آگاه: سالها مطالعه، تهیه پرونده، رایزنیهای داخلی و بینالمللی و تلاش برای اثبات ارزشهای استثنایی یک اثر، سرانجام میتواند به لحظهای برسد که نام آن در فهرست میراث جهانی یونسکو قرار میگیرد. مانند قلعه الموت و استحکامات آن، که بعد از ۲۵ سال جهانی شد. اما آیا ثبت جهانی، پایان کار است یا تازه اول کار؟ واقعیت این است که جهانی شدن یک اثر، پایان یک پرونده نیست بلکه آغاز دورهای تازه از مسئولیت است. دورهای که باید در آن، حفاظت، مرمت، کنترل ساختوساز، مدیریت گردشگری، مشارکت مردم محلی و توسعه منطقه همزمان مورد توجه قرار گیرد.
از لحظه ثبت، چه تعهداتی آغاز میشود؟
قرار گرفتن یک اثر در فهرست میراث جهانی به این معنا نیست که یونسکو مسئولیت مستقیم نگهداری روزانه آن را بر عهده میگیرد. مسئولیت اصلی حفاظت، همچنان با دولت و نهادهای مسئول در کشور صاحب اثر است.
هر اثر جهانی باید ارزشهایی را که به دلیل آنها در فهرست ثبت شده، حفظ کند همان ویژگیهایی که در ادبیات یونسکو از آن با عنوان ارزش برجسته جهانی یاد میشود. اگر توسعههای جدید، ساختوسازها، تخریب، مدیریت نادرست یا حتی مرمتهای غیرکارشناسی این ارزشها را تهدید کنند، موضوع میتواند به سطح بررسیهای بینالمللی برسد. مانند آنچه در میدان نقش جهان رخ داد و ساخت و ساز در برج جهاننما، کار را به واکنشهای جهانی و دخالت و حتی تهدید یونسکو برای بیرون راندن پرونده میدان از فهرست جهانی کشاند.
به همین دلیل کشور صاحب اثر باید برنامهای برای مدیریت آن داشته باشد. این برنامه تنها جمعآوری اسناد برای ثبت نیست بلکه باید مشخص کند. محدوده اصلی اثر و حریم آن چگونه کنترل میشود ساختوسازهای جدید بر اساس چه ضوابطی انجام میشوند؟ گردشگران تا چه اندازه میتوانند وارد محوطه شوند؟ چگونه از فرسایش و آسیبهای طبیعی جلوگیری میشود؟ مردم محلی چه نقشی در مدیریت و بهرهبرداری دارند؟ درآمد گردشگری چگونه میتواند به حفاظت و جامعه محلی بازگردد؟ منابع مالی پایدار حفاظت از کجا تامین میشود؟
همچنین کشورها باید درباره وضعیت حفاظت از آثار جهانی خود پاسخگو باشند. در صورت بروز تهدیدهای جدی نیز ممکن است اثر در فهرست آثار در معرض خطر قرار گیرد و در شرایط بسیار استثنایی، حتی احتمال حذف آن از فهرست میراث جهانی وجود دارد. اکبر میرهاشمی از اساتید میراث فرهنگی درباره میزان کمکهای بینالمللی میراث جهانی ایران به «آگاه» میگوید: ثبت جهانی یک اثر به معنای دریافت خودکار بودجه از یونسکو نیست، اما امکان استفاده از ظرفیت صندوق میراث جهانی و دیگر همکاریهای بینالمللی را فراهم میکند. صندوق میراث جهانی از محل کمکهای دولتهای عضو، کمکهای داوطلبانه و دیگر منابع تامین میشود و کشورها میتوانند برای پروژههای مشخصی مانند حفاظت اضطراری، مطالعات تخصصی، آموزش، تهیه برنامههای مدیریتی و برخی اقدامات فنی درخواست کمک کنند. میزان این کمکها ثابت نیست و به نوع پروژه و ضرورت آن بستگی دارد از این رو، مسئولیت اصلی تامین هزینههای حفاظت همچنان بر عهده کشور صاحب اثر باقی میماند. وی میگوید: یک سایت جهانی جدا از اینکه باید توسط نهاد تصمیمگیر برای جهانی شدن آن حمایت مالی شود میتواند از همکاریهای دوجانبه بین کشورها، موسسات علمی و دانشگاهی، بنیادهای بینالمللی، همکاریهای تخصصی با نهادهایی مانند ICCROM و ICOMOS و پروژههای بینالمللی حفاظت نیز بهرهمند شود. اما این کمکها به دلیل تحریمها و محدودیتهای بانکی، دریافت و انتقال پول برای پروژههای بینالمللی مرتبط با ایران با پیچیدگیهای اجرایی روبهرو است. بنابراین کمکها ممکن است به شکل تامین تجهیزات، اجرای مستقیم یک پروژه، خدمات کارشناسی، آموزش یا اعزام متخصص نیز انجام شود، نه الزاما انتقال نقدی ارز به یک دستگاه ایرانی.
