در ماه‌های اخیر و با شروع موج اجراهای پاییزه، اخبار مرتبط با قیمت بلیت برخی نمایش‌ها در تهران، موجی از حیرت و اعتراض را در میان اهالی فرهنگ، دانشگاهیان و فعالان رسانه‌ای برانگیخته است. ارقامی که تا پیش از این به کنسرت‌های موسیقی نیز سرایت کرده بود، اینک به سالن‌های نمایش راه یافته. ثبت نرخ‌های ۱.۵ تا ۲.۵ میلیون تومانی برای اجراهای معمول در مجموعه‌هایی نظیر باغ کتاب و اوج‌گیری این قیمت‌ها تا مرز پنج میلیون تومان (دقیقا چهار میلیون و ۹۸۰ هزار تومان) برای صندلی‌های ویژه در پروژه‌های پرچهره و کنسرت‌نمایش‌هایی همچون «آرش» به کارگردانی علی سرابی، شوک سنگینی به بدنه فرهنگی جامعه وارد کرده است.

تئاتر برای کدام مردم؟

آگاه: اگرچه دست‌اندرکاران این پروژه‌ها و روابط عمومی اجراها تاکید دارند که نرخ‌های چند میلیونی فقط به بخش محدودی از صندلی‌ها اختصاص دارد، اما پیامد روانی و کارکرد اجتماعی این ارقام، از سالن‌ها فراتر رفته است. تئاتر که همواره به عنوان رسانه‌ای اندیشه‌ورز، منتقد و خاستگاه طبقه متوسط و دانشجویان شناخته می‌شد، حالا در حال طی کردن فرآیند شتابان کالایی‌سازی و تبدیل شدن به یک تفریح اعیانی و متفاخر است. این چرخش ساختاری، دغدغه‌های عمیقی را درباره آینده فرهنگ عمومی و حذف مخاطبان واقعی هنر نمایش ایجاد کرده است.

چرا صحنه گران شد؟
برای تحلیل چرایی این جهش قیمتی، باید پای صحبت تولیدکنندگان و اهالی صحنه نشست. اقتصاد تئاتر ایران تحت تاثیر تورم عمومی و غیبت حمایت‌های ساختاری با بحران پیچیده‌ای مواجه شده است. نخستین عامل، افزایش جهش‌وار هزینه‌های سخت‌افزاری تولید شامل ساخت دکور، دوخت لباس، گریم، تبلیغات و از همه مهم‌تر اجاره‌بهای سنگین سالن‌ها و پلاتوهای تمرین است. به گفته کارشناسان، تماشاخانه‌های خصوصی برای جبران هزینه‌های جاری و نگهداری سالن، ناگزیرند سهمی بین ۲۰ تا ۳۵ درصد از فروش گیشه هر نمایش را دریافت کنند که این امر فشار مستقیمی بر تعیین بهای بلیت وارد می‌کند.
عامل دوم که معادلات مالی صحنه را برهم زده، ورود گسترده چهره‌های سینمایی و سلبریتی‌ها به تئاتر و جهش نجومی دستمزدهاست. در پروژه‌های تجاری بزرگ، حضور چهره‌های شناخته شده به ابزار اصلی بازگشت سرمایه تبدیل شده است. برخی می‌گویند دستمزد برخی ستاره‌ها به ارقام بی‌سابقه‌ای در حدود شبی ۲۰۰ میلیون تومان رسیده است. این امر موجب شده تا خود بازیگر به جای متن یا کارگردانی به محصول اصلی برای فروش تبدیل شود؛ فرآیندی که در آن خریدار بلیت، نه برای تماشای هنر، بلکه برای دیدن یک ستاره هزینه می‌پردازد.
با این حال، منطق تهیه‌کنندگان نیز متکی بر واقعیات تورمی است. آروند دشت‌آرای، کارگردان تئاتر، با اشاره به اشتغال‌زایی ۳۰ تا ۱۰۰ نفری هر پروژه نمایشی تاکید می‌کند که گروه‌ها به دلیل نبود تمهیدات مالی پایدار و پوشش بیمه‌ای، ناچارند تمامی هزینه‌ها را از محل فروش بلیت جبران کنند. همچنین نادر فلاح با روایت تجربه زیان ۶۰۰ میلیون تومانی در تولید اثر خویش، نشان می‌دهد که ریسک سرمایه‌گذاری در تئاتر مستقل بسیار بالا رفته است.

بلیت تئاتر در ترازوی دستمزد
برای درک دقیق‌تر ابعاد این بحران، سنجش هزینه یک نوبت تئاتر رفتن در مقایسه با حداقل دستمزد مصوب سال ۱۴۰۵ کارگران و کارمندان ضروری است. طبق آمارهای رسمی، پایه مزد ماهانه یک کارگر برای ماه ۳۰ روزه در سال ۱۴۰۵ حدود ۱۶ میلیون و ۶۲۵ هزار تومان و حداقل مزد روزانه حدود ۵۵۴ هزار تومان تعیین شده است.
تحلیل داده‌ها نشان می‌دهد که خرید یک بلیت ۲.۵ میلیون تومانی، به تنهایی حدود ۱۵ درصد از کل حقوق ماهانه یک نیروی کارگری را می‌بلعد و معادل دستمزد ۴.۵ روز کاری اوست. اگر یک زوج متمایل به تماشای نمایشی با بلیت میانگین ۲.۵ میلیون تومانی باشند، بدون احتساب هزینه‌های جانبی رفت‌وآمد، این برنامه تفریحی حدود پنج میلیون تومان هزینه خواهد داشت که معادل ۳۰ درصد پایه حقوق ماهانه و دستمزد ۹ روز کار است. این نسبت برای یک خانواده چهارنفره به حدود ۱۰ میلیون تومان (۶۰ درصد درآمد ماهانه) می‌رسد که عملا حضور آنان را غیرممکن می‌کند.

تبعات فرهنگی از صحنه اندیشه تا شوهای اشرافی
استمرار این وضعیت، پیامدها و خسارات جبران‌ناپذیری برای بافت اجتماعی و فرهنگی به همراه دارد. نخستین قربانیان این فرآیند، دانشجویان، هنرجویان، معلمان و قشر کتاب‌خوان طبقه متوسط هستند که تئاتر را به عنوان محلی برای تفکر و مواجهه با اندیشه دنبال می‌کردند. وقتی یک بازیگر تئاتر، تاکید می‌کند که به دلیل بلیت‌های یک تا دو میلیونی حتی توان تماشای اجراهای جدید برای نقد و بررسی بازی‌ها را ندارد، نشان‌دهنده قطع ارتباط علمی نسل تازه با بدنه حرفه‌ای است.
نتیجه مستقیم این حذف طبقاتی، غلبه نمایش اشرافی و شوهای پرزرق‌وبرق بر تئاتر اندیشه‌ورز و مستقل است. وقتی ذائقه سرمایه‌گذار بر گیشه حاکم می‌شود، آثار نمایشی به سمت دکورهای عریض و طویل، موسیقی زنده تجاری و چهره‌های اینستاگرامی سوق پیدا می‌کنند تا نرخ‌های گزاف بلیت را توجیه کنند. در این چرخه، صندلی تئاتر از یک ابزار تجربه هنری و تامل نقادانه به ابزار تفاخر و پرستیژ طبقاتی تبدیل می‌شود؛ پدیده‌ای که هویت اصیل هنر نمایش را تهدید می‌کند.

غیبت حمایت‌ها؛ بن‌بست حقوقی مدیریت دولتی
پرسش اساسی این است که چرا نهادهای متولی، به ویژه اداره‌کل هنرهای نمایشی، در کنترل قیمت‌ها اقدام قاطعی انجام نمی‌دهند؟ بررسی مبانی حقوقی نشان می‌دهد که مطابق با جزء ۱-۲ از بند (ب) ماده ۴۸ قانون برنامه پنج‌ساله هفتم پیشرفت (مصوب سال ۱۴۰۳ و لازم‌الاجرا تا ۱۴۰۷)، قیمت‌گذاری دولتی به استثنای کالاهای اساسی یارانه‌ای و خدمات انحصاری ممنوع است. از آنجا که تئاتر بخش خصوصی نه کالای اساسی است و نه بازاری انحصاری دارد، اداره‌کل هنرهای نمایشی حق قانون‌گذاری دستوری یا تعیین سقف اجباری قیمت را ندارد.
این ضابطه، همراه با کاهش یارانه‌های مستقیم دولتی، الگویی دوگانه ایجاد کرده است. در یک سو سالن‌های دولتی مانند تئاتر شهر قرار دارند که با دریافت یارانه غیرمستقیم، قیمت بلیت را در حد متعارف نگه می‌دارند و در سوی دیگر تماشاخانه‌های خصوصی هستند که بدون هیچ حمایتی، تابع منطق بازار آزاد شده‌اند. این رهاشدگی نظارتی باعث شده تئاتر مستقل، زیر گام‌های پروژه‌های تجاری تضعیف شود.

نجات صندلی‌هایی که لاکچری شدند
حذف کامل هنر نمایش از سبد فراغت طبقه متوسط، هشداری جدی برای آینده فرهنگ عمومی است. تئاتری که نتواند با مردم و دانشجویان ارتباط برقرار کند، کارکرد نقادانه خود را از دست داده و به تفریحی لوکس و ایزوله تبدیل می‌شود. اگر سیاست‌گذاری فرهنگی قرار است به گسترش هنر کمک کند، باید میان منطق اقتصادی و حق دسترسی همگانی تعادل ایجاد شود.
برای خروج از این بحران، احیای طرح‌های حمایتی ضروری است. مانند تخصیص یارانه‌های هدفمند در قالب «کارت‌های اعتباری فرهنگی» یا بن خرید بلیت ویژه دانشجویان. الزام سالن‌های خصوصی و پروژه‌های بزرگ به تخصیص حداقل ۱۵ تا ۲۰ درصد ظرفیت صندلی‌ها با نرخ ویژه برای مخاطب اصلی این هنر و ارائه تسهیلات دولتی و تخفیف در اجاره سالن‌ها به گروه‌های نمایشی مستقلی که بلیت خود را با قیمت عادلانه عرضه می‌کنند. تنها با اجرای این سیاست‌های حمایتی می‌توان صندلی‌های تئاتر را بار دیگر به قشر فرهیخته جامعه بازگرداند.

تئاتر برای کدام مردم؟

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.