آگاه: از دیدگاه کلامی و فلسفی، همیشه میان «پدید آمدن» یک حقیقت و «تداوم» آن تفاوت گذاشتهاند. انقلاب ۱۳۵۷، یک انفجار ناشی از ایمان و اراده بود که تاریخ را به قبل و بعد از خود تقسیم کرد؛ اما امروز که در قلب یک جنگ همهجانبه و غبارآلود ایستادهایم، دیگر صرف آن «خاطره حماسی» برای عبور از طوفان کافی نیست. رهبر انقلاب با نگاهی حکیمانه، مسئله را از لایههای احساسی به سطح راهبردی آورده و تاکید کردهاند که آنچه امروز از خود نظام اهمیت بیشتری دارد، «تابآوری» آن است. دشمن نیز به درستی فهمیده که نمیتواند این بنا را از پی ویران کند، پس تمام توان خود را بر «فرسوده کردن ساکنان این بنا» گذاشته است. آنها میخواهند با پایین آوردن آستانه تحمل مردم و ایجاد خطای محاسباتی در ذهن مسئولان، کشور را به نقطهای برسانند که خودش از درون دچار گسست شود. بنابراین، تابآوری دقیقا مرز میان ماندن و رفتن از این مسیر است.
اگر بخواهیم تابآوری را از نگاهی انسانی و نه صرفا مکانیکی تعریف کنیم، باید بگوییم تابآوری یعنی «هنر نشکستن در زیر فشار.» در فیزیک، ماده تابآور پس از ضربه، دوباره خودش را جمعوجور میکند؛ اما در ساحت اجتماع، تابآوری فراتر از بازگشت به حالت قبل است. جامعه تابآور، جامعهای است که از دل تهدید، فرصتی برای بلوغ بیرون میکشد. همانگونه که مرحوم علی صفاییحائری معتقد بود بلاها و فشارها، کورههایی برای صیقل خوردن استعدادهای آدمی هستند، فشارهای امروز بر ملت ایران را هم میتوان از این زاویه دید. دشمن با تحریم و جنگ روانی،
به دنبال «تحملناپذیر کردن زندگی» است تا اراده ملی را فلج کند. در مقابل، تابآوری یعنی ساختن سد دفاعی درونی؛ یعنی ملت و حاکمیت به چنان بلوغی برسند که بدانند این فشارها، بنبست نبوده، بلکه گردنههایی سخت برای رسیدن به قله استقلال است. وقتی جامعهای بفهمد که چرا هزینه میدهد، تحملش به «صبر جمیل» و آگاهانه تبدیل میشود، نه یک سکوت از سر استیصال.
بزرگترین جبهه این نبرد، نه در مرزها و نه در بازار ارزی، بلکه در ذهنها و «روایتها» برپاست. دشمن در جنگ شناختی، به دنبال آن است که چالشهای روزمره - که بخشی از آنها محصول کینهتوزی خارجی و بخشی محصول ناکارآمدی داخلی است - را به عنوان «بنبست مطلق» تصویر کند. هدف نهایی این است که مسئول ما در محاسباتش دچار لرزش شود و گمان کند راهی جز تسلیم یا انفعال ندارد. تابآوری ملی در اینجا معنای «هوشیاری» پیدا میکند؛ یعنی داشتن چشمی که پشت پرده شایعات را میبیند و اجازه نمیدهد امید، که موتور محرک هر ملتی است، به غارت برود. ملتی که امیدش را از دست بدهد، حتی با وجود بهترین تسلیحات، پیشاپیش سقوط کرده است. به همین دلیل است که رسانهها باید به جای پمپاژ هیجانهای کاذب، به «تنظیمکننده آرامش و آگاهی» تبدیل شوند تا جامعه بتواند در میانه طوفان، قدرت تحلیلش را حفظ کند.
اما نباید فراموش کرد که تابآوری یک جاده یکطرفه نیست. نمیتوان از مردم انتظار داشت که مدام صبر پیشه کنند، اما مسئولان در مدیریت منابع و تصمیمگیریهای کلان، دچار سستی یا بیعدالتی باشند. تابآوری ملی زمانی شکل میگیرد که مردم، «درایت و صداقت» را در رفتار کارگزاران ببینند. مدیریت شفاف بحرانها، پرهیز از تصمیمات پشت درهای بسته و تقسیم عادلانه دشواریها، ستونهای اصلی این پایداری است. اگر مردم حس کنند که در این کشتی، همه با هم و به یک اندازه در معرض طوفان هستند، با تمام وجود پای حفظ این کشتی میایستند. اینجاست که نقش رهبری به عنوان لنگرگاه ثبات معنا میشود؛ ایشان با ترسیم افقهای روشن و نهیب زدن به مسئولان برای پرهیز از سستی، مانع آن میشوند که فشارهای خارجی به فروپاشی اراده داخلی منجر شود.
در نهایت، باید بدانیم مفهوم تابآوری ملی تداعیگر همان حقیقت نابی است که در دعای «رَبَّنَا أَفْرغْ عَلَیْنَا صَبْرًا وَثَبتْ أَقْدَامَنَا» نهفته است. واژه «افرغ» یعنی خدایا صبر را بر ما سرازیر کن تا سرریز شویم؛ این یعنی صبر نه یک انفعال، بلکه یک ظرفیت عظیم روحی برای ماندن در میدان است. تابآوری، ترجمان مدرن «ثبات قدم» است. ملتی که ثبات قدم دارد، نه با بادهای موسمی میلرزد و نه با تکانههای اقتصادی میدان را خالی میکند. ما امروز بیش از هر زمان دیگری به این ثبات نیاز داریم؛ ثباتی که ریشه در توحید و نصرت الهی دارد، اما میوهاش در قالب برنامهریزی، عقلانیت، همدلی اجتماعی و امید به آینده ظاهر میشود. تابآوری، هنر گذار از پیچهای تند تاریخ است، با دستانی پر و ارادهای که هیچ زخمی نتوانسته است آن را از پای درآورد.
۱ مرداد ۱۴۰۵ - ۰۰:۰۶
کد مطلب: ۲۴٬۰۲۴
نظر شما