آگاه: تشییع تاریخی پیکر مطهر امام خامنهای تنها آیینی برای وداع با یک چهره برجسته نبود؛ صحنهای بود که در آن، عاطفه جمعی، حافظه تاریخی و مطالبه عدالت درهم تنید. فریادهای «خونخواهی» و «انتقام» که از زبان میلیونها نفر برخاست، اگر درست فهم نشود، ممکن است به سطح یک واکنش احساسی تقلیل یابد؛ اما در منطق دینی و انقلابی، خونخواهی نه انتقام شخصی است، نه خشم رهاشده و نه مجوزی برای رفتارهای شتابزده. خونخواهی، در معنای اصیل خود، مطالبه اجرای عدالت، دفاع از حرمت خون مظلوم و پاسداری از حیات جامعه است.
در قرآن کریم، خون انسان از چنان حرمتی برخوردار است که قتل یک نفس بیگناه، همسنگ کشتن همه انسانها معرفی میشود: «مَن قَتَلَ نَفْسا بِغَیرِ نَفْسٍ… فَکَأَنَّمَا قَتَلَ النَّاسَ جَمِیعا»؛ و در برابر، زندهداشتن یک انسان، زندهداشتن همه جامعه دانسته شده است. این آیه نشان میدهد که مسئله خون، صرفا امر فردی نیست؛ حیات اجتماعی، امنیت اخلاقی و نظم الهی جامعه با آن پیوند دارد. از همین رو، قصاص نیز در قرآن نه به عنوان خشونت، بلکه به عنوان ضامن حیات معرفی میشود: «وَلَکُمْ فِی الْقِصَاصِ حَیَاةٌ یَا أُولِی الْأَلْبَابِ». یعنی مقابله عادلانه با جنایت، برای حفظ زندگی و جلوگیری از گسترش ناامنی است.
از منظر اندیشه اسلامی، بهویژه در قرائتی که شهید مطهری از عدالت ارائه میکند، عدالت به معنای قرار گرفتن هر چیز در جای خود و بازگرداندن حق به صاحب حق است. بنابراین خونخواهی، اگر ذیل عدالت فهم شود، نه کینهتوزی است و نه هیجان بیضابطه؛ بلکه تلاشی است برای آنکه خون مظلوم بیاثر نشود، جنایت عادیسازی نگردد و جامعه در برابر ستم، بیتفاوت نشود. در همین چارچوب، برخی اندیشمندان معاصر نیز در تحلیلهای اجتماعی خود بر اهمیت فهم پدیدهها در نسبت با نظام معنایی و هویتی جامعه تاکید دارد. از این زاویه، فریاد خونخواهی مردم را باید نه صرفا یک واکنش روانی، بلکه نشانهای از فعال بودن وجدان دینی و عدالتخواه جامعه دانست. با این حال، مرز خونخواهی مشروع با انتقامگیری شخصی بسیار مهم است. انتقام شخصی از خشم فردی تغذیه میکند، اما خونخواهی دینی تابع حق، عقلانیت، مصلحت عمومی و ضوابط شرعی و قانونی است. در فقه اسلامی، حتی قصاص نیز به دست افراد رها نشده، بلکه در چارچوب حاکمیت، قضاوت، اثبات جرم، رعایت تناسب و پرهیز از تعدی معنا مییابد. از این رو، هیچ فرد یا گروهی حق ندارد به نام خونخواهی، دست به رفتار خودسرانه بزند یا جامعه را به سمت بینظمی، خشونت کور یا تصمیمهای احساسی سوق دهد. خونخواهی وقتی اسلامی است که عدالتمحور، حقمدار، حکیمانه و مسئولانه باشد. در بستر تشییع رهبر شهید، فریاد خونخواهی دو پیام داشت: برای دشمنان، پیام ایستادگی و شکستناپذیری ملت و برای جامعه ایران، پیام تداوم عهد با راه شهید. ملتی که در تشییع پیکر یک شهید، مطالبه خونخواهی میکند، در حقیقت اعلام میکند که خون شهید را حادثهای گذرا نمیداند؛ بلکه آن را نشانهای برای استمرار مسیر میفهمد. به همین دلیل، خونخواهی امام شهید نباید صرفا به مجازات عاملان مستقیم جنایت محدود شود؛ هرچند پیگیری حقوقی، امنیتی و سیاسی آن ضروری است. خونخواهی کامل آن است که آرمانهایی که او برای آن زیست و شهید شد، زندهتر، عمیقتر و کارآمدتر دنبال شود.
در این معنا، خونخواهی از شعار به راهبرد تبدیل میشود. اگر امام شهید نماد مقاومت، استقلال، عدالت، معنویت و دفاع از مظلومان بود، خونخواهی او یعنی تقویت همان جبههای که دشمن در پی تضعیف آن بود. این خونخواهی در عرصه رسانه، به معنای جهاد تبیین و جلوگیری از تحریف حقیقت است؛ در عرصه دانشگاه، به معنای تولید فکر و نظریه برای استقلال و پیشرفت؛ در حوزه، به معنای تبیین فقهی و اخلاقی عدالت و مقاومت؛ در میدان سیاست، به معنای عقلانیت انقلابی و تصمیمگیری حکیمانه و در نهادهای امنیتی و نظامی، به معنای اقدام دقیق، قانونی متناسب و بازدارنده است.
یکی از خطرهای مهم، مصادره مفهوم خونخواهی به سود افراط یا تفریط است. افراط آن است که خونخواهی به خشم بیمهار، شعارزدگی یا مطالبه اقدام فوری بدون محاسبه تبدیل شود. تفریط آن است که به بهانه عقلانیت، اصل مطالبه عدالت کمرنگ شده و خون شهید به خاطرهای عاطفی فروکاسته شود. راه درست، جمع میان شور و شعور است؛ همان چیزی که در منطق انقلاب اسلامی همواره اهمیت داشته است. جامعه مؤمن، هم گریه میکند، هم فریاد میزند، هم مطالبه میکند، اما تصمیم نهایی را باید بر پایه حکمت، عدالت و مصالح امت اسلامی سامان دهد.
نخبگان، رسانهها و عالمان دینی در این میان وظیفهای سنگین دارند. آنان باید توضیح دهند که خونخواهی یعنی پاسداری از حقیقت، جلوگیری از تکرار جنایت، مطالبه محاکمه و مجازات عادلانه عاملان و مهمتر از همه، تداوم مکتب شهید. اگر دشمن هدفش خاموش کردن یک راه بوده است، پاسخ حقیقی آن است که آن راه روشنتر شود. بنابراین خونخواهی شخصیت الف، پیش از آنکه صرفا یک کنش کیفری باشد، یک منطق تمدنی است: خون مظلوم باید به بیداری، انسجام، مقاومت، عدالتخواهی و تعالی جامعه تبدیل شود. در نهایت، خونخواهی در فرهنگ اسلامی فریاد عدالت است، نه دعوت به خشونت؛ تعهد به حق است، نه تسلیم به خشم و استمرار انقلاب است، نه توقف در سوگ. ملتی که خون شهید خود را مطالبه میکند، در حقیقت اعلام میکند که حیات سیاسی و معنویاش هنوز زنده است و اجازه نمیدهد جنایت، مسیر تاریخ را عوض کند. خونخواهی امام شهید، اگر درست فهم و هدایت شود، میتواند از یک مطالبه عمومی به راهبردی برای تعمیق انقلاب، بیداری امت و احیای عدالت تبدیل شود.
۲۵ تیر ۱۴۰۵ - ۰۰:۰۹
کد مطلب: ۲۳٬۸۱۸
از عاطفه جمعی تا عقلانیت راهبردی در مکتب رهبر شهید
تبارشناسی خونخواهی
دکتر نصیبه سادات حسینی _ پژوهشگر
نظر شما