پایگاه اطلاع‌رسانی ریاست جمهوری دیروز متن سخنرانی مسعود پزشکیان در دومین نشست با اساتید مدیریت دانشگاه‌ها را منتشر کرد. او در جمع مدیران دانشگاه به یک موضوع اشاره کرد و آن تحرکات بیشتر بدنه دانشگاهی برای حل مسائل واقعی کشور بود. روزنامه «آگاه» در تحلیلی به چگونگی ظهور و بروز دانشگاه‌ها در بزنگاه‌ها و مقاطع حساس پرداخت و در عین حال اشاره‌ای به وظایفی که دولت برعهده دارد کرد. ابتدا نگاهی به مطالبات و انتظارات شخص دوم کشور از دانشگاه‌ها انداخته‌ایم.

ماموریت دولت و دانشگاه‌ها برای حل مسائل واقعی کشور

آگاه: رئیس‌جمهور در سخنانش با اشاره به جمع‌بندی مباحث و پیشنهادهای مطرح‌شده در نشست‌های پیشین با استادان دانشگاه، گفت: در برخی حوزه‌ها میان دیدگاه‌های ارائه‌شده و رویکرد دولت تفاوت‌هایی وجود داشت، اما آنچه برای دولت اهمیت اساسی دارد، بهره‌گیری از ظرفیت دانشگاه‌ها برای حل مسائل کشور بر پایه دانش، روش‌های علمی و مسئولیت‌پذیری حرفه‌ای است.
پزشکیان با تبیین الگوی مورد نظر دولت برای پیوند دانشگاه و عرصه اجرا، تصریح کرد: دانشگاه باید مستقیما مسئولیت حل مسائل واقعی کشور را برعهده بگیرد. استادان و گروه‌های علمی مدیریت می‌توانند در حوزه‌های مختلف از جمله ارتقای بهره‌وری بنگاه‌های اقتصادی، اصلاح ساختار منابع انسانی، طراحی و استقرار نظام‌های مدیریتی، تدوین مقررات، اصلاح فرآیندها، ساماندهی نظام مالی و برنامه‌ریزی راهبردی دستگاه‌ها و سازمان‌ها نقش‌آفرینی کنند و نتیجه اقدامات آنان نیز بر اساس شاخص‌های عملکردی و میزان ارزش‌آفرینی ارزیابی شود. وی با تاکید بر اینکه دانشگاه باید از محیط صرفا آموزشی فاصله گرفته و به میدان حل مسئله وارد شود، افزود: در این الگو، دانشجو نیز همزمان با آموزش، در میدان عمل تربیت می‌شود و با کسب تجربه واقعی، به مدیری توانمند، مسئله‌شناس و تصمیم‌ساز برای آینده کشور تبدیل خواهد شد.
رئیس‌جمهور یکی دیگر از ارکان این رویکرد را استقرار نظام شایسته‌سالاری عنوان کرد و گفت: مسئولیت‌ها باید بر مبنای توانمندی، شایستگی و کارآمدی افراد واگذار شود، نه بر اساس ملاحظات جناحی، سیاسی یا روابط غیرحرفه‌ای. این اصل، علاوه بر آنکه از مبانی پذیرفته‌شده مدیریت نوین است، ریشه در آموزه‌های حکمرانی امیرالمؤمنین حضرت علی (ع) نیز دارد.
پزشکیان با اشاره به ضرورت نقش‌آفرینی دانشگاه‌ها در حل چالش‌های ملی، مدیریت مصرف انرژی را یکی دیگر از مهم‌ترین عرصه‌های مداخله علمی دانشگاهیان برشمرد و اظهار کرد: مدیریت توسعه و مدیریت مصرف انرژی باید بر پایه مطالعات علمی و با در نظر گرفتن همه ملاحظات اقتصادی، اجتماعی، انسانی و زیست‌محیطی انجام شود. وی با انتقاد از برخی ضعف‌های مدیریتی در این حوزه تصریح کرد: اگر مدیری نتواند مصرف منابع و انرژی در مجموعه تحت مدیریت خود را به شکل مطلوب کنترل کند، باید در کارآمدی او تردید کرد. ارزیابی مدیران باید بر اساس شاخص‌های مشخصی همچون بهره‌وری، مدیریت بهینه منابع، کیفیت خدمات و میزان رضایتمندی مردم انجام شود.
رئیس دولت با تاکید بر اینکه حضور دانشگاهیان در عرصه اجرا می‌تواند زمینه‌ساز تحول در نظام مدیریتی کشور باشد، خاطرنشان کرد: اگر میدان عمل در اختیار دانشگاه‌ها قرار گیرد، آنان می‌توانند با اتکا به دانش، تجربه و روش‌های علمی، مسیر توسعه و آبادانی کشور را هموار کنند. پزشکیان اظهار کرد: یکی از خلأهای جدی نظام اداری کشور، فقدان نظام منسجم توسعه شایستگی‌های حرفه‌ای و مهارت‌افزایی کارکنان است؛ موضوعی که باید با مشارکت دانشگاه‌ها مورد بازنگری و اصلاح قرار گیرد. وی همچنین توسعه فرهنگ کار تیمی را از الزامات تحول مدیریتی کشور برشمرد و افزود: یکی از چالش‌های نظام مدیریتی ما، ضعف در همکاری‌های بین‌ فردی و کار تیمی است، در حالی که در الگوهای نوین مدیریت، مسئولیت‌ها به صورت شبکه‌ای، تخصصی و مبتنی بر همکاری تیمی تعریف می‌شود و مدیران در فرآیندی نظام‌مند، تجربه حضور در بخش‌های مختلف را کسب می‌کنند. رئیس قوه مجریه با اشاره به اینکه اصلاح ساختارها همواره با مقاومت و دشواری همراه است، تصریح کرد: مدیریت تغییر، یکی از مهم‌ترین پیش‌نیازهای تحول در حکمرانی است و دانشگاه‌ها می‌توانند با بهره‌گیری از دانش روز و ظرفیت علمی خود، نقش محوری در طراحی و راهبری این فرآیند ایفا کنند.

