۸ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۰:۱۹
کد مطلب: ۲۴٬۲۴۲

آگاه: نظم جهانی مستقر که بر شالوده وستفالیایی و مبتنی بر تفوق دولت-ملت‌های مدرن و منطق سرمایه‌سالار بنا شده است، امروز با بحران کارآمدی تمدنی روبه‌روست. در این میان، پدیده‌هایی نظیر حماسه اربعین و تشییع‌های میلیونی (همچون بدرقه تاریخی امام شهید و شهید سلیمانی)، تنها بازتابی از یک شور مذهبی نیستند؛ بلکه نهادهای نوظهوری هستند که در حال پیش‌نویس کردن قواعد یک نظم نوین جهانی‌اند. برای درک این حقیقت، باید از تحلیل‌های تقلیل‌گرایانه عبور کرد و به اربعین به مثابه یک سرمشق تمدنی نگریست که در حال بازتعریف مولفه‌های قدرت، عدالت و کرامت انسانی است.

۱. مؤلفه‌های تمدن‌ساز: بازتولید حیات سیاسی فراملی
در هسته سخت اربعین، سه مؤلفه تمدن‌ساز نهفته است که مستقیما ارکان نظم لیبرال‌دموکراسی را به چالش می‌کشد:
امت‌محوری در برابر اتمیزاسیون: علوم انسانی غرب، فرد را واحد بنیادین تحلیل قرار می‌دهد. اربعین اما با شکستن حصارهای جغرافیایی، «امت» را به عنوان یک واحد کنشگر سیاسی واحد احیا کرده است. این نه یک اتحادیه سیاسی صوری، بلکه یک شبکه ارگانیک است که در آن همدلی فراملی به جای قراردادهای حقوقی سرد، پیونددهنده جوامع است.
عدالت‌خواهی و اقتصاد هبه: نظم نوین جهانی لیبرال بر پایه انباشت و رقابت است. در مقابل، اربعین اقتصاد موکبی را پیشنهاد می‌دهد که مبتنی بر بخشندگی و ایثار است. این الگو، عدالت را نه در توزیع دستوری ثروت توسط دولت‌ها، بلکه در توزیع داوطلبانه کرامت می‌بیند.
کرامت انسانی به مثابه گفتمان: در پارادایم سلطه، کرامت انسانی تابعی از قدرت نظامی یا رفاه اقتصادی است. اما اربعین، با محوریت قدسیت مظلومیت، کرامت را به مقاومت گره می‌زند. این بازتعریف، محروم‌ترین لایه‌های اجتماعی را در یک کنش فراملی به بازیگر تبدیل می‌کند.

۲. ناتوانی علوم انسانی غرب در تبیین عقلانیت حماسه
نظریات کلاسیک علوم سیاسی، به‌ویژه نظریه انتخاب عقلانی، در مواجهه با اربعین دچار لکنت می‌شوند. از منظر این نظریه، کنش جمعی بدون هماهنگی دولتی، بی‌نظم یا غیرعقلانی است. اما اربعین نشان می‌دهد که چگونه یک نهاد غیردولتی، می‌تواند پیچیده‌ترین عملیات لجستیکی، امنیتی و فرهنگی را با کمترین هزینه و بالاترین بهره‌وری مدیریت کند. غرب، با تقلیل این رخداد به فرهنگ عامه، از درک این نکته عاجز است که اربعین، «مختبر» (آزمایشگاه) حکمرانی جایگزینی است که در آن اطاعت از مرجعیت دینی جایگزین اطاعت از بوروکراسی تکنوکراتیک شده است.

۳. اربعین و معماری نظم نوین جهانی
اربعین یک تمرین حکمرانی جهانی است که افق‌های نظم نوین را ترسیم می‌کند. این رخداد به سه طریق، نظم موجود را به استیصال می‌کشاند:
زوال هژمونی رسانه‌ای: نظم نوین جهانی غرب متکی به مدیریت ادراک است. اربعین با ایجاد واقعیت بدیل از طریق پیوندهای انسانی بی‌واسطه، امپراتوری رسانه‌ای غرب را که سعی در نادیده‌انگاری قدرت اسلام دارد، خنثی می‌کند.
شبکه‌سازی تمدنی: حماسه تشییع و بدرقه تاریخی امام شهید و شهید سلیمانی نشان داد که چگونه این همدلی فراملی می‌تواند در یک لحظه به یک اراده سیاسی واحد تبدیل شود. این شبکه‌سازی، دقیقا همان چیزی است که استراتژیست‌های غرب از آن به عنوان قدرت نرم تمدنی یاد می‌کنند؛ قدرتی که می‌تواند مرزهای ژئوپلیتیک را بی‌اثر کرده و نظم امنیتی تحمیلی را در عمق استراتژیک‌اش به چالش بکشد.
آینده‌پژوهی امت اسلامی: نظم آینده، نه بر پایه توازن قوا به معنای کلاسیک، بلکه بر پایه اتصال هسته‌های مقاومت فرهنگی شکل خواهد گرفت. اربعین، زیرساخت نرم این شبکه است. در این نظم نوین، قدرت از انباشت سلاح به سمت قدرت پیوند گفتمانی در حال انتقال است.
جمع‌بندی: اربعین حسینی، فراتر از یک آیین دینی، بیانیه سیاسی امت اسلامی برای قرن جدید است. در حالی که نظم جهانی لیبرال با بحران معنا و تنهایی انسان مدرن دست و پنجه نرم می‌کند، این رخداد تمدنی، منطق جدیدی از زیست سیاسی را پیش می‌کشد که در آن عدالت، کرامت و پیوند امت‌محور، ارکان ثبات تمدنی هستند. گذار به نظم نوین جهانی، نه از مسیر دیپلماتیک مرسوم، بلکه از طریق تعمیق همین سرمایه‌های تمدنی و تبدیل آنها به یک اراده جمعی فراملی محقق خواهد شد. تاریخ در حال ورق خوردن است؛ اربعین، پیشرانه این تحول تمدنی است که در آن نظم کهن، جای خود را به نظمی برآمده از عقلانیت ایمانی می‌دهد.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.