آگاه: در ادبیات سیاسی جهان، انقلابهای زیادی متولد شدهاند که عمرشان به دهه دوم نرسید یا در هاضمه نظام سلطه حل شدند یا با یک کودتای نرم و سخت فروپاشیدند اما جمهوری اسلامی ایران اکنون از ۴۵ سالگی هم عبور کرده است. راز این ماندگاری چیست؟ پاسخ در یک واژه راهبردی نهفته است: «تابآوری». قائد شهید به زیبایی این مرز را مشخص کرده و فرمودهاند که به نظر من مهمتر از پدید آمدن نظام اسلامی، تابآوری نظام اسلامی است (بیانات در دیدار رئیسجمهور و اعضای هیات دولت، ۱۲/۰۶/۱۴۰۱، به مناسبت هفته دولت.)
تفاوت پدید آمدن با ماندن، تفاوت شور اولیه با شعور و عقلانیت مستمر است. در روزهای اول انقلاب، بنمایه حرکت، هیجان انقلابی و خشم انباشته از طاغوت بود؛ اما برای حفظ یک سیستم در برابر طوفانهای سهمگین بینالمللی، دیگر شور اولیه کافی نیست. ماندگاری نیازمند طراحی یک سازوکار دفاعی همهجانبه است که بتواند ضربات را جذب کرده، خود را بازسازی کند و به مسیرش ادامه دهد. این یعنی تابآوری یک واژه فانتزی نیست؛ بلکه ستون فقرات امنیت ملی و بقای تمدنی ماست.
دشمن در طراحی نبردهای نوین علیه ایران، به این جمعبندی رسیده که امکان فروپاشی فیزیکی یا نظامی نظام وجود ندارد. از این رو، استراتژی خود را بر پایه یک قیچی دو لبه قرار داده است: فرسوده کردن تابآوری مردم و ایجاد خطای محاسباتی در ذهن مسئولین.
لبه اول قیچی، پمپاژ ناامیدی به بدنه اجتماعی است. دشمن میخواهد با ابزار تحریم، قفل کردن معیشت و پیوست رسانهای آن، مردم را به این نتیجه برساند که ایستادگی بیفایده است. هدف آنها این است که جامعه از درون تهی شود و اراده خود را از دست بدهد. با این حال، قائد شهید با تکیه بر واقعیتهای میدانی فرمودهاند که تابآوری ملت ایران برای ناظران جهانی حیرتانگیز است؛ فشاری که غول وحشی آمریکایی وارد میکند، ملتهای دیگر طاقت یکپنجم آن را هم ندارند، اما ملت ایران محکم ایستاده است (بیانات در دیدار مردم آذربایجان شرقی، ۲۶/۱۱/۱۳۹۸، به مناسبت سالروز قیام ۲۹ بهمن مردم تبریز.)
لبه دوم قیچی که خطرناکتر است، هدف قرار دادن نرمافزار محاسباتی کارگزاران است. وقتی مسئولان یک کشور تحت تاثیر مارپیچ ناامیدی رسانهای قرار بگیرند، محاسباتشان تغییر میکند. آنها به جای اتکا به ظرفیتهای بیپایان داخلی، به سمت نسخههای تسلیم و سازش سوق داده میشوند. این خطای محاسباتی، دقیقا همان نقطهای است که دشمن برای آن دندان تیز کرده است. پاسخ حاکمیت به این ترفند، شفافیت در تصمیمگیری، تکیه بر دادههای واقعی و پیوند مستمر با بدنه جامعه است.
تصویرسازی قائد شهید از روند تکامل نظام، به خوبی نشاندهنده عبور ما از فاز ضعف به فاز بازدارندگی است. ایشان در توصیف این مسیر فرمودهاند که در ابتدای انقلاب، دشمنان خیال میکردند میتوانند این نهال را از ریشه بکنند، اما این نهال امروز تبدیل شده به یک درخت تناور و غلط میکند فکر کندن آن را هم کسی بکند (بیانات در مراسم مشترک دانشآموختگی دانشجویان دانشگاههای افسری نیروهای مسلح، ۲۲/۰۷/۱۴۰۱، در دانشگاه افسری امام حسن مجتبی.)
معنای راهبردی این درخت تناور چیست؟ یعنی جمهوری اسلامی از مرحلهای که یک ضربه میتوانست هستیاش را تهدید کند، عبور کرده است. امروز سیستم به چنان ریشههای عمیقی در لایههای مختلف اجتماعی و منطقهای دست یافته که ضربات خارجی نه تنها آن را از پا نمیاندازد، بلکه باعث قویتر شدن آن میشود. این همان مفهوم اصیل تابآوری است؛ یعنی سیستم نه تنها در برابر فشار نمیشکند، بلکه از دل بحران، فرصتی برای جهش و بازسازی خود پیدا میکند.
نتیجه اینکه تابآوری ملی یک پروژه یا یک شعار تبلیغاتی نیست؛ یک اراده متقابل میان مردم و حاکمیت است. مردم با حفظ انسجام، پرهیز از ناامیدی و ارتقای سواد رسانهای خود، سد محکمی در برابر جنگ شناختی میسازند. در مقابل، مسئولین نیز موظفند با تصمیمگیریهای مبتنی بر واقعیت، مدیریت بهینه منابع و دوری از خطاهای محاسباتی ناشی از هیاهوی رسانهای، اعتماد عمومی را بازسازی کنند. عبور از این پیچ تاریخی، نیازمند عقلانیت انقلابی و صبر راهبردی است تا این درخت تناور، میوههای تمدنی خود را به بار بنشاند.
نظر شما