آگاه: بالاخره تعاونی را پیدا میکنم؛ شرکتی تازه و مجهز که در تجربههای قبلیام از ترمینال جنوب ندیده بودم. خودم را به اتوبوس میرسانم، اما برای رسیدن به آن دویدهام و نفسم بالا نمیآید. صدای اذان هم در ترمینال پیچیده است و نگران نماز هستم. راننده میگوید: «وسایلتان را بگذارید و بروید نماز. منتظر میمانیم.»
اتوبوس قرار است ساعت هفتونیم حرکت کند، اما راننده میگوید کمی بیشتر منتظر میمانند. نماز که تمام میشود، وارد اتوبوس میشوم و برای لحظهای از دیدن آن همه تمیزی و تازگی به وجد میآیم. اتوبوس نو است، صندلیها تکنفرهاند و صندلی خودم قابلیت تخت شدن دارد. پردهها تمیزند، زیرپایی و اهرمهای تنظیم صندلی سالم است و کولر، با وجود گرمای بیرون، هوای خنکی میدهد که آزاردهنده نیست. خوشحال بودم که چنین شانسی داشتم زیرا میدانستم همه اتوبوسها در این حد تمیز نیستند.
ترمینال برای من همیشه تصویری عجیب داشته است؛ شبیه لانهای بزرگ که آدمها از گوشهوکنارش وارد میشوند، دور تعاونیها میچرخند و بعد سوار اتوبوسهایی میشوند که هرکدام به سمت یک شهر میروند. اتوبوسها در محیط این لانه جمع میشوند و بعد، یکییکی از آن خارج میشوند. شاید بتوان ترمینال را قلبی تصور کرد که مسافران را به رگهای جاده میفرستد؛ رگهایی که هرکدام به شهری متفاوت میرسند.
اتوبوس چگونه بخشی از زندگی ایرانیها شد؟
داستان اتوبوس در ایران البته از ترمینالهای امروزی و بلیت اینترنتی شروع نشده است. روایتهای تاریخی، ورود نخستین اتوبوس به ایران را به سالهای پایانی دوره قاجار و شهر رشت نسبت میدهند. گفته میشود نخستین اتوبوس توسط تاجری بلژیکی از مسیر باکو و انزلی وارد ایران شد و بعد معینالتجار آن را خرید و به تهران آورد. اتوبوس او در مرکز تهران آن روزگار، با کرایه سه شاهی برای هر مسافر، به کار افتاد.
اتوبوسها در آغاز حتی شکل و ساختار استانداردی هم نداشتند. شاسی و موتور از خارج وارد میشد و در کارگاههای داخل ایران روی آنها اتاقهای چوبی ساخته میشد. در دورهای که هنوز جادهها چندان مناسب این وسیله نبودند، فرسودگی و خرابی اتوبوسها هم بخشی از واقعیت حملونقل بود. حتی رقابت رانندگان برای جذب مسافر گاهی به درگیری و حادثه منجر میشد. بعدها با شکلگیری شرکت واحد و ورود اتوبوسهای بنز، حملونقل اتوبوسی شکل منظمتری پیدا کرد. این تاریخ البته بیشتر تاریخ حملونقل است؛ اما برای خیلی از ما، تاریخ واقعی اتوبوس با خاطراتی شروع میشود که از صندلیهای آن داریم.
وقتی هر ردیف چهار نفره بود
من هنوز اتوبوسهای بنز قدیمی را به یاد دارم. هر ردیف چهار صندلی داشت، فاصله صندلیها کم بود و خبری از فضای شخصی نبود. صندلیها راحت نبودند و خوابیدن در مسیر طولانی کار سادهای نبود. کمردرد و پادرد انگار بخشی از خود سفر بود.
ترمینال هم بوی خودش را داشت؛ ترکیبی از دود و گازوئیل که گاهی هنوز هم میشود ردی از آن را پیدا کرد، اما نه به اندازه سالهای دور. آن زمان خبری از اینترنت و انتخاب صندلی هم نبود. باید میدانستی اتوبوس اراک، شیراز یا مشهد چه ساعتی حرکت میکند. خودت را به تعاونی میرساندی، بلیت میخریدی و سوار میشدی. بعدتر رزرو تلفنی آمد و کمی کار آسانتر شد. گاهی حتی لازم نبود تا ترمینال برویم؛ از ساعتها قبل در محلی در مسیر منتظر میماندیم تا اتوبوس برسد و سوار شویم. اما بعد، ولووها آمدند و سفر برای نسل من شکل دیگری پیدا کرد.
