آگاه: صبح روز گذشته دفتر لیندسی گراهام، سناتور جمهوریخواه و جنگطلب آمریکایی اعلام کرد که او بر اثر یک بیماری ناگهانی، مرده است. یکی از آخرین پستهای لیندسی گراهام در شبکههای اجتماعی قبل از مرگ، اشاره به هدف قرار گرفتن او توسط مردم ایران بود؛ حالا کمتر از یک هفته پس از اعلام او به عنوان تارگت ترور، گراهام مرده است.
با به درک واصل شدن گراهام، دروازههای انتقام الهی گشوده شده است و چرخهای ماشین مرگ و قصاص و انتقام الهی از قاتلین نفوس مطهره مقاومت به خصوص نفس زکیه انقلاب اسلامی به حرکت درآمده است.
خبرنگار انبیسینیوز جزئیات مرگ گراهام را اینگونه عنوان کرد: بر اساس اطلاعاتی که به دست آمده است، پرسنل اورژانس شنبه شب به درخواست ایست قلبی در خانه گراهام در کاپیتول هیل پاسخ دادند. عکسهایی که توسط انبیسینیوز بررسی شدهاند نشان میدهند که امدادگران شخصی را با برانکارد از خانه گراهام به آمبولانسی که منتظر بود، منتقل کردند.
ارتباط میان سفر به اوکراین و مرگ
پس از انتشار خبر مرگ ناگهانی گراهام، گمانهزنیها در مورد نحوه مرگ او بالا گرفت؛ برخی در آمریکا اعلام کردند که فرآیند انتقام ایران شروع شده است و اولین چراغ، مربوط به سناتور جنگطلب یعنی لیندسی گراهام بود. در همین رابطه لورا لومر، فعال سیاسی و رسانهای هوادار ترامپ در ایکس نوشت که پنج روز پیش، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی علنا خواستار ترور سناتور لیندسی گراهام شد. او چند روز گذشته برای پایان دادن به جنگ بین اوکراین و روسیه به خارج از کشور و به یک منطقه جنگی سفر کرده بود. او کمتر از یک روز در خانه بوده است و امشب، کارکنانش اعلام کردند که او بر اثر یک بیماری کوتاه و ناگهانی درگذشته است.
آیا او توسط یک دشمن خارجی، چه در خارج از کشور و چه پس از بازگشت به ایالات متحده، مسموم شده است؟ باید در مورد مرگ او تحقیق شود؛ به خصوص پس از آنکه ایران کمتر از یک هفته پیش خواستار مرگ او شد. منظور کارکنان او از بیماری کوتاه و ناگهانی چیست؟
او یک شیطان بود
لیندسی گراهام یک شیطان بود؛ این واکنش جکسون هینکل، فعال رسانهای آمریکایی به خبر مرگ یک سناتور جنگطلب و تروریست بود. به طور کلی خبر مرگ شیطان آمریکایی یعنی گراهام، موجی از واکنشها را در سطح جهانی در پی داشت. آزادگان و احرار عالم خبر به درک واصل شدن این ابلیس انساننما را جشن گرفتند و ساکنان جزیره شیطانی اپستین و صهیونیستهای کودککش نسبت به مرگ گراهام، اعلام سوگ کردند.
دکتر حمود النوفلی، دانشیار دانشگاه سلطان قابوس عمان در مورد مرگ گراهام نوشت: در این صبح، به کودکان، زنان و مردم غزه و همه آزادگان مخالف صهیونیسم در جهان عرب تحت فشار، درگذشت سناتور آمریکایی صهیونیست، لیندسی گراهام، که از سرسختترین حامیان جنگ غزه بود را تبریک میگوییم. مرگی ناگهانی؛ نشانهای از عدالت الهی درباره ظالمان است و کسانی که در کنار او هستند هم سرنوشت مشابهی خواهند داشت.
مت والاس، دیگر فعال رسانهای آمریکایی درباره مرگ گراهام نوشت: لیندسی گراهام تمام عمرش را صرف فروختن روحش در برابر پول کرد. همه آن عمارتها، همه آن خودروها، همه آن قدرتها؛ هیچکدام را نمیتواند با خود ببرد. در روز حساب، تنها چیزی که اهمیت دارد آن چیزی است که در قلب انسان است.
