آگاه: شهادت در فرهنگ شیعه هیچگاه پایان یک راه نیست؛ آغاز یک مسئولیت است. به همین دلیل، تشییع باشکوه پیکر رهبر شهید و خانوادهاش، تنها آیین وداع نبود؛ بلکه تجدید میثاق یک ملت با آرمانهایی بود که دشمن گمان میکرد با ترور میتواند آنها را خاموش کند. فریادهای «خونخواهی» که از دل میلیونها انسان برخاست، پیش از آنکه بیانگر خشم باشد، بازتاب مطالبه عدالت، عزت و امنیت بود. اما تجربه تاریخ یک حقیقت را بارها ثابت کرده است؛ احساس، هرچند سرمایهای بزرگ است، اگر به راهبرد تبدیل نشود، بهتدریج فروکش میکند و حتی ممکن است در مسیری نادرست قرار گیرد.
امروز در یک بزنگاه تاریخی ایستادهایم؛ جایی که باید میان واکنش احساسی و تصمیم راهبردی تفاوت قائل شویم. ارزش خونخواهی، نه در شدت شعارها، بلکه در عمق اثرگذاری آن است. خونخواهی زمانی معنا پیدا میکند که از یک احساس زودگذر به راهبردی برای پاسداری از عدالت، امنیت و اقتدار ملی تبدیل شود.
در فرهنگ اسلامی، خونخواهی با انتقام شخصی تفاوتی بنیادین دارد. انتقام، زاییده خشم و تلاشی برای آرام کردن احساسات است؛ اما خونخواهی در منطق اسلام، پاسداری از عدالت و جلوگیری از تکرار جنایت است. قرآن کریم با این بیان ژرف که «وَلَکمْ فِی الْقِصَاصِ حَیاةٌ»، فلسفه پاسخ به ظلم را نه در گسترش خشونت، بلکه در حفظ حیات جامعه و صیانت از امنیت عمومی معرفی میکند. جامعهای که در آن جنایت بیهزینه بماند، بهتدریج امنیت، اعتماد و عدالت را از دست خواهد داد.
از همین رو، ترور را نیز نباید صرفا حذف یک فرد دانست. ترور، حمله به اراده یک ملت و تلاشی برای تغییر محاسبات سیاسی، ایجاد تردید، تضعیف روحیه عمومی و القای احساس ناامنی است. اگر این واقعیت را بپذیریم، روشن میشود که پاسخ موثر نیز باید همان محاسبات را بر هم بزند، نه اینکه صرفا واکنشی مقطعی به یک حادثه باشد.
در اینجاست که مفهوم اقتدار اهمیت پیدا میکند. هیچ پاسخی به ترور، موثرتر از افزایش اقتدار ایران نیست. اگر نتیجه هر اقدام خصمانه، انسجام بیشتر جامعه، تقویت توان ملی، ارتقای بازدارندگی و افزایش ظرفیتهای علمی، اقتصادی، رسانهای و دفاعی کشور باشد، دشمن نهتنها به هدف خود نرسیده، بلکه با نتیجهای کاملا معکوس روبهرو شده است. بازدارندگی زمانی معنا پیدا میکند که هر اقدام خصمانه، محاسبات طرف مقابل را تغییر دهد و هزینه تجاوز را چنان افزایش دهد که تکرار آن، انتخابی پرهزینه و فاقد صرفه باشد.
از این منظر، خونخواهی واقعی در ادامه راه رهبر شهید معنا پیدا میکند. ادامه راه، تنها یک شعار نیست؛ بلکه تقویت بنیانهای قدرت ملی، حفظ انسجام اجتماعی، افزایش اعتماد عمومی، پیشرفت علمی، رشد اقتصادی، کارآمدی رسانه و ارتقای توان تصمیمگیری کشور است. دشمن زمانی احساس پیروزی میکند که جامعه دچار تفرقه، سردرگمی و فرسایش شود؛ اما اگر هر تهدید، وحدت و اراده ملی را مستحکمتر کند، همان تهدید به عاملی برای افزایش قدرت تبدیل خواهد شد.
یکی از مهمترین آسیبها در چنین شرایطی، شتابزدگی در تحلیل و قضاوت است. همه واقعیتهای یک رخداد امنیتی و سیاسی در برابر افکار عمومی قرار ندارد و تصمیمهای بزرگ را نمیتوان بر موج احساسات یا فشار رسانهای بنا کرد. عقلانیت راهبردی به معنای انفعال نیست؛ بلکه به معنای انتخاب زمان، شیوه و تصمیمی است که بیشترین اثر را در تامین امنیت، عدالت و منافع ملی داشته باشد.
در این میان، نقش رسانهها، نخبگان و صاحبان تریبون تعیینکننده است. آنان باید از تقلیل مفاهیم عمیقی چون عدالت، امنیت و خونخواهی به هیجانهای مقطعی جلوگیری کنند و افکار عمومی را به سمت فهم دقیقتر مفهوم بازدارندگی هدایت کنند. جامعهای که احساس را با تدبیر پیوند میزند، کمتر در دام محاسبات تحمیلشده دشمن گرفتار میشود و بهتر میتواند تهدید را به فرصتی برای تقویت ظرفیتهای خود تبدیل کند.
تاریخ نیز گواهی میدهد که ملتهای قدرتمند، اقتدار خود را از واکنشهای لحظهای به دست نیاوردهاند؛ بلکه آن را با صبر، انسجام، برنامهریزی و استمرار ساختهاند. اقتدار، محصول یک تصمیم نیست؛ حاصل مجموعهای از تصمیمهای درست است که در کنار هم امنیت پایدار میآفرینند و احتمال تکرار تهدیدها را کاهش میدهند.
در نهایت، خونخواهی در تراز اندیشه انقلاب اسلامی، نه یک حرکت احساسی و نه یک شعار مقطعی، بلکه راهبردی برای صیانت از عدالت، امنیت و منافع ملی است. خون رهبر شهیدمان، زمانی به ثمر مینشیند که به جای شعلهای زودگذر، چراغ راه آینده یک ملت شود؛ آیندهای که در آن اقتدار، انسجام و عقلانیت، مهمترین سرمایههای بازدارندگی و ضامن امنیت پایدار خواهند بود.
۲۵ تیر ۱۴۰۵ - ۰۰:۰۳
کد مطلب: ۲۳٬۸۱۷
نظر شما