. نگرانی همهگیر و اضطراب فراوان. ایرانیانی که به طنز شهره بودند، همچنان طنز تلخ و گزنده را ادامه میدهند، اما این بار دیگر خبری از طنزدرمانی نیست، وضعیت فرق کرده.
-
فرصتی به سوی بیداری
با آغاز ماه رجبالمرجب، جامعه اسلامی ایران وارد دورهای پربرکت میشود که در آموزههای دینی به «ماه خدا» شهرت یافته است. این ماه، یکی از ماههای حرام و مقدمهای ارزشمند برای ماههای شعبان و رمضان بهشمار میرود و فرصتی مغتنم برای توبه، استغفار و تقویت پیوند با خداوند متعال فراهم میآورد.
-
جشن نور، مهر و پیوستگی
با نزدیک شدن به شب یلدا، طولانیترین شب سال، فرصتی ارزشمند برای بازنگری در یکی از زیباترین و ماندگارترین جنبههای این آیین کهن ایرانی پیشمیآید: تقویت همدلی و پیوستگی خانوادگی. یلدا، بیش از آنکه تنها جشنی فصلی باشد، نمادی از گردهمایی خویشان، مهربانی متقابل و استحکام بنیان خانواده است؛ بنیانی که در فرهنگ ایرانی همواره ستون اصلی جامعه به شمار رفته است.
-
از فرصت تا حسرت
ما ایرانیها در از دست دادن فرصتهای تاریخی، استعداد عجیبی داریم. شیراز سالها پیش میتوانست پایتخت فرهنگی جهان اسلام شود، اما بودجهاش را به برجسازی تهران دادند. یزد وقتی در فهرست میراث جهانی ثبت شد، هنوز فرودگاه بینالمللی نداشت و گردشگرانش را به اصفهان فرستادند.
-
هویت از دست رفته
ما مدتهاست که زندگی را زندگی نمیکنیم؛ آن را «تولید محتوا» میکنیم. سفر میرویم تا استوری بگذاریم، غذایی سر سفره میگذاریم که عکسش خوشرنگ باشد، لباسی میپوشیم تا با تم یکدست عکسهای اینستاگرام هماهنگ باشد، حتی سوگواریمان نیز باید زیبا و قاببندیشده باشد: پسزمینه مشکی، یک شاخه رز سفید، نقل قولی انگلیسی از پائولو کوئلیو. غم واقعی، غمی که لایک نمیآورد، جایی در این قاب ندارد.
-
هنوز تمام نشدهایم!
در این روزها که تورم هر روز نام تازهای بر سفرههایمان مینشاند، که حقوق پایان ماه پیش از رسیدن به نیمه ماه تمام میشود، که بیماران به دنبال دارو هستند و در تلاشیم آینده فرزندانمان مبهم نباشد، کاملا طبیعی و کاملا بهحق است اگر کسی بپرسد: «این همه حرف از فرهنگ و تاریخ و ادب و شعر، در این تنگنای معیشت به چه کار میآید؟»
-
تقویت دیجیتال خانواده
در فرهنگ ایرانی، خانواده همیشه بیش از یک نهاد اجتماعی بوده؛ پناهگاهی مقدس، منبع هویت و ستون اصلی زندگی جمعی. حساسیت عمیق مردم ایران به خانواده، ریشه در تاریخ، ارزشهای اخلاقی و پیوندهای عاطفی دارد. اما در صد سال اخیر، این حساسیت دستخوش تحولاتی شده است؛ نه کاهش ارزش و حساسیت، بلکه دگرگونی در شکل و محتوا. از ساختار گسترده و وظیفهمحور به خانوادهای هستهای و عاطفهمحور، اما همچنان استوار و حیاتی.
-
کارشناسی کاغذی
در ابتدای هر پروژه، کارشناسان گرد هم جمع میشوند تا نظرات خود را بهعنوان سند اولیه کارشناسی ثبت کنند که مبادا پروژه از خط اساسی خود خارج شود. اسناد اساسی تنظیم میشوند و مبنای انجام کار قرار میگیرند. چنان سفت و سخت که گویی تخطی از آنها، تخطی از فرمان پروردگار است. بهطور خاص در حوزه فرهنگی و گردشگری، شاهد چنین اسناد پایهای هستیم. اما واقعا این اسناد، کارایی لازم را دارند؟
-
به دنبال راهکار
امروز، چالشهای بزرگی مانند ترافیک سنگین شهرها، آلودگی هوا، نابرابری اقتصادی و خستگی اجتماعی، بیش از آنکه صرفا اشتباهات مدیریتی باشند، نشانههایی از یک مشکل عمیقتر در روش توسعه جامعه و اقتصاد ما هستند.