احساس هویت در مردم کشور دارای اثر جهانی
علی دارابی، معاون میراث فرهنگی کشور در یادداشتی به موضوع فواید ثبت جهانی پرداخته و نوشته است: ثبت جهانی میراث ملموس و طبیعی و میراث ناملموس موجب میشود مردم هر کشور نسبت به حفظ، صیانت و معرفی آن اثر احساس تعلق و مشارکت بیشتری کنند. آثار در یونسکو به مثابه دارایی یک ملت و کشور محسوب میشود و تاثیر بسزایی در توسعه و گسترش توریسم و گردشگری دارد هر کشوری که بیشترین سایت ثبت شده جهانی داشته باشد بیتردید از اولین مقاصد گردشگری در جهان محسوب میشود.
احمدی از کارشناسان دفتر حفاظت و مرمت وزارت میراث فرهنگی به «آگاه» میگوید: یکی از خطرهای رایج پس از ثبت جهانی، همین است که همه نگاهها متوجه افزایش تعداد گردشگر شود، اما حفاظت از اثری که دلیل اصلی آمدن گردشگر است، به حاشیه برود. اگر مدیریت یک اثر جهانی درست انجام شود، مهمترین نتیجه آن میتواند تغییر رابطه مردم منطقه با میراث باشد. ثبت جهانی، ظرفیت آن را دارد که یک محوطه تاریخی را از یک «ویرانه قدیمی» یا یک جاذبه محلی، به بخشی از یک سرمایه جهانی تبدیل کند. این تغییر نگاه میتواند زمینه را برای ایجاد شغل در حوزه راهنمایی گردشگری، توسعه اقامتگاههای بومی و خدمات محلی، فروش صنایعدستی و محصولات منطقه، آموزش جوانان، افزایش ارزش اقتصادی خدمات گردشگری، بهبود زیرساختهای عمومی با برنامهریزی درست و ایجاد انگیزه بیشتر برای حفاظت از میراث فراهم کند. وی ادامه میدهد: با این حال، جهانی شدن یک اثر بهتنهایی پول و توسعه پایدار ایجاد نمیکند. اگر برنامهای برای توزیع منافع وجود نداشته باشد، ممکن است سود اصلی گردشگری به گروههای محدودی برسد و مردم محلی، در مقابل، با افزایش قیمت زمین، محدودیتهای جدید در ساختوساز یا فشار ناشی از حضور گردشگران مواجه شوند. احمدی میگوید: پس از ثبت جهانی ساکنان منطقه باید عایدی داشته باشند. ممکن است مردم به جای آنکه خود را شریک حفاظت بدانند، مقررات حفاظتی را مانعی برای زندگی و فعالیت اقتصادی خود تلقی کنند.
براساس آنچه رضا احمدی میگوید: تختجمشید نمونه روشنی از رابطه دوگانه میان گردشگری و میراث جهانی است. جهانی شدن و شهرت بینالمللی، به افزایش بازدیدکنندگان و شناختهشدن بیشتر یک اثر کمک میکند، اما حضور گسترده گردشگر نیازمند برنامه دقیق است.
مسیر حرکت بازدیدکنندگان، میزان دسترسی به بخشهای حساس، رفتار گردشگران، امکانات خدماتی و مدیریت محوطه، همگی باید بهگونهای تنظیم شوند که افزایش بازدید، به فرسایش تدریجی اثر منجر نشود. یکی از چالشهای جدی ایران در این زمینه، کمبود دادههای منظم درباره ظرفیت تحمل گردشگری در برخی محوطههای تاریخی است. نمیتوان صرفا با هدف افزایش آمار بازدیدکنندگان، موفقیت مدیریت یک سایت جهانی را سنجید. گاهی بهترین تصمیم برای حفاظت از یک اثر، محدود کردن دسترسی به بخشهایی از آن است.
به عنوان مثال در شهر یزد پس از ثبت جهانی، پرسش اصلی این نیست که آیا خانههای تاریخی حفظ شوند یا نه بلکه باید پرسید چگونه میتوان کیفیت زندگی ساکنان را افزایش داد، بدون آنکه بافت تاریخی به یک دکور گردشگری تبدیل شود؟ افزایش گردشگر و سرمایهگذاری میتواند فرصت اقتصادی ایجاد کند، اما همزمان ممکن است تغییر کاربری خانهها، فشار بر زیرساختها، افزایش قیمت املاک و خروج ساکنان اصلی را نیز به دنبال داشته باشد. میراث جهانی زمانی موفق است که شهروند بتواند در بافت تاریخی زندگی کند، نه اینکه زندگی روزمره مردم به خاطر گردشگری به حاشیه رانده شود.
در مقابل، برخی آثار جهانی ایران با مسئله دیگری روبهرو هستند نه فشار بیش از حد گردشگر، بلکه کمبود گردشگر و ضعف زیرساخت. چغازنبیل نمونهای است که نشان میدهد ثبت جهانی بهخودیخود تضمین نمیکند یک منطقه به مقصد پررونق گردشگری تبدیل شود. فاصله از مراکز گردشگری، کمبود امکانات و ضعف زنجیره سفر میتواند مانع بهرهبرداری پایدار از ظرفیت اقتصادی یک اثر شود. در چنین شرایطی، ثبت جهانی اگر با برنامه گردشگری منطقهای همراه نباشد، ممکن است بیشتر در کتابها و گزارشها بدرخشد تا در اقتصاد جامعه پیرامون اثر.
نظر شما