هر ساختار سازمانی زمانی کارآمد است که بتواند متناسب با ماموریت خود، اطلاعات را دریافت کند، آن را به تصمیم تبدیل کند و تصمیم را در کوتاه‌ترین زمان ممکن به مرحله اجرا برساند. در ساختارهای نظامی، اهمیت این موضوع دوچندان است؛ زیرا فاصله میان دریافت اطلاعات، تحلیل، تصمیم‌گیری و اقدام می‌تواند در شرایط بحرانی تعیین‌کننده باشد.

آگاه: از همین منظر، اهمیت روند ادغام ستاد کل نیروهای مسلح و قرارگاه مرکزی خاتم‌الانبیا (ص) را باید فراتر از عنوان «ادغام دو مجموعه» دید. این دو مجموعه در طول دهه‌های گذشته، اگرچه ارتباط نزدیکی با یکدیگر داشته‌اند، اما در دو سطح متفاوت از ماموریت‌های فرماندهی و هماهنگی فعالیت می‌کردند. قرارگاه مرکزی خاتم‌الانبیا(ص) اساسا با ماموریت فرماندهی و هماهنگی عملیات مشترک شناخته شده و ستاد کل نیروهای مسلح نیز در سطح عالی، وظایف و ماموریت‌های مربوط به سیاست‌گذاری، برنامه‌ریزی، هماهنگی و سازماندهی کلان نیروهای مسلح را دنبال کرده است.
بنابراین، وقتی این دو ظرفیت در یک ساختار واحد به هم نزدیک می‌شوند، مسئله اصلی را باید در نحوه اتصال تصمیم راهبردی به اقدام عملیاتی جست‌وجو کرد. یکی از نتایج مهم هر بازآرایی سازمانی، روشن‌تر شدن مرز مسئولیت‌ها و جلوگیری از انجام فعالیت‌های مشابه در چند سطح است. در ساختارهایی که بخش‌های مختلف، ماموریت‌های نزدیک یا مکمل دارند، اگر سازوکار ارتباط میان آنها بیش از اندازه طولانی یا چندلایه باشد، بخشی از انرژی سازمان به جای تولید تصمیم و اقدام، صرف هماهنگی میان واحدها خواهد شد.
ادغام ستاد کل و قرارگاه مرکزی خاتم‌الانبیا (ص) از این منظر می‌تواند ظرفیت‌های موجود را در یک مسیر منسجم‌تر قرار دهد. به بیان دیگر، هدف از این تغییر را می‌توان ایجاد سازوکاری دانست که در آن اطلاعات، ارزیابی، تصمیم‌سازی، برنامه‌ریزی و فرماندهی عملیاتی با فاصله کمتری از یکدیگر قرار گیرند. البته این به معنای آن نیست که پیش از این میان ستاد کل و قرارگاه خاتم‌الانبیا(ص) هماهنگی وجود نداشته است؛ بلکه این دو مجموعه اساسا برای ماموریت‌هایی مکمل شکل گرفته بودند و ارتباط سازمانی و عملیاتی میان آنها برقرار بوده است. موضوع جدید، سطح و نحوه یکپارچه‌سازی این ظرفیت‌ها است.
در چنین شرایطی، کاهش موازی‌کاری بیش از آنکه به معنای حذف یک فعالیت یا مجموعه باشد، به معنای جلوگیری از تکرار فرآیندها و کوتاه کردن مسیرهایی است که می‌توانند در یک زنجیره فرماندهی منسجم‌تر انجام شوند. نکته مهم دیگر این است که ادغام را نباید صرفا جمع دو مجموعه تلقی کرد. ارزش اصلی چنین تغییری زمانی آشکار می‌شود که ظرفیت‌های هر دو بخش بتوانند در کنار یکدیگر، خروجی موثرتری ایجاد کنند.
ستاد کل از ظرفیت برنامه‌ریزی، سازماندهی، سیاست‌گذاری و شناخت کلان نیازهای نیروهای مسلح برخوردار است و قرارگاه مرکزی خاتم‌الانبیا(ص) نیز تجربه فرماندهی و هماهنگی عملیات مشترک را در اختیار دارد. نزدیک شدن این دو سطح، از منظر سازمانی می‌تواند باعث شود تجربه و داده‌های عملیاتی سریع‌تر به فرآیند تصمیم‌سازی منتقل شود و در مقابل، تصمیمات راهبردی نیز با فاصله کمتری به سطح اجرا برسند.
به این ترتیب، هم‌افزایی مورد انتظار از ادغام، نه فقط در افزایش تعداد نیروها یا امکانات، بلکه در ترکیب ظرفیت‌های مکمل معنا پیدا می‌کند؛ یعنی استفاده از توان ستادی و عملیاتی در یک زنجیره واحد. این مسئله به‌ویژه در شرایطی اهمیت دارد که تهدیدات امنیتی و نظامی، شکل یک‌بعدی گذشته را ندارند و پاسخگویی به آنها نیازمند هماهنگی میان حوزه‌های مختلف است.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.