۱۲ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۴:۴۷
کد مطلب: ۲۵٬۰۳۳

قدرت یک کشور تنها در اقتصاد، فناوری و توان دفاعی آن خلاصه نمی‌شود. انسجام اجتماعی، سرمایه‌ای حیاتی است که در آرامش زمینه‌ساز پیشرفت و در بحران عامل تاب‌آوری ملی است. جامعه‌ای که مردم آن، با وجود تفاوت در دیدگاه و سلیقه، سرنوشت مشترکی داشته باشند، در برابر بحران‌ها مقاوم‌تر خواهد بود.

انسجام با پشتوانه اعتماد

آگاه: از همین منظر، تاکید رهبر انقلاب در پیام اخیر خود به مناسبت هفته دولت بر اینکه «ارتکاب هرآنچه به ضرر انسجام اجتماعی باشد، ممنوع است»، صرفا توصیه‌ای اخلاقی نیست؛ هشداری راهبردی درباره یکی از پایه‌های قدرت ملی است. تاکید همزمان بر روایت قدرت و قوت ایران و پرهیز از سخنان ناامیدکننده و دوگانه‌سازی‌های موهوم نیز در همین چارچوب است.
آسیب به انسجام اجتماعی، صرفا یک اختلاف نیست؛ زیرا می‌تواند سرمایه اعتماد و توان جمعی جامعه را فرسوده کند. جامعه سالم به نقد نیاز دارد و نقد منصفانه زمینه اصلاح را فراهم می‌کند. مرز نقد سازنده با رفتار ضدانسجام، در هدف و نتیجه آن است. نقد سازنده ضعف را آشکار می‌کند و در پی راه‌حل است؛ اما تخریب، اختلاف نظر را به دشمنی و بی‌اعتمادی تبدیل می‌کند. حفظ انسجام سکوت یا هم‌راستایی ظاهری نیست؛ مدیریت مسئولانه تکثر دیدگاه‌ها در چارچوب منافع و اصول مشترک است.
یکی از مهم‌ترین آفت‌های انسجام اجتماعی، دوگانه‌سازی‌های موهوم است. هنگامی که مسائل پیچیده کشور به دو جبهه کاملا متضاد و آشتی‌ناپذیر فروکاسته می‌شوند، اختلاف نظر طبیعی می‌تواند به شکاف اجتماعی تبدیل شود. در چنین فضایی، افراد به جای گفت‌وگو، یکدیگر را در قالب ما و آنها تعریف می‌کنند و اعتماد کاهش می‌یابد و قطبی ‌شدن افزایش می‌یابد. جامعه منسجم، جامعه‌ای بدون اختلاف نیست؛ جامعه‌ای است که اختلاف را به گسست تبدیل نمی‌کند. این هشدار تلاشی برای جلوگیری از تبدیل تکثر طبیعی جامعه به شکاف‌های فرساینده است.
آفت دیگر، سخنان ناامیدکننده و تضعیف‌کننده انگیزه‌های ملی است. بیان مشکلات و ضعف‌ها برای اصلاح ضروری است؛ اما تصویر دائمی ناتوانی می‌تواند امید و اعتمادبه‌نفس ملی را فرسوده کند. روایت قدرت و قوت ایران پنهان کردن مشکلات نیست؛ باید همزمان ضعف‌ها و ظرفیت‌ها را دید. ضعف باید شناخته و برای رفع آن برنامه‌ریزی شود؛ اما نباید به سرنوشت محتوم تبدیل شود. روایت صحیح قدرت زمانی اثرگذار است که با قدرت واقعی همراه باشد؛ واقعیت‌های مثبت دیده و برای رفع کاستی‌ها اقدام شود.