جایگاه من نیست که درباره اینکه خداوند چگونه او را داوری کرده، گمانهزنی کنم. چیزی که میتوانم بگویم این است که او در جایی قرار دارد که شایسته آن است.
رضا پهلوی، عنصر دونپایه و مزدور صهیونیستها در پیامی در شبکه اجتماعی ایکس نسبت به مرگ لیندسی گراهام، سناتور جمهوریخواه آمریکا، ابراز تاسف کرد. در حالی که گراهام یکی از حامیان اصلی تجاوز نظامی به خاک ایران بود، پهلوی او را دوست مردم ایران خوانده و وی را عمو لیندسی خطاب کرده است!
سیدمحمد مرندی، تحلیلگر ایرانی نیز واکنش کنایهآمیزی به مرگ گراهام داشت و نوشت: حیف شد؛ کاش قبل از رفتن به جهنم قیمت فردای نفت را میدید! اشاره مرندی به سیر صعودی قیمت نفت در نتیجه مسدود شدن کامل تنگه هرمز توسط ایران است.
سوگ ساکنان جزیره اپستین
بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر رژیم صهیونیستی و وحشیترین قاتلی که کره زمین به خود دیده است نیز به مرگ گراهام واکنش نشان داد و نوشت: من و همسرم همراه با مردم آمریکا بر فقدان دوست عزیزمان، سناتور لیندسی گراهام، سوگواریم. در دیدار اخیرمان، گفتم: لیندسی دوست بزرگی برای اسرائیل و دوست عزیزی برای من است. هیچ دوستی بهتر از لیندسی نداریم. لیندسی میدانست که امنیت اسرائیل و آمریکا از یکدیگر جداییناپذیرند. اسرائیل یکی از بزرگترین دوستان خود را از دست داد. آمریکا یک میهنپرست بزرگ را از دست داد. من یک دوست عزیز را از دست دادم.
دونالد ترامپ، رئیسجمهور کودککش و اپستینی آمریکا نیز در مورد به درک واصل شدن دوستش لیندسی گراهام نوشت: سناتور لیندسی گراهام، یکی از بزرگترین افراد و سناتورهایی که تا به حال شناختهام، درگذشت! او همیشه در حال کار بود و یک میهنپرست واقعی آمریکایی بود. جای خالی لیندسی بسیار احساس خواهد شد! جزئیات و ترتیبات بعدی اعلام میشود. خیلی غمانگیز است.
لیندسی گراهام در روز ۹ اسفند ۱۴۰۴ همزمان با تجاوز آمریکا و اسرائیل به ایران در مصاحبه با فاکسنیوز گفت که دو هفته تا سقوط جمهوری اسلامی ایران مانده است. او حالا خوراک مار و مور میشود و جمهوری اسلامی نه تنها سقوط نکرده که قدرتمندتر از قبل، رژیم متبوع گراهام یعنی آمریکا را به چالش میکشد.
نقش گراهام در ترور حاج قاسم
در کتاب باب وودوارد ،روزنامهنگار شهیر آمریکایی با نام «وحشت ترامپ» آمده است که لیندسی گراهام در زمین گلف فلوریدا رو به ترامپ قبل از ترور ژنرال قاسم سلیمانی گفت: ترور سلیمانی مثل قماری است که ۱۰ دلار قمار میکنی اما هزار دلار برنده میشوی. گراهام با این جمله آخرین تردیدهای ترامپ برای ترور ژنرال سلیمانی را برطرف کرد. در واقع طبق مندرجات کتاب باب وودوارد، لیندسی گراهام از محرکین ترامپ برای ترور سردار حاج قاسم سلیمانی بوده است.
ماشین جنگی واشنگتن
نام این سناتور ضدایرانی در سالهای اخیر به دلیل مواضعش بارها در رسانهها مطرح بوده است. او یکی از چهرههای جنجالی سیاست خارجی آمریکا در دهههای اخیر بود. گراهام که از سال ۲۰۰۳ تا زمان مرگ ناگهانی و البته مشکوک در ۱۱ ژوئیه ۲۰۲۶ سناتور ایالت کارولینای جنوبی بود.
