۳۰ مرداد ۱۴۰۵ - ۲۳:۳۷
کد مطلب: ۲۴٬۶۹۹

لذت منتظر بودن در عصر شتاب

امیر اسماعیلی _ سردبیر

در عصر شتاب و غفلت، آنجا که زمان چون رودخانه‌ای بی‌صدا از کنار ما می‌گذرد و آسمان شهرها از دود و نورهای مصنوعی پوشیده شده، کسانی هستند که نگاه‌شان را به افقی دورتر دوخته‌اند.

آگاه: منتظران ظهور حضرت مهدی (عج)؛ نه تماشاگران منفعل تاریخ، بلکه نقش‌آفرینانی هستند که صحنه اکنون را با امید به فردایی موعود و وعده داده شده می‌آرایند. آنها در میان هیاهوی روزمره راه می‌روند، کار می‌کنند، می‌خندند، می‌گریند، اما در عمق وجودشان رشته‌ای نامرئی به حقیقتی بزرگ‌تر متصل است؛ حقیقتی که تاریخ را معنا می‌بخشد و رنج‌ها را تاب‌آوردنی می‌کند. انتظار در فرهنگ شیعی، هرگز به معنای نشستن و چشم‌ دوختن به در نبوده است. روایات، انتظار را افضل‌العباد خوانده‌اند؛ عبادتی که از جنس حرکت است، نه سکون. منتظر حقیقی کسی است که پیش از ظهور، ظهور را در وجود خود تمرین می‌کند: عدالت را در رفتار روزمره‌اش جاری می‌سازد، ظلم را در مقیاس کوچک خانه و حتی محل کارش برنمی‌تابد و امید را چون مشعلی در تاریکی‌های شخصی و جمعی زنده نگه می‌دارد. او می‌داند که ظهور، نه حادثه‌ای ناگهانی از آسمان، که نتیجه آمادگی زمین است؛ زمینی که باید از آلودگی‌های اخلاقی، اجتماعی و معرفتی پالایش شود. انتظار، در حقیقت، نوعی مسئولیت است؛ مسئولیتی که فرد را از انفعال بیرون می‌کشد و او را به سوی خودسازی، جامعه‌سازی و آگاهی‌بخشی سوق می‌دهد. در دوران عصر غیبت کبری و همزمان عصر اطلاعات و انزوا، نقش منتظران دوچندان حساس می‌شود. جهان امروز پر از صداست: صدای جنگ، صدای بازار، صدای الگوریتم‌هایی که توجه را می‌بلعند و انسان را در چرخه‌ای بی‌پایان از مصرف و نمایش گرفتار می‌کنند. در چنین هیاهویی، منتظر بودن یعنی مقاومت در برابر بی‌معنایی. یعنی باور به اینکه تاریخ، پایانی عادلانه دارد و انسان، مسئول بخشی از آن پایان است. منتظران، با همین باور، در میدان‌های مختلف حضور دارند: در حلقه‌های معرفتی که علم را با اخلاق پیوند می‌زنند، در فعالیت‌های اجتماعی که عدالت را از شعار به عمل می‌کشانند، در رسانه‌ها و فضای عمومی که روایت‌های امید را زنده نگه می‌دارند و در زندگی شخصی که صبر و خویشتن‌داری را به سلاح تبدیل می‌کنند. آنها نه از جهان می‌گریزند و نه آن را به حال خود رها می‌کنند. انتظار برایشان به‌معنای حضور فعال در غیاب است. هر اصلاح کوچک در رفتار، هر ایستادگی در برابر بی‌عدالتی، هر تلاش برای آگاهی‌بخشی، گامی است به‌سوی آمادگی جمعی. در روزگاری که بعضی از امید خسته شده‌اند و یأس چون غباری غلیظ بر قلب‌ها نشسته، منتظران با سکوت پرمعنایشان یادآوری می‌کنند که تاریکی، هرچند طولانی، پایان‌پذیر است؛ به شرط آنکه چراغ‌ها خاموش نشوند. آنان می‌دانند که ظهور، تنها یک رویداد تاریخی نیست؛ بلکه تحقق وعده‌ای الهی است که تحقق آن، به آمادگی انسان‌ها گره خورده است. از این‌رو، منتظر واقعی، همواره در حال ساختن است: ساختن خود، ساختن روابط، ساختن جامعه‌ای که بتواند پذیرای عدالت کامل باشد. شاید بتوان گفت نقش اصلی منتظران در این عصر، حفظ امید است. در جهانی که فراموشی را به صنعت تبدیل کرده و خاطرات جمعی را در جریان بی‌وقفه اخبار و سرگرمی‌ها محو می‌کند، آنها یادآوری می‌کنند که عدالت، آرمانی دور از دسترس نیست؛ بلکه امانتی است که باید نسل‌به‌نسل پاس داشته شود تا روزی به دست صاحب اصلی‌اش برسد. انتظار، برای آنان، نه صرفا یک اعتقاد قلبی، که سبکی از زندگی است؛ سبکی که در آن، هر روز فرصتی برای نزدیک‌تر شدن به آرمان موعود است. تا آن روز که فرج فرا رسد، هر منتظر صادق، خود قطعه‌ای از آن ظهور است؛ قطعه‌ای که با اخلاص، صبر و عمل صالح، تصویر کامل عدالت را کامل‌تر می‌کند.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.