علی صفاییحائری
-
-
کنش تمدنساز در بازآفرینی امت اسلامی
تداوم یک پروژه
تشییع رهبران تاریخی، در بسیاری از جوامع، صرفا آیینی برای بدرقه یک شخصیت سیاسی یا مذهبی نیست، بلکه لحظهای فشرده از بازنمایی هویت جمعی و آشکار شدن نیروهای پنهان حیات اجتماعی است. در جامعه ایران، تشییع رهبر شهید را باید فراتر از یک رخداد عاطفی یا مناسکی فهم کرد؛ این رویداد، صحنهای برای بازتولید انسجام تمدنی، احیای حافظه تاریخی و بازتعریف نسبت جامعه با آرمانهای خود است. اهمیت این رخداد زمانی روشنتر میشود که آن را در بستر تحولات جهان مدرن و نظریههای جامعهشناختی درباره دین، هویت و مقاومت فرهنگی تحلیل کنیم.
-
چالش عاملیت و آسیبهای ساختاری در تربیت خانگی
باز تعریف نقش خانواده
آموزش برخط، اگرچه در ظاهر یک راهکار فنی برای تداوم جریان آموزشی است، اما در عمق خود، چالشی وجودی برای جریان تربیت ایجاد کرده است. از منظری که رشد و کمال انسان را نه در نمره و کسب مهارت، بلکه در فرآیند «شدن»، «انتخابگری» و «مسئولیتپذیری» میبیند، باید پرسید که آیا ساختار فعلی آموزش مجازی، به بسط این عاملیت کمک میکند یا آن را به مسلخ میبرد؟
-
روحی که در هزاران دل ادامه یافت
راز پایداری یک امت
در لحظههای فترت تاریخی، حقیقت رهبری آشکارتر میشود. هنگامی که جامعهای در آستانه انتقال رهبری قرار دارد و هنوز جانشین تثبیت نشده است و در همان حال دشمن بیرونی به آن جامعه هجوم میآورد، پرسش اصلی این نیست که «رهبر کجاست؟» بلکه پرسش عمیقتر این است که «رهبری تا کجا در دلها نفوذ کرده است؟»
-
حجاب مردانه؛ حجاب زنانه
دو سوی یک حقیقت فراموششد
«حجاب» در منطق اسلام، پیش از آنکه امری صرفا پوششی یا رفتاری باشد، یک مسئله انسانشناختی و برآمده از نوع نگاه انسان به خود، جهان و سبک زندگی است. نخستین نکتهای که باید فهم شود این است که در دستگاه معرفتی اسلام، زن و مرد هر دو دارای نوعی حجاب خاصاند و خروج از حدود مقرر برای هر یک، بیحجابی تلقی میشود؛ بیآنکه تفاوتی میان زن و مرد باشد. بنابراین، تحلیل حجاب باید از سطح احکام به سطح مبانی انسانشناختی، فطری و تاریخی عبور کند و به پرسش اساسیتری پاسخ دهد: انسان امروز بر اساس کدام عقلانیت زندگی میکند؟