از او در سیاست آمریکا به عنوان یک محافظهکار جنگطلب یاد میشد که بر سیاست تهاجمی، حمایت از رژیم اسرائیل و فشار حداکثری بر ایران تاکید داشت. گراهام با سابقه خدمت نظامی در ارتش تروریستی آمریکا، وکالت و سالها حضور در کنگره، از منتقدان سرسخت توافق با تهران بود و بارها گزینه نظامی علیه برنامه هستهای و فعالیتهای منطقهای ایران را مطرح کرده است.
مواضع ضدایرانی او تا جایی پیش رفت که گراهام از تصمیم ترامپ برای خروج از برجام استقبال کرد. او معتقد بود تحریمهای شدید اقتصادی، تنها ابزار موثر برای تغییر رفتار ایران است. گراهام بارها خواستار تحریم مردم ایران شده بود و هشدار داده بود که بدون فشار مداوم، ایران قابل مهار نیست.
این چهره ضدایرانی و منحوس، حمایت از اقدام نظامی را علیه مردم ایران رد نمیکرد و بارها از حملات رژیم صهیونیستی و آمریکا به تاسیسات ایران حمایت کرد. از نکات عجیب درباره او آن بود که پیشنهاد کنترل جزیره خارک، مرکز صادرات نفت توسط نیروهای تروریستی آمریکایی را داد و آن را با عملیات ایووجیما مقایسه میکرد.
گراهام را ماشین جنگی واشنگتن مینامیدند؛ او در مسائل داخلی مانند مهاجرت، بودجه و موضوعات قضایی مواضع محافظهکارانه داشت اما در سیاست خارجی، رابطهاش با ترامپ از تنش به اتحاد رسید. گراهام را از بانیان کشاندن آمریکا به جنگهای بیپایان مینامیدند.
سناریوهای مرگ گراهام
مرگ ناگهانی و مرموز گراهام، که دههها در خط مقدم سیاست خارجی آمریکا قرار داشت، به سرعت فضای رسانهای و شبکههای اجتماعی را پر از گمانهزنی کرد.
مهمترین سناریو درباره مرگ او که در رسانهها دست به دست میشود، احتمال یک ترور بیولوژیک است که در روندی آرام چون یک سکته قلبی شبانه جان سناتور ضدایرانی را گرفته است؛ در این رویکرد یک سرویس اطلاعاتی با توجه به بانک اهداف از سوژه با تعقیب او به ویژه در سفر به اوکراین که مرکزی بدون حفاظت است توانسته به گراهام نزدیک شده و شربت مرگ را به این چهره شرور خورانده باشد.
در این سناریو بسیاری از سرویسهای اطلاعاتی هر یک به شکلی امکان آن را داشتهاند که با نزدیک شدن به این سناتور آمریکایی با داشتن فرمی از اختلالات شخصیتی حاکم بر او خط ترور را پیش برده باشند. همچنین بسیاری از آزادگان جهان نیز امکان آن را داشتهاند که با انگیزههای انسانی یک قاتل آمریکایی را کشته باشند، بدون آنکه آب از آب تکان خورده باشد!
سناریوی دیگر در مورد مرگ گراهام، یکی از سوژههای مهم رسانهای در ساعات اخیر است. گفته میشود مرگ گراهام توسط هم حزبیها و حتی ترامپ رخ داده است. گراهام در سالهای اخیر مواضعی داشت که با سیاستگذاریهای داخلی آمریکا در تضاد بود. در سناریوهای ترور داخلی این اقدام توسط عواملی صورت گرفته است که گراهام را مزاحم فعال میخواندند. این ادعا شواهد جالبی هم دارد از جمله آنکه ترامپ اخیرا مخالفان خودش را تهدید به حذف از حزب جمهوریخواه کرده بود.
در سناریوی سوم، ردپایی از رژیم اسرائیل وجود دارد. در روزهای اخیر و بعد از احتمال امضای توافق میان ایران با آمریکا، برخی محافل سیاسی در مناطق اشغالی به انتقاد از ترامپ پرداخته و معتقد بودند که باید رابطی را فراهم کرد که روی تصمیم رئیسجمهور آمریکا اثر بگذارد. مرگ مشکوک سناتور ضدایرانی میتواند سوژه خوبی برای بازگشت به جنگ باشد؛ به ویژه درشرایطی که بحث قصاص قاتلین در ایران به شدت داغ است. در این پروژه رژیم صهیونی با حذف گراهام،به ترامپ انگیزه لازم برای ادامه جنگ را میدهد.
نظر شما