یک تلویزیون و یک لیوان نوشابه
ولووها هنوز برای من بخشی از خاطرات کودکیاند. صندلیها همچنان چهار نفره بودند، اما حرکت میکردند و راحتتر شده بودند. پشت صندلی جلویی یک میز کوچک بود. تلویزیون داشتند و در مسیر برای مسافران فیلم پخش میشد.
پک خوراکی میدادند و مخزن آبسردکن همیشه پر بود. گاهی شاگرد راننده در اتوبوس نوشابه پخش میکرد؛ با لیوان یکبار مصرف. برای ناهار، ساندویچی از خانه داشتیم یا چیزی در مسیر میخریدیم و همان نوشابه را کنارش میخوردیم.
امکانات امروز شاید در مقایسه با آنچه یک اتوبوس VIP ارائه میکند ابتدایی به نظر برسد، اما برای یک کودک کافی بود تا سفر به چیزی بیشتر از جابهجایی تبدیل شود. تماشای فیلم، خوردن ساندویچ و نوشابه و نگاه کردن به جاده از پشت شیشه، خودش بخشی از لذت رسیدن به مقصد بود. این شاید مهمترین تغییر در تجربه سفر با اتوبوس باشد: از تحمل مسیر به تجربه کردن مسیر.
سفر برای همه؛ از امنیت تا آسودگی
یکی از تغییرات مهم سفر با اتوبوس در سالهای اخیر، بیشتر شدن توجه به آسودگی و امنیت مسافر است. برای زنان، بهخصوص کسانی که تنها سفر میکنند، انتخاب صندلی و امکان خرید اینترنتی بلیت، اطلاعات روشنتر درباره شرکت و مسیر و حضور در پایانههای رسمی میتواند بخشی از نگرانیهای سفر را کم کند.
در اتوبوسهای جدید، فضای شخصی بیشتر و صندلیهای تکنفره نیز احساس راحتی بیشتری ایجاد میکند. البته امنیت فقط به امکانات اتوبوس محدود نمیشود؛ کیفیت رانندگی، رعایت مقررات، استراحت راننده، سلامت خودرو و نظارت بر شرکتهای مسافربری، عواملی هستند که تجربه یک سفر ایمن را شکل میدهند. در نهایت، اتوبوس زمانی میتواند انتخابی مطمئن باشد که «راحتی» و «ایمنی» را همزمان جدی بگیرد.
هنوز میلیونها نفر روی همان رگها حرکت میکنند
امروز اتوبوس لزوما انتخاب اول مسافر نیست. هواپیما زمان سفر را کم میکند و قطار، بهخصوص در مسیرهایی که کوپهای مناسب در دسترس باشد، برای بسیاری راحتتر است. حتی گاهی قیمت قطار کوپهای به اتوبوس VIP نزدیک میشود و طبیعی است که مسافر قطار را انتخاب کند.
اما اتوبوس هنوز از زندگی سفر ایرانیها حذف نشده است. تازهترین آمار سازمان راهداری نشان میدهد در چهار ماه نخست امسال بیش از ۴۵ میلیون و ۱۰۵ هزار مسافر با ناوگان حملونقل عمومی بینشهری جابهجا شدهاند؛ سهم اتوبوسها بیش از ۲۳ میلیون و ۲۵۱ هزار مسافر بوده است. در همین مدت ۱۴ هزار و ۲۵۵ دستگاه اتوبوس بینشهری فعال بوده و ۷۸۲ پایانه مسافری در کشور فعالیت داشتهاند. این اعداد یعنی اتوبوس هنوز بخش بزرگی از جریان سفر در ایران است؛ حتی اگر دیگر مثل گذشته، رویای سفر نباشد.
شاید اتوبوسها عوض شده باشند، اما صحنه اصلی همان است: آدمهایی که در ترمینال جمع میشوند، سوار میشوند و بعد هرکدام در نقطهای از کشور از هم جدا میشوند. ترمینال دوباره خالی میشود، اتوبوس راه میافتد و مسافران در رگهای جاده پخش میشوند. ما شاید امروز برای رسیدن به مقصد، گزینههای سریعتر و راحتتری داشته باشیم، اما تا وقتی جادهها به شهرهای مختلف ایران میروند، اتوبوس هم جایی در این جریان خواهد داشت؛ گاهی برای ارزانتر سفر کردن، گاهی چون قطار نیست و گاهی فقط برای اینکه چند ساعت دیگر، دوباره همان تجربه قدیمی را تکرار کنیم: نشستن کنار آدمهایی که نمیشناسیم، نگاه کردن به جاده و رسیدن به شهری که تا چند ساعت قبل فقط یک نام روی بلیت بود.
نظر شما