یکی از بزرگ‌ترین تناقض‌های اقتصاد ایران، نقش‌آفرینی پررنگ بازاری غیررسمی است که از نظر حجم معاملات، سهمی بسیار ناچیز در جریان ارزی کشور دارد. اظهارات متوالی مسئولان بانک مرکزی نشان می‌دهد حجم دادوستد روزانه در بازار غیررسمی در برخی مقاطع حتی به حدود ۵۰۰ هزار دلار کاهش می‌یابد؛ عددی که در برابر تزریق‌های چند ده یا چند صد میلیون دلاری بازار رسمی کاملا ناچیز است. با این حال، همین بازار کم‌حجم همچنان مبنای قیمت‌گذاری طلا، مسکن، خودرو و حتی کالاهای اساسی قرار می‌گیرد.

آگاه: تفاوت اصلی در «حجم معاملات» نیست، بلکه در «سرعت کشف قیمت» و «دسترسی عمومی» است. نرخ‌های رسمی به‌دلیل بروکراسی ثبت سفارش، زمانبر بودن تخصیص و محدودیت‌های هدفمند، برای همه فعالان اقتصادی در دسترس نیستند. در مقابل، بازار غیررسمی فورا نرخ جدید را بر اساس آخرین معاملات عرضه می‌کند. از منظر تحلیلی، فعالان اقتصادی بر اساس «هزینه جایگزینی» تصمیم می‌گیرند. فروشنده‌ای که کالای وارداتی در اختیار دارد، قیمت محصول خود را نه بر اساس نرخ ارز در زمان ثبت سفارش، بلکه بر مبنای هزینه‌ای تعیین می‌کند که امروز برای تامین مجدد همان کالا نیاز دارد. بنابراین، بازار غیررسمی به ملاک محاسبه ریسک و هزینه آینده تبدیل می‌شود.

مکانیسم رشد جهشی نرخ با چند معامله محدود
کلید فهم این پدیده در مفهوم «عمق بازار» (Market Depth) نهفته است. در یک بازار عمیق، سفارش‌های خریدآور سنگین به دلیل وجود عرضه‌کنندگان متعدد در قیمت‌های مختلف، به سرعت مستهلک می‌شوند و تغییر شدیدی در نرخ ایجاد نمی‌کنند. اما در بازار غیررسمی ارز که بسیار کم‌عمق است، سناریو متفاوت پیش‌می‌رود.
- فقدان عرضه‌کننده در سطوح قیمتی: فرض کنید کل عرضه موجود در چند پله قیمتی تنها ۳۰۰ هزار دلار باشد. تقاضای ناگهانی ۴۰۰ هزار دلاری می‌تواند تمام عرضه‌های نزدیک را ببلعد و معامله بعدی را در سطحی به‌مراتب بالاتر ثبت کند.
- شکل‌گیری انتظارات تورمی: ثبت تنها یک معامله در نرخ بالاتر، فورا از طریق شبکه‌های اطلاع‌رسانی منتشر می‌شود. فروشندگان دیگر دست از عرضه می‌کشند و خریداران احتیاطی برای جا نماندن از تورم وارد صف خرید می‌شوند.
- مارپیچ صعودی: کاهش عرضه از یک سو و هجوم تقاضای هیجانی از سوی دیگر، چرخه جدیدی از رشد قیمت را بدون اتکا به حجم واقعی معاملات رقم می‌زند.
چرا تزریق رسمی، اثر بازار آزاد را خنثی نمی‌کند؟
برابری دادن حجم عرضه رسمی با بازار آزاد، خطایی اساسی در تحلیل است. بخش عمده عرضه رسمی به‌صورت حواله و برای واردات کالاهای مصوب انجام می‌شود؛ در حالی که تقاضای موجود در بازار غیررسمی اغلب از جنس اسکناس، تسویه فوری، خروج سرمایه یا حفظ ارزش دارایی در برابر تورم است. علاوه بر این، «عرضه موثر» زمانی معنا پیدا می‌کند که خریدار بدون پیچیدگی اداری و در کوتاه‌ترین زمان به آن دسترسی داشته باشد. 
اگر فعالان اقتصادی نسبت به پایداری عرضه رسمی تردید داشته باشند یا ریسک‌های سیاسی را بالا ارزیابی کنند، تقاضای احتیاطی در بازار آزاد تشدید شده و اثر مداخله بازارساز را خنثی می‌کند.

مسیر اصلاح
حل معضل اثرگذاری بازار غیررسمی با تزریق سنگین منابع ارزی محقق نمی‌شود. تا زمانی که بازار رسمی دسترسی‌پذیر، سریع، شفاف و قابل‌ پیش‌بینی نباشد، بازار کم‌عمق غیررسمی به ایفای نقش خود به‌عنوان «سیگنال‌دهنده تورم» ادامه خواهد داد. برای مدیریت واقعی نرخ ارز، بررسی ابعاد دیگری مانند عمق معاملات، شکاف خرید و فروش و مدیریت انتظارات روانی جامعه از نان شب واجب‌تر است.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.