انتظار دولت از دانشگاه‌ها چگونه برآورده می‌شود؟
ناگفته نماند، این اولین بار نیست که رئیس‌جمهور خواهان نقش‌آفرینی دانشگاه‌ها برای حل مسائل و مشکلات کشور شده است. تاکید مکرر او بر نقش دانشگاه، در واقع اشاره به یک تغییر پارادایم است و آن، تبدیل دانشگاه از یک مرکز تولید مدرک به یک مرکز حل مسئله. برای آنکه شاهد و ناظر باشیم دانشگاه در متن مسائل کشور خودی نشان دهد باید چه کرد؟
۱- به جای آنکه پایان‌نامه‌ها بر اساس موضوعات کلی و تکراری باشد، دولت باید مسائل واقعی کشور مثلا بحران آب، تورم، یا بهره‌وری کشاورزی را به عنوان «مسئله» به دانشگاه‌ها معرفی کند. در این حالت، دانشجو برای فارغ‌التحصیلی باید پاسخی برای یک مشکل واقعی در صنعت یا جامعه پیدا کند.
۲- دانشگاه باید به عنوان مشاور استراتژیک دولت عمل کند. یعنی وقتی دولت می‌خواهد قانونی را اصلاح یا پروژه‌ای ملی اجرا کند، ابتدا مدل‌های ریاضی و تحلیل‌های جامعه‌شناختی دانشگاهی را بررسی کند تا از سعی و خطا در مدیریت کشور کاسته شود.
۳- یکی از بزرگ‌ترین موانع دانشگاه، نبود داده‌های واقعی است. دولت باید داده‌های آماری و میدانی صنایع و سازمان‌ها را در اختیار پژوهشگران قرار دهد تا تحلیل‌های آنها بر اساس واقعیت باشد. دولت هم باید مکانیسم‌هایی از طریق برگزاری نشست‌های «مسئله‌محور» ایجاد کند تا مدیران ارشد صنعتی و اجرایی، به طور منظم در دانشگاه‌ها حضور یابند و مسائل روز خود را با اساتید و دانشجویان در میان بگذارند.
روی هم رفته اگر دانشگاه «مغز» کشور باشد و دولت «دست» آن، تنها زمانی پیشرفت حاصل می‌شود که حمایت‌های مالی، داده‌ای و مدیریتی بین این دو نهاد برقرار باشد و برای آنکه خواست رئیس‌جمهور به نتیجه برسد، دولت باید از مدل «پروژه‌محوری» استفاده کند، یعنی به جای بودجه کلی به دانشگاه، بودجه را بر اساس «پروژه‌های حل مسئله» تخصیص دهد. به زبان ساده‌تر: هر چه مسئله واقعی‌تری را حل کند، حمایت مالی و امکانات بیشتری از دولت دریافت می‌کند.
 

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.