آگاه: در روزهای پس از شهادت، آنچه پیش از هر چیز در صحنه اجتماع ظهور مییابد، التهاب عاطفی، اندوه عمومی و فریاد مطالبه است. اما در سنت فکری اسلام، مفاهیم بنیادینی چون «خونخواهی» را نمیتوان در سطح عاطفه متوقف ساخت. خونخواهی، اگرچه در ظاهر با خشم مقدس و فریاد عدالتطلبی همراه است، در حقیقت ریشه در مبنایی عمیقتر دارد و آن، باور به عدل الهی و نفی رهاشدگی تاریخ در برابر ظلم است. در این منطق، خون مظلوم نه فراموش میشود، نه بیپاسخ میماند و نه در غوغای حوادث روزمره مستهلک میشود. از همینرو، خونخواهی در فرهنگ اسلامی، پیش از آنکه واکنشی احساسی باشد، صورتی از التزام جامعه مؤمن به احقاق حق و بازگرداندن نظم اخلاقی به حیات اجتماعی است.
مبنای کلامی این معنا روشن است: جهان در نگاه توحیدی، صحنه بیمعنای تزاحم قدرتها نیست، بلکه ساحتی است که در آن، حق و باطل از یکدیگر تمییز داده میشوند و خداوند، قائم به قسط و حاکم بر تاریخ است. ظلم در چنین افقی، صرفا یک تخلف سیاسی یا یک جنایت فردی نیست؛ بلکه نوعی اخلال در نسبت انسان با حق و عدل است. به تعبیر دیگر، با ریخته شدن خون بیگناه، فقط یک فرد از میان نمیرود، بلکه حرمت حقیقت جریحهدار میشود. بنابراین، خونخواهی مشروع را باید تلاشی برای ترمیم همین گسست و بازگرداندن جامعه به مدار عدالت فهم کرد.
قرآن کریم در آیهای بنیادین میفرماید: «وَلَکمْ فِی الْقِصَاصِ حَیاةٌ یا أُولِی الْأَلْبَابِ» «و برای شما در قصاص، زندگی است، ای خردمندان.» (بقره: ۱۷۹)
نکته درخشان این آیه آن است که قصاص را نه در ذیل مرگ، بلکه در افق حیات تفسیر میکند. این همان چیزی است که خونخواهی را از انتقام شخصی جدا میسازد. در انتقام، غلبه با تشفی خاطر و فرونشاندن خشم است؛ اما در منطق قرآنی، مطالبه مجازات، هنگامی اعتبار دارد که در خدمت حیات جامعه، جلوگیری از عادی شدن ظلم و استقرار عدالت باشد. از این منظر، خونخواهی نه استمرار خشونت، بلکه مانع گسترش بیعدالتی است.
همینجا باید بر مرز مهمی تاکید کرد: خونخواهی در فرهنگ دینی، هرگز مترادف با رفتار شتابزده و هیجانزده نیست. یکی از آسیبهای جدی در فهم این مفهوم، فروکاستن آن به نوعی انتقامجویی شخصی یا واکنش کور اجتماعی است. حال آنکه در منطق اسلام، حتی در مواجهه با دشمن نیز عدول از عدالت جایز نیست. قرآن تصریح میکند: «وَلَا یجْرِمَنَّکمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَیٰ أَلَّا تَعْدِلُوا ۚ اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَیٰ» «دشمنی با گروهی، شما را بر آن ندارد که عدالت نورزید؛ عدالت کنید که این به تقوا نزدیکتر است.» (مائده: ۸)
این آیه، در حقیقت، حد و مرز خونخواهی مشروع را معین میکند. جامعه مؤمن، نه مجاز است در برابر خون مظلوم بیتفاوت بماند و نه مجاز است به نام خونخواهی از مدار عدل خارج شود. خونخواهی اصیل، جمع میان غیرت دینی و عقلانیت شرعی است؛ یعنی هم حساسیت نسبت به ظلم را حفظ میکند و هم آن را در چارچوب حکمت، ضابطه و مصلحت عمومی سامان میدهد.
در این چارچوب، فریادهای خونخواهی در تشییع تاریخی رهبر شهید را نیز باید فراتر از یک برانگیختگی عاطفی فهم کرد. این فریادها، از متن اندوه عمومی برخاست، اما در همان سطح باقی نماند. جامعه با این مطالبه، صرفا تاثر خود را ابراز نکرد، بلکه نشان داد که شهادت پیشوای خویش را حادثهای بیامتداد و بیپاسخ تلقی نمیکند. از منظر کلامی، این رخداد را میتوان نوعی «تجدید میثاق» با راه حق دانست؛ میثاقی که مضمون آن، ایستادگی در برابر ظلم، وفاداری به آرمان شهید و ممانعت از فراموشی خون اوست.
با این همه، خطاست اگر خونخواهی را فقط به مجازات عاملان مستقیم جنایت تقلیل دهیم. بیتردید، مجازات عادلانه بخشی از تحقق عدالت است، اما همه آن نیست. خونخواهی شهید، ابعادی فراتر دارد: صیانت از راهی که او برای آن جان داد، دفاع از حقیقتی که دشمن در پی خاموشکردن آن بود و جلوگیری از تحریف مکتبی که شهادت او را معنا میبخشد. اگر خونخواهی فقط در سطح واکنش کیفری باقی بماند، از ظرفیت تمدنی خود تهی میشود؛ اما اگر به بیداری، بصیرت، جهاد تبیین و استمرار آرمانها بینجامد، آنگاه از یک شعار احساسی به یک راهبرد تاریخی تبدیل میشود.
در این میان، مسئولیت نخبگان، رسانهها، حوزه و دانشگاه دوچندان است. آنان باید از یک سو، با تبیین مبانی دینی و کلامی خونخواهی، مانع قرائتهای افراطی و هیجانی شوند و از سوی دیگر، اجازه ندهند این مفهوم بلند، به شعاری بیاثر و مصرفی فروکاسته شود. جامعهای که خون شهید را درست بفهمد، نه به انفعال میغلتد و نه به تندروی؛ بلکه با بصیرت، صبر و استقامت، حق را دنبال میکند و راه شهید را امتداد میبخشد.
بنابراین، خونخواهی در فرهنگ اسلامی، نه نام دیگر انتقام کور است و نه صرفا فریادی برخاسته از داغ. خونخواهی، در معنای اصیل خود، مطالبه احقاق حق در افق عدل الهی و دفاع از حیات اخلاقی جامعه است. آنگاه که این مطالبه، از سطح هیجان عبور کرده و به منطق تداوم راه، حفظ مکتب و پاسداری از حقیقت تبدیل شود، خون شهید دیگر فقط موضوع سوگ نیست؛ بلکه سرچشمه بیداری و استمرار انقلاب خواهد بود.
۲۴ تیر ۱۴۰۵ - ۲۳:۵۹
کد مطلب: ۲۳٬۸۱۶
نظر شما