مرضیه کیان،‌ خبرنگار: وقتی تمام تریبون‌های رسمی خاموش می‌شوند، وقتی لنز دوربین‌های بین‌المللی با اراده سیاستمداران غربی جهت خود را تغییر می‌دهند و کلمات در چنبره سانسور گرفتار می‌آیند، این دیوارها هستند که زبان باز می‌کنند. در فلسطین، مساجد تنها عبادتگاه نیستند؛ آنها سنگرهای فرهنگی، اتاق‌های فکر و البته بزرگ‌ترین و صادق‌ترین رسانه‌های میدانی مقاومت‌اند. در دهه‌های گذشته، دیوارنوشته‌های مساجد از غزه تا کرانه باختری، مرزهای شعارنویسی خیابانی را درنوردیده و به متنی ادبی، هنری و تاریخی برای خوانش تاریخ مقاومت تبدیل شده‌اند.

روزنامه دیواری مقاومت

آگاه: این گزارش، روایتی است از کلماتی که روی آجرهای مساجد نفس می‌کشند و زیبایی‌شناسی مقاومتی که زیر سایه سنگین اشغال خلق می‌شود. این کلمات، تجسم فریادهای فروخورده نسلی هستند که از دل آوارها برخاسته‌اند تا روایتگر داستان پرغصه اما حماسی سرزمین خود باشند. دیوارهایی که شبانه با اسپری‌های رنگ به حرف می‌آیند و صبحگاهان به روزنامه‌ای سراسری برای عابران خسته اما امیدوار بدل می‌شوند. اینجا معماری و واژه درهم می‌آمیزند تا تاریخ را نه با جوهر بر کاغذ، که با رنگ بر سیمان حک کنند.

در تاریخ مبارزات ضداستعماری، استفاده از فضای شهری برای انتقال پیام، سنتی دیرینه است. اما در جغرافیای فلسطین، این پدیده ابعاد متفاوتی به خود گرفته است. در شرایطی که رسانه‌های جریان اصلی تحت نفوذ و چیرگی متحدان غربی و آمریکایی رژیم اشغالگر قرار دارند و هرگونه صدای مخالف با برچسب‌های امنیتی خفه می‌شود، جوانان فلسطینی دیوارهای مساجد را به‌عنوان تریبونی برای شکستن این محاصره رسانه‌ای برگزیده‌اند. مسجد، به‌عنوان کانون تجمع روزانه و قلب تپنده محلات فلسطینی، بهترین بوم برای خلق این رسانه جایگزین است. در روزگاری که امپراتوری‌های رسانه‌ای تلاش می‌کنند جای جلاد و قربانی را عوض کنند، معماری بومی به کمک حقیقت می‌آید. دیوارنوشته‌ها یا همان گرافیتی‌ها در اینجا کارکردی چندگانه و حیاتی دارند: آنها همزمان اخبار عملیات‌ها را مخابره می‌کنند، برای شهدای محله مرثیه می‌سرایند، به مردم خسته امید می‌بخشند و خطوط قرمز اشغالگران را به سخره می‌گیرند. این دیوارها، روزنامه دیواری ملتی هستند که چاپخانه‌های‌شان مدام بمباران و فرستنده‌های رادیویی‌شان زیر شنی تانک‌ها له می‌شود. اینجا، هر آجر بخشی از یک ماشین چاپ بزرگ است که با دست‌های پنهان جوانان در تاریکی شب به کار می‌افتد تا صبح فردا، تیترهای مقاومت را پیش چشم جهانیان قرار دهد.
وقتی دیوار، شعر می‌خواند
آنچه دیوارنوشته‌های مساجد فلسطین را از یک کنش سیاسی صرف به پدیده‌ای فرهنگی و هنری ارتقا می‌دهد، فرم ادبی و زیبایی‌شناختی آنهاست. این نوشته‌ها دیگر تنها شعارهای تند و تیز و شتاب‌زده نیستند؛ بلکه به‌مرور زمان با ادبیات کلاسیک عرب، شعر مقاومت و هنر اصیل خوشنویسی پیوند خورده‌اند. انگار که روح درام و تئاتر خیابانی در کالبد کلمات دمیده شده باشد.
استفاده از خطوط ثلث و کوفی برای نگارش آیات قرآن با مضامین جهاد و ایستادگی، ترکیب چشم‌نوازی از هنر اسلامی و روحیه سلحشوری خلق کرده است. در کنار آیات روشن وحی، اشعار شاعران بزرگ مقاومت همچون محمود درویش، سمیح القاسم و غسان کنفانی با اسپری‌های رنگ روی دیوارها نقش می‌بندد. این دیوارنوشته‌ها نشان می‌دهند که مقاومت فلسطین، نه یک حرکت کور، که جریانی عمیقا فرهنگی و مبتنی بر خوانش زیبایی‌شناسانه از مفاهیمی چون وطن، شهادت و آزادی است. وقتی جوانی در نیمه‌های شب، با خطی خوش روی دیوار مسجد محله‌اش می‌نویسد: «ما اینجا می‌مانیم، تا زمانی که زیتون‌ها ثمر دهند»، او در واقع در حال خلق یک اثر ادبی است که تا سال‌ها در حافظه بصری مردم رهگذر حک می‌شود. این واژگان، نمایش‌نامه‌ای نانوشته از زندگی روزمره مردمی هستند که هنر را به سلاحی برای بقا تبدیل کرده‌اند.