انسجام اجتماعی با توصیه به همدلی شکل نمی‌گیرد. پشتوانه اصلی آن، اعتماد عمومی است و با کیفیت حکمرانی پیوند دارد. مردم زمانی اعتماد و احساس تعلق بیشتری دارند که عدالت، پاسخگویی، مسئولیت‌پذیری و حل مسائل ملموس زندگی را در عملکرد مسئولان مشاهده کنند. انسجام یک مسئولیت دوطرفه است: مردم، نخبگان و رسانه‌ها باید از رفتارهای تفرقه‌افکنانه پرهیز کنند و نهادهای حکمرانی نیز باید با افزایش کارآمدی و پاسخگویی، سرمایه اجتماعی را تقویت کنند. در غیر این صورت، فاصله جامعه و حکمرانی اعتماد را کاهش و شکاف‌ها را تشدید می‌کند. راهکاری عملی آن است: هر تصمیم مهم باید پیوست انسجام اجتماعی داشته باشد. علاوه بر سنجش آثار اقتصادی، سیاسی و اجرایی، باید پرسید این تصمیم چه اثری بر اعتماد عمومی و همبستگی دارد؟ آیا فاصله‌ها را کاهش می‌دهد؟ آیا عدالت و مشارکت را تقویت می‌کند؟ چنین نگاهی، انسجام را از یک شعار به معیاری عملی در حکمرانی تبدیل می‌کند.
این مسئله در شرایط جنگ ترکیبی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. فقط توان مادی کشور هدف قرار نمی‌گیرد؛ اعتماد مردم، امید به آینده و پیوندهای اجتماعی نیز اهمیت دارند. ایجاد اختلاف، بزرگ‌نمایی شکاف‌ها و القای ناتوانی جامعه را فرسوده می‌کند. جامعه‌ای با پیوندهای اجتماعی مستحکم، در برابر فشارهای روانی و اجتماعی تاب‌آوری بیشتری خواهد داشت.
انسجام اجتماعی یکی از مهم‌ترین سدهای دفاعی کشور در برابر تلاش‌های هدف‌گیرنده سرمایه اجتماعی، اعتماد عمومی و امید ملی است. در اندیشه رهبر شهید و حضرت امام خمینی(ره)، سرمایه اجتماعی جایگاهی بنیادین دارد. استحکام پیوند میان مردم و حاکمیت، اعتماد، مشارکت، مسئولیت‌پذیری و همدلی از عناصر مهم سرمایه اجتماعی‌اند و بدون آن، برنامه‌های توسعه و حکمرانی نیز پشتوانه اجتماعی کافی نخواهند داشت.
انسجام اجتماعی یکسان‌اندیشی یا حذف تفاوت‌ها نیست؛ متفاوت باشیم، اما دشمن یکدیگر نشویم؛ مشکلات را ببینیم، اما امید را از دست ندهیم؛ نقد کنیم، اما سرمایه اجتماعی را تخریب نکنیم. ایران قوی تنها برخوردار از توان اقتصادی، علمی و دفاعی نیست؛ جامعه‌ای است که در روزهای سخت، پیوندهای درونی خود را حفظ می‌کند و اختلافات طبیعی را به شکاف‌های فرساینده تبدیل نمی‌کند.
انسجام اجتماعی را باید سرمایه‌ای حیاتی برای ایران دانست که در روزهای آرام، مسیر پیشرفت را هموار می‌کند و در روزهای بحران، به سدی دفاعی در برابر جنگ ترکیبی و تلاش برای فرسایش امید، اعتماد و همبستگی ملی تبدیل می‌شود. حفظ این سرمایه، توصیه اخلاقی نیست؛ بخشی از الزامات قدرت ملی و مسئولیتی مشترک میان مردم، نخبگان، رسانه‌ها و نهادهای حکمرانی است. این رویکرد به معنای نادیده گرفتن اختلافات یا مشکلات نیست، بلکه بر پذیرش تفاوت‌ها، گفت‌وگوی مسئولانه، تقویت اعتماد عمومی و تبدیل ظرفیت‌های اجتماعی به پشتوانه‌ای برای حل مسائل کشور تاکید دارد.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.