آگاه: در همین رابطه اوایل مرداد، دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا تصاویری تولیدشده با هوش مصنوعی را منتشر کرد که در آن حملات هوایی به خاک ایران و جزیره خارک شبیهسازی شده بود؛ اقدامی که بیش از آنکه بازتاب واقعیتهای میدانی باشد، یادآور تلاش برای نمایش قدرت در فضای مجازی است. «مرد دیوانه» کاخ سفید همچنین با کمک هوش مصنوعی از تنگه هرمز عبور کرد.
این اقدام ترامپ با واکنشهایی در فضای مجازی همراه شده و برخی کاربران، انتشار چنین تصاویر ساختگی را تلاشی برای بهرهبرداری تبلیغاتی و جنگ روانی ارزیابی میکردند. البته واکنشها به تهدیدات و یاوهگوییها رئیس دولت آمریکا محدود به کاربران فضای مجازی نمیشد. از همان ابتدای جنگ تحمیلی، برخی شخصیتها و کارگزاران نظام پاسخ مناسبی به درشتگوییهای ترامپ و نتانیاهوی جنایتکار میدادند. شهید عزیز علی لاریجانی دبیر وقت شورای عالی امنیت ملی حقیقتا با توئیتهای ضربدار و محکمش دشمن را کلافه کرده بود و همین پیام اقتدار و قدرت بازدارندگی که او در توئیتهایش میآورد منجر شد، دشمن دیگر حضورش را تحمل نکند و وی را به شهادت برساند.
لاریجانی رفت اما راه و مسیر او استمرار دارد. همچنین مسئولانی هستند که شناخت خوبی از رسانه و فضای مجازی دارند و با کنشگریها و بیان مواضعشان در دیدارهای خود با همتایانشان یا سایر مسئولان از کشورهای دیگر، جواب درخوری به دشمن متجاوز میدهند. ۱۸ و ۱۹ مرداد خبری مهم در رسانهها منتشر شد. نخست مربوط به انتصاب محسن رضایی به عنوان نماینده رهبر انقلاب در شورای عالی امنیت ملی بود. یک روز پس از آن خبر آمد: «فرمانده کل قوا با صدور حکمی ۶ فرمانده عالیرتبه در نیروهای مسلح را منصوب کردند.» آنچه حائز اهمیت است، حضور و نقشآفرینی چهرههایی در مناصب کلیدی و راهبردی است که کاملا با رسانه و میدان آشنا هستند و در توئیتهایشان، بازی رسانهای دشمن را به هم میزنند.
محسن رضایی یا همان «آقا محسن» دوران دفاع مقدس هشت ساله پس از پذیرش مسئولیت دبیری شعام به خوبی خط رسانهای انقلاب را در فضای مجازی دنبال میکند و در واکنش به خوابهای ترامپ در قبال تنگه هرمز در صفحه شخصیاش نوشت: «فاصله میان ناتوانی آمریکا در باز کردن تنگه هرمز و ادعای مالکیت بر آن، از فاصله ۷۰۰۰ مایلی واشنگتن تا تنگه هرمز هم بیشتر است! به نظم پسا آمریکایی در خلیج فارس خوش آمدید.»
او پیش از این در توئیت دیگری آورده بود: «تا زمانی که همه شرایط برآورده نشود، تنگه هرمز بسته خواهد ماند. پیام ایران واضح است: تنگه هرمز تا زمانی که ایالات متحده به جنگ و محاصره پایان ندهد، داراییهای مسدود شده ایران را آزاد نکند و جنگ در سراسر منطقه از جمله در لبنان و غزه پایان نیابد، بازگشایی نخواهد شد. تا زمانی که همه شرایط برآورده نشود، تنگه هرمز بسته خواهد ماند.»
۲۰ مرداد: سرلشکر محسن رضایی در دیدار با سفیر چین ضمن اشاره به ظرفیت بزرگ توسعه روابط درباره وضعیت تنگه هرمز گفت: تا زمانی که آمریکا رفتار خود را تغییر ندهد و شروط ایران را نپذیرد تنگه هرمز باز نخواهد شد؛ در کل منطقه از جمله لبنان و غزه جنگ باید پایان یابد و شروطی دیگر که از طریق واسطهها به آنها منتقل شده است. این دیدار یک پیام رسانهای هم داشت؛ او در اولین دیدار خود به جای کت و شلوار رسمی با لباس سبز نظامی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی پیامی خاص به دشمنان ایران اسلامی صادر کرد و آن اینکه ما در هر لحظه آمادهایم.
مواضع وی پیرامون لبنان با قدردانی حماس روبهرو شد. باسم نعیم، رئیس دفتر روابط عربی و اسلامی جنبش حماس با بیان اینکه اظهارات سرلشکر محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران، درباره ضرورت پایان دادن به جنگ در سراسر منطقه، از جمله در لبنان و غزه، بسیار ارزشمند است، تاکید کرد: «توقف این جنگها منافع عالی منطقه، ملتهای آن و آینده آنها را تامین میکند و ادامه این جنگها تنها در خدمت طرحهای دشمن صهیونیستی است.»
۲۱ مرداد او با وزیر کشور پاکستان و باز با پوشش لباس سپاه دیدار کرد و خطاب به سیدمحسن نقوی گفت که روابط و علاقه میان رهبران، دولتها و فرماندهان نظامی ایران و پاکستان، سرمایه بزرگی برای انجام اقدامات بزرگ در منطقه و در جهت پیشرفت و تعالی دو کشور به شمار میرود.
کنشگریهای دبیر شعام به دیدارها یا توئیتهایش خلاصه نمیشد. ۲۰ مرداد پیامی صادر و از حسن اعتماد و عنایت رهبر مقتدر انقلاب اسلامی، حضرت آیتالله سیدمجتبی خامنهای و نیز از حسن نظر ریاست محترم جمهور متواضعانه قدردانی و حرف اول و آخر را در همان ابتدای حضورش در سمت جدید به دشمن زد و تصریح کرد: «جمهوری اسلامی ایران در برابر هیچ تهدیدی از حقوق و منافع ملت خود عقبنشینی نخواهد کرد و در همین راستا تصمیمات در این حوزه باید قویتر از گذشته با شناخت دقیق صحنه و با تدبیر و شجاعت اتخاذ گردد.»
در مجموع شبکههای مجازی، فضایی را فراهم کرده تا مسئولان کشوری و لشکری سریع و صریح با بدخواهان ایران اتمام حجت کنند. سرلشکر علی عبداللهی که به تازگی حکم ریاست ستاد کل نیروهای مسلح را از فرمانده کل قوا دریافت کرد در صفحه شخصیاش در مجازی به کشورهای منطقه هشدار داد: هرگونه کمک و تسهیلگری به ارتش متجاوز آمریکا به منزله مشارکت با نیروهای نظامی آمریکاست. با توجه به جنگ رسانهای آمریکاییها علیه ایران و توئیتهایی که هرازگاهی رئیسجمهور تروریستی آمریکا میزند، توئیتهای مسئولان ایرانی همچون محسن رضایی، سرلشکر عبداللهی یا محمدباقر قالیباف که در ایام جنگ ۴۰ روزه پیامهایش در صفحه شخصیاش ـ بهخصوص مطالبی که به زبان انگلیسی نوشته میشد- بازتاب گستردهای پیدا کرده و مطالب آنها ضربه روانی زیادی را به دشمن وارد میکرد.
آمریکا و جنگ روایتها علیه ایران
سیدمحمدصادق بهشتیان - آگاه مسائل رسانه : در قرن بیستویکم، رسانه دیگر صرفا وسیله انتقال خبر نیست، بلکه به بازیگر اصلی در ساختن، بازسازی و تثبیت واقعیت اجتماعی تبدیل شده است؛ واقعیتی که گاه پیش از وقوع هر رویداد نظامی یا سیاسی، در میدان روایتها شکل میگیرد و افکار عمومی را جهت میدهد. ایران در سالهای گذشته بهصورت مداوم در معرض عملیات روایتسازی قرار داشته است. از پرونده هستهای گرفته تا تحولات منطقهای، موضوع حقوق بشر و برچسبزنی در حوزه تروریسم، همواره تلاش شده است با تولید روایتهای متناقض و بعضا جعلی، تصویر ایران در افکار عمومی جهانی مخدوش شود. در چنین شرایطی، امنیت ذهنی و ادراکی جامعه بهاندازه امنیت نظامی اهمیت دارد و اگر جامعه در سطح ذهن و ادراک دچار آسیب شود، حتی در شرایط فقدان جنگ سخت نیز با نوعی فرسایش اجتماعی و سیاسی روبهرو خواهد شد. در چنین فضایی با مفهوم «جنگ روایتها» روبهرو هستیم. جنگ روایتها را میتوان جنگی پیشینی دانست، یعنی جنگی که پیش از آغاز درگیری نظامی، در سطح معنا، واژه، تصویر و تفسیر آغاز میشود. در این میدان، هر طرف میکوشد پیش از آنکه رخدادها بهصورت عینی دیده شوند، آنها را با روایت مطلوب خود قالبریزی کند. به همین دلیل است که تعاریف نیز در این میدان تغییر میکنند، بهگونهای که ممکن است مفاهیمی مانند جهاد و ترور یا شهید و هلاکت، بسته به زاویه روایت، در ذهن مخاطب دگرگون شوند.
در برخی مقاطع، تناقضگوییهای آشکار در سخنان چهرههای سیاسی غربی، از جمله دونالد ترامپ، نشان میدهد که آنها درک روشنی از ثبات روایت ندارند. در مقابل، رسانههای ایرانی توانستهاند در بسیاری از بزنگاهها با روایتگری موثر و دقیق، صحنه را بازتعریف کنند. همین توان روایتگری بود که گاهی طرف مقابل را وادار به واکنشهای شدید میکرد و حتی به اقدام علیه ساختمانهای رسانهای ایران منجر میشد، زیرا درک کرده بودند که رسانه، در این نبرد، تنها ناظر نیست، بلکه خود میدان اصلی است.شهید حاجقاسم سلیمانی با ادبیاتی که انتخاب میکرد، بخشی از این میدان را بهخوبی مدیریت کرد. جمله مشهور او که «شما جنگ را شروع میکنید، اما ما آن را تمام میکنیم» نمونهای از روایتسازی قدرتمند و بازدارنده است؛ روایتی که نهتنها در سطح نظامی، بلکه در سطح ادراک عمومی نیز اثرگذار بود و به مخاطب این پیام را منتقل میکرد که جمهوری اسلامی ایران از موضع ضعف سخن نمیگوید، بلکه روایت خود را بااقتدار پیش میبرد.
«مات روایتی» تنها یک پدیده سیاسی یا رسانهای نیست. این وضعیت در زندگی روزمره نیز قابل مشاهده است. برای نمونه، در تصمیمات مالی، انتخابهای شغلی، ازدواج یا فرزندآوری، افراد ممکن است تحت تاثیر روایتهای منفی و هشدارهای مکرر قرار بگیرند و در نتیجه از اقدام بازبمانند. تفاوت «جنگ روایتها» و «مات روایتی» در این است که اولی بیشتر پیش از رخدادهای بزرگ و در سطح آمادهسازی ذهنی شکل میگیرد، اما دومی پس از مواجهه با انبوه دادهها و در میانه تصمیمگیری بروز میکند و ذهن را در وضعیت انفعال قرار میدهد. برای عبور از مات روایتی، نباید در دام تعلل و انفعال افتاد. انسان باید با تکیه بر مشورت درست و شناخت دقیق شرایط، دست به انتخاب بزند، زیرا توقف طولانیمدت در وضعیت تردید، خود نوعی شکست است. شخصیت فعال و پویا در برابر انبوه روایتهای متناقض، کمتر آسیب میبیند و بهتر میتواند مسیر خود را پیدا کند. جامعه ایرانی در طول سالهای گذشته نشان داده است که بهسادگی تحت تاثیر روایتهای تحمیلی قرار نمیگیرد و در بسیاری از موارد، با درکی عمیق و تاریخی، میان واقعیت و روایت تمایز قائل میشود. همین فهم عمومی از مسئله، یکی از دلایل ناکامی بسیاری از پروژههای روایتسازی علیه ایران بوده است.
نظر شما