کلماتی که سند می‌شوند
دیوارهای مساجد فلسطین، بایگانی زنده و بدون سانسور تاریخ شفاهی مقاومت‌اند. پژوهشگران تاریخ، نویسندگان و جامعه‌شناسان می‌توانند با مطالعه این دیوارنوشته‌ها، سیر تطور گفتمان مقاومت را به‌دقت ردیابی کنند. هر دوره تاریخی، واژگان و ادبیات خاص خود را روی این دیوارها ثبت کرده است. در دوران انتفاضه اول یا همان انتفاضه سنگ، شعارها کوتاه‌تر، دعوت‌کننده‌تر و مبتنی بر حضور مستقیم خیابانی بود. در دهه‌های بعد و با تغییر شکل مبارزه، دیوارنوشته‌ها نیز پیچیده‌تر شدند و مفاهیم استراتژیک‌تری را دربر گرفتند.
این دیوارها همچنین کارکرد ثبت احوال مقاومت را دارند. نام شهدا، تاریخ دقیق شهادت‌شان، وصیت‌نامه‌های کوتاه و حتی نام عملیات‌هایی که در آنها شرکت داشته‌اند، با دقتی وسواس‌گونه روی دیوارهای مسجد محله ثبت می‌شود. این دیوارنوشته‌ها، اجازه نمی‌دهند غبار فراموشی بر چهره قهرمانان محلی بنشیند. آنها تاریخ را نه از نگاه فاتحان یا قدرت‌های مسلط جهانی که همواره در پی تحریف حقیقت‌اند، بلکه از زاویه دید مردم کوچه و بازار و پابرهنگانی که در برابر مجهزترین ارتش‌های خاورمیانه ایستاده‌اند، روایت می‌کنند. اینجا، دیوارها نقش مورخانی امین را بازی می‌کنند که با هر کلمه، سندی غیرقابل انکار از حقانیت یک ملت را به بایگانی زمان می‌سپارند.
کلماتی که روی آجرها می‌تپند
برای درک بهتر این متن ادبی و تاریخی، مرور برخی مضامین و دیوارنوشته‌های پرتکرار روی مساجد مناطقی چون غزه، جنین و نابلس ضروری است. این کلمات مانند دیالوگ‌های یک نمایش‌نامه مستند، پرده از درونیات جامعه فلسطین برمی‌دارند:

 متون حماسی و دعوت به ایستادگی
بسیاری از نوشته‌ها، دیالوگی مستمر با مردم برای حفظ روحیه است. این عبارات همچون خونی تازه در رگ‌های شهر جریان می‌یابند. جملاتی نظیر: «اینجا خانه خداست، اما کلیدش در جیب مقاومت است»  ‌ومحاصره را با خون می‌شکنیم، نه با التماس به سازمان ملل.

