۲۴ تیر ۱۴۰۵ - ۲۲:۴۲
کد مطلب: ۲۳٬۸۰۱

انتقام فرآیندی

مرتضی مفیدنژاد _ روزنامه‌نگار

آگاه: «این اطمینان را به همگان می‌دهم که ما از انتقام خون شهدای شما صرف‌نظر نخواهیم کرد. انتقامی که در نظر داریم، فقط مربوط به شهادت رهبر عظیم‌الشأن انقلاب نیست؛ بلکه هر عضوی از ملت که توسط دشمن شهید می‌شود، خود موضوع مستقلی برای پرونده انتقام است. البته مقدار محدودی از این انتقام تابه‌حال صورت عینی پیدا کرده است، ولی تا حد کامل آن حاصل نشود، همچنان این پرونده روی بقیه پرونده‌ها خواهد بود و به خصوص نسبت به خون اطفال و کودکانمان حساسیت بیشتری خواهیم داشت. لذا جنایتی که دشمن به طور عامدانه در مورد مدرسه شجره طیبه میناب و بعضی موارد مشابه مرتکب شده، شأن خاصی در این رسیدگی دارد...»
(اولین پیام رهبر انقلاب اسلامی- ۲۱ اسفند  ۱۴۰۴)

بعد از انتشار پیام رهبر انقلاب به مناسبت تشییع و تدفین رهبر شهید انقلاب و تاکید ایشان بر خونخواهی قاتلان آن رهبر بزرگ و بی‌نظیر، در برخی از نوشته‌ها اینگونه مطرح شد که چرا در این مقطع مسئله انتقام از قاتلان مطرح شده است در حالی که اگر نیک بنگریم درخواهیم یافت که ایشان در اولین پیامشان هم بر این موضوع تاکید کردند. همانطور که در دوره حیات رهبر شهید هم ایشان در مواضع و موقعیت‌های مختلف بر این مقوله تاکید داشتند خصوصا پس از شهادت شهید سلیمانی و جنگ ۱۲ روزه. پس در نتیجه انتقام و خونخواهی یک امر دفعتی و نوپدید نیست و یک جریان دنباله‌دار و فرآیندی است. نکته اینجاست که برای فهم بهتر این رخداد و اجرای آن باید چه مولفه‌هایی را مدنظر داشت.

۱. تفکیک «انتقام راهبردی» از «انتقام واکنشی»
مهم‌ترین مؤلفه برای فهم این رخداد، خروج از نگاه سنتی به انتقام (به عنوان یک اقدام صرفا نظامی و فوری) است. 
 انتقام به مثابه سیاست: وقتی از «پرونده انتقام» سخن به میان می‌آید، یعنی این موضوع به بخشی از دکترین سیاست خارجی و امنیت ملی تبدیل شده است.
پایداری در مقابل شتاب‌زدگی: در نگاه فرآیندی، زمان‌بندی انتقام در اختیار محاسبات دقیق راهبردی است، نه فشارهای روانی یا هیجانات لحظه‌ای. هدف در اینجا، بازدارندگی پایدار است، نه صرفا تسکین مقطعی افکار عمومی.

۲. مؤلفه «موضوعیت و شمولیت» (عدالت ترمیمی و بازدارنده)
همان‌طور که در متن پیام اشاره شده، تاکید بر اینکه انتقام فقط مربوط به رهبر شهید نیست و شامل «هر عضوی از ملت» و به‌ویژه «اطفال و کودکان» می‌شود، یک تغییر پارادایم است.
عدالت برای همه: این مؤلفه نشان می‌دهد که انتقام از دیدگاه حاکمیت، یک «حق عمومی» است که ساختار سیاسی خود را موظف به استیفای آن می‌داند.
حساسیت ویژه بر قربانیان غیرنظامی: تمرکز بر جنایاتی مانند «مدرسه شجره طیبه میناب»، مشروعیت اخلاقی و حقوقی این پرونده را در سطح بین‌المللی و وجدان عمومی افزایش می‌دهد و به آن ماهیت «دفاع از مظلوم» می‌بخشد.
۳. مؤلفه «تداوم و فرآیندی بودن» (سیاست پرونده‌محور)
عبارت «پرونده انتقام همچنان روی بقیه پرونده‌ها خواهد بود» حاوی پیام مهمی است: 
غیرقابل‌ مذاکره بودن: پرونده انتقام به عنوان یک متغیر مستقل و اثرگذار در تمامی تعاملات آینده (سیاسی، اقتصادی، دیپلماتیک) باقی می‌ماند.
تراکم اقدامات: تاکید بر اینکه «مقدار محدودی صورت عینی پیدا کرده»، نشان‌دهنده این است که عملیات‌ها در بسته‌های مختلف طراحی می‌شوند و تا تحقق هدف نهایی (انتقام کامل)، هیچ‌کدام از آنها پرونده را نمی‌بندد.

۴. مؤلفه «بازدارندگی و مشروعیت» (افق گفتمانی)
برای فهم این رخداد باید به یاد داشت که انتقام در این ادبیات، تنها «خونخواهی» نیست، بلکه ابزاری برای «بازسازی اقتدار» است.
تغییر محاسبات دشمن: هدف از علنی کردن این نگاه، تغییر محاسبات راهبردی دشمن است تا بداند هر عملیاتی که انجام می‌دهد، یک «بدهی ابدی» در دفتر حساب و کتاب امنیت ملی ایران ایجاد می‌کند که دیر یا زود باید پرداخت شود.
انسجام اجتماعی: مطرح کردن این موضوع باعث پیوند خوردن حس عدالت‌خواهی مردم با سیاست‌های کلان امنیتی می‌شود و از انفعال جامعه در برابر تهاجمات جلوگیری می‌کند.
 

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.