آگاه: «همین چند وقت پیش، ۱۰ سکه طلا برای شعر جنگ میخواستند به من بدهند و آقای رئیسجمهور هم سکهها را میداد. من نپذیرفتم. هرچند آن را سیاسی قلمداد کردند، ولی من کار چندانی با این حرفها ندارم. من فقط گفتم اگر برای جنگ شعر گفتهام و اگر یک ذره از آن برای خدا بوده، بگذارید همچنان باشد. آن را نیالایید. گفتم سکه گرفتن ساده است، نگرفتن در این روزها که هر سکه ۵۰ هزار تومان است، ساده نیست.
نمیگویم ما را ستایش کنید. دستکم نکوهش نکنید، بگذارید آدم در نخواستن آزاد باشد. چند سال پیش هم سکه میدادند؛ من و دوستانم نگرفتیم، میخواستم بگویم که پولدار شدن لااقل برای من زیاد هم سخت نیست؛ البته حتی حلالش چه رسد به حرام که کوشیدهام هیچ وقت نخورم تا تو پاک باشی. میبینی پاک بودن چه خرجهایی دارد.»
قیصر امینپور را میتوان «معمار تحول» در ادبیات دفاع مقدس دانست. او کسی بود که توانست غبار شعارزدگی را از چهره شعر جنگ بزداید و آن را با جوهرهای انسانی، عاطفی و در عین حال حماسی پیوند بزند.
در سالهای ابتدایی جنگ، فضای عمومی شعر ایران تحت تاثیر هیجانات و ضرورتهای تبلیغی، بیشتر به سمت «شعار» و «تهییج» متمایل بود. اما امینپور با مجموعههایی چون «در کوچه آفتاب» و «تنفس صبح»، زبانی را وارد این عرصه کرد که ضمن وفاداری به آرمانها، از نظر زیباشناسی بسیار غنی بود. او جنگ را نه از دور، بلکه از دل حادثه و با نگاهی انسانی روایت میکرد. برخلاف بسیاری که به کلیات میپرداختند، قیصر به جزئیات زندگی در جنگ میپرداخت؛ به پوتینهای خسته، به پلاکهای خونی و به دلتنگیهای یک رزمنده در سنگر. در آثار متأخر او مانند «آینههای ناگهان» و «گلها همه آفتابگردانند»، ما با شاعری مواجهیم که هرچند به ارزشهای دفاع مقدس پایبند است، اما روی دردهای بازماندگان و وجه انسانی جنگ، خرابیها و مفهوم انتظار متمرکز میشود. این نگاه باعث شد شعر او برای نسلهای بعدی که جنگ را ندیده بودند نیز باورپذیر و صمیمی بماند. از سوی دیگر، قیصر هرچند در این دسته از آثار مخالف جنگ است، اما این مخالفت سبب نمیشود که سرودههایش به ادبیات سیاه جنگ نزدیک شود. نگاه واقعبینانه در کنار پایبندی به آرمانها، مسیری است که هرچند حرکت در آن و حفظ تعادل، دشوار به نظر میرسد اما او توانسته به خوبی از پس چالشهای آن برآید. در کنار این، او قالبهای سنتی مثل غزل و رباعی را از فضای کلیشهای خارج و وارد فضایی نو کرد؛ به طوری که برخی سرودههای او در این قالبها، از نظر ایجاز و پایانبندی، استانداردهای جدیدی در ادبیات انقلاب تعریف کردند. در میان کارهای متعدد امینپور در این زمینه، اثر «شعری برای جنگ» متمایز و فراگیرتر است. او در این شعر با ردیف «نوشتم»، چنان تصویر دقیقی از دزفول و شهرهای جنگزده ارائه داد که به شناسنامه ادبی آن دوران تبدیل شد؛ بخشی از این شعر را میخوانیم:
«میخواستم
شعری برای جنگ بگویم
دیدم نمیشود
دیگر قلم زبان دلم نیست
گفتم:
باید زمین گذاشت قلمها را
دیگر سلاح سرد سخن کارساز نیست
باید سلاح تیزتری برداشت
باید برای جنگ
از لوله تفنگ بخوانم
- با واژه فشنگ -»
۳۱ تیر ۱۴۰۵ - ۱۰:۵۶
کد مطلب: ۲۳٬۹۸۸
همزمان با تجاوز آمریکا به خاک ایران، صفحه رسمی زندهیاد قیصر امینپور در فضای مجازی با انتشار یکی از یادداشتهای منتشر نشده او، به دغدغههای این شاعر وطنپرست اشاره کرد.
نظر شما