 ادبیات سوگ و شهادت
رویکرد فلسطینیان به مرگ و شهادت، در این گرافیتی‌ها کاملا شاعرانه و عارفانه است. مرگ در اینجا پایان نیست، بلکه آغاز یک روایت حماسی است. روی دیوار مسجدی در اردوگاه جبالیا نوشته شده بود: «شهادت، آخرین سطر یک قصیده ناتمام نیست؛ مطلع یک حماسه است» یا نوشته‌ای دیگر که با لطافتی بی‌پایان به مادران شهدا تقدیم شده است: «اشک‌هایت را پاک کن مادر، پسرت اکنون با فرشتگان قدم می‌زند.»

 طعنه‌های سیاسی و استعمارستیزی
بخش مهمی از این متون، کارکردی انتقادی علیه سازشکاران و حامیان غربی رژیم صهیونیستی دارد؛ جملاتی که با زبانی گزنده، سکوت جامعه جهانی و سیاست‌های دوگانه را هدف قرار می‌دهند: «گلوله‌های شما ساخت آمریکاست، اما سینه‌های ما ساخت فلسطین»‌و «حقوق بشر غربی، پشت دروازه‌های غزه متوقف می‌شود».

جنگ پاک‌کن‌ها و رنگ‌ها
اهمیت این دیوارنوشته‌ها به حدی است که رژیم اشغالگر، یگان‌های ویژه‌ای را برای امحای آنها اختصاص داده است. نبردی عجیب و نمادین در جریان است؛ سربازان تا دندان مسلح با سطل‌های رنگ خاکستری به خیابان‌ها می‌آیند تا کلمات را از روی دیوارهای مساجد پاک کنند و چهره شهر را به سکوتی مرگبار بکشانند. اما بلافاصله پس از رفتن آنها، جوانان فلسطینی با اسپری‌های رنگ بازمی‌گردند تا کلمات را از نو متولد کنند و رنگ زندگی و مبارزه را بر پیکر دیوارهای سیمانی بپاشند.
این «جنگ رنگ‌ها»، نمادی از تقابل دو اراده است؛ اراده‌ای که با پشتیبانی زرادخانه‌های آمریکایی تلاش می‌کند هویت، تاریخ و روایت یک ملت را از بین ببرد و اراده مردمی که با دست خالی، از کلمات به‌عنوان سپر و شمشیر استفاده می‌کنند. پاک ‌کردن سراسیمه این دیوارنوشته‌ها توسط اشغالگران، خود بزرگ‌ترین اعتراف به قدرت رسانه‌ای و اثرگذاری عمیق این متون ادبی و هنری است. آنها از کلماتی که روی آجرها نوشته می‌شوند، بیش از گلوله‌ها هراس دارند؛ زیرا می‌دانند که گلوله جسم را می‌شکافد، اما کلمه، ذهن و روح یک ملت را بیدار نگه می‌دارد.

متنی که هرگز تمام نمی‌شود
دیوارنوشته‌های مساجد فلسطین، صرفا خطوطی رنگی روی سیمان و آجر نیستند؛ آنها ادبیات پایداری حک‌شده بر کالبد شهرند. این متون، برآمده از دل تاریخ شفاهی ملتی هستند که تصمیم گرفته‌اند راوی رنج‌ها و حماسه‌های خود باشند؛ مردمی که نمی‌خواهند در نمایش‌نامه نوشته‌شده توسط استعمارگران، تنها سیاهی‌لشکر باشند. تا زمانی که اشغال ادامه دارد، این مساجد به‌عنوان بوم‌های نقاشی مقاومت، میزبان کلمات تازه خواهند بود و هر کلمه، آجری است در بنای رفیع تاریخی که آیندگان آن را با افتخار خواهند خواند. دیوارهای مساجد فلسطین ثابت کرده‌اند که در برابر بمب‌ها، گلوله‌ها و سانسورهای جهانی، کلمات همواره راهی برای زنده ماندن، جوانه زدن و تکثیر شدن پیدا می‌کنند. تاریخ در اینجا متوقف نمی‌شود، بلکه هر روز صبح با طلوع آفتاب روی آجرهای یک مسجد، ورق می‌خورد و خوانده می‌شود. این کلمات، میراثی جاودان برای نسلی است که آزادی را پیش از تجربه کردن، روی دیوارها مشق کرده است.
 

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.