آگاه: حضور هیات عالیرتبه جمهوری اسلامی ایران به ریاست مسعود پزشکیان در اجلاس سران سازمان همکاری شانگهای، فراتر از یک حضور مرسوم دیپلماتیک، گامی راهبردی در روند جانمایی هوشمندانه کشور در نظم در حال ظهور جهانی بود. سران قدرتهای بزرگ منطقهای و فرامنطقهای در شرایطی گرد هم آمدند که مناسبات بینالمللی، پیچیدهترین و حساسترین دوران گذار خود را پس از پایان جنگ سرد تجربه میکند. در چنین فضا و بزنگاه مهمی، پیام کوتاه اما پرمغز وزیر امور خارجه پس از پایان دیدارهای فشرده با مقامات ارشد اوراسیایی، چینی و جنوب آسیایی، قابل توجه است. پیامی که در یک جمله، دکترین راهبردی دیپلماسی جدید ایران را خلاصه میکند: «آینده، چندقطبی و چندجانبهگرایانه است.» این پیام نه یک تحلیل انتزاعی یا ترجیح سیاسی، بلکه توصیفی دقیق و واقعبینانه از واقعیتهای ملموس روی زمین است.
ناتوانی ساختارهای سنتگرای غربی و هژمونی یکجانبهگرای واشنگتن در پاسخگویی به بحرانهای متعدد جهانی، مشروعیت نظام تکقطبی را با چالشهای بنیادی مواجه کرده است. تاکید صریح دیپلماسی کشور بر «ضرورت اتحاد برای مدیریت روند افول یک امپراتوری بیمار»، اشارهای عمیق به شرایط کنونی معماری قدرت در غرب دارد. دههها یکهتازی، تحمیل زیادهخواهیها از طریق ابزار قهری تحریمهای یکجانبه و بیاعتنایی مکرر به حقوق بینالملل، نهتنها ثبات و امنیتی به همراه نیاورد، بلکه کارایی نهادهای ساختهشده در عصر پس از جنگ جهانی دوم را فلج ساخت. در چنین شرایطی، قدرتهای مستقل ناچارند برای جلوگیری از تبعات بیثباتیهای ناشی از رفتارهای غیرقابل پیشبینی غرب، همگراییهای نوینی را سامان دهند.
در همین راستا، حضور فعال ایران در این اجلاس و رایزنیهای سطح بالا با رهبران برجسته منطقهای، حاوی دو اصل کلیدی و مکمل بود: نخست، تصریح بر دفاع غیرقابل مذاکره و اصولی جمهوری اسلامی ایران از حاکمیت ملی و تمامیت ارضی خود در برابر هرگونه هنجارشکنی بیرونی و دوم، فراخوان برای ایجاد رفتارهای دستهجمعی و نهادسازیهای تازه در جهت ساختن نظم عادلانهتر. پایداری و ثبات داخلی کشور در کنار قدرت بازدارندگی، پشتوانه محکم دیپلماتهایی بوده است که در بیشکک، زبان گویای ملت ایران برای رهایی از انحصارگرایی غرب بودند. این همافزایی میان اقتدار میدانی و دیپلماسی فعال، پیام روشن و قاطعی به بازیگران منطقهای و فرامنطقهای ارسال کرد که ایران هیچ فشار یا تهدیدی بر منافع حیاتی خود را برنمیتابد. از سوی دیگر، سازمان همکاری شانگهای امروز دیگر صرفا یک نهاد همکاریهای منطقهای محدود نیست؛ بلکه به الگویی عملی برای معماری نوین امنیت و توسعه بومی تبدیل شده است. ظرفیتهای عظیم اقتصادی، انرژی، ترانزیتی و جمعیتشناختی اعضای شانگهای، زمینهساز شکلگیری نهادهای موازی با ساختارهای غربی شده است. تلاش برای دلارزدایی از مبادلات تجاری، توسعه کریدورهای ترانزیتی منطقهای بهویژه کریدور شمال-جنوب و ایجاد ترتیبات امنیتی دستهجمعی بدون دخالت نیروهای فرامنطقهای، تنها بخشی از ظرفیتهای بالقوهای است که حضور ایران در این پیمان به فعلیت میرساند. موقعیت ممتاز ژئواستراتژیک ایران، پل پیونددهنده اوراسیا به آبهای آزاد و خاورمیانه است؛ موهبتی که قدرت چانهزنی دیپلماتیک کشور را به شکلی چشمگیر ارتقا میدهد. دستاوردهای حضور در بیشکک را باید در تثبیت این واقعیت دید که جهان امروز در حال رهایی از یکهتازیهای قدیمی است. پیام وزیر امور خارجه از قلب اوراسیا، ترسیمی دقیق از افق رو به جلوی سیاست خارجی ماست؛ پیامی که نشان میدهد سیاست نگاه به شرق و تقویت روابط با همسایگان، یک تاکتیک مقطعی برای عبور از فشارها نیست، بلکه جانمایی هوشمندانه و راهبردی ایران در قلب هندسه تازه قدرت جهانی است. جهان فردا از میان همگرایی قدرتهای نوظهور متولد میشود و جمهوری اسلامی ایران با اتکا بر حکمت، عزت و مصلحت، نهتنها بخشی از این نظم جدید است، بلکه نقشی فعال و تعیینکننده در معماری چندقطبی و چندجانبهگرایانه آن ایفا خواهد کرد.
۱۱ شهریور ۱۴۰۵ - ۰۰:۴۶
کد مطلب: ۲۴٬۹۷۹
پیام بیشکک برای آینده چندقطبی جهان